اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۷

توضیحات:

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۵۷

7
  • تنجز و عدم تنجز تکلیف از باب این تصوری که آقایان در اینجا کردند نیست که به تعداد هر فردی یک تکلیف از ناحیۀ مولا صادر می‌شود؛ در مورد این خمر یک تکلیف از مولا صادر شده است، در مورد این خمر یک تکلیف صادر شده است، در مورد این خمر مشکوک است که آیا تکلیف صادر شده یا تکلیف صادر نشده است و بنابراین مآل و برگشت شک در شبهات موضوعیه به شک در اصل تکلیف برمی‌گردد و مقتضای قاعده در شک در اصل تکلیف برائت است. آیا منظور این است یا نه؟ در مواردی که تکلیف واحد به انحلال عقلی به افراد متعدده انحلال پیدا کند، تکلیف در اینجا انحلال پیدا نکرده است بلکه مکلفٌ به و افراد انحلال پیدا کرده‌اند نه تکلیف، تکلیف انحلال پیدا نکرده است. تکلیف واحد است و عقل در مقام امتثال، تکلیف مولا را به افراد طبیعت واحده منحل می‌کند نه‌اینکه تکلیف متعدد می‌شود، تکلیف متعدد نمی‌شود. تکلیف در اینجا واحد است، می‌گوید که لا تَشرب الخَمر مولا نگفته است که لا تَشرب هذا الخَمر، لا تَشرب هذا الخَمر مولا گفته است که لا تشَرب الخَمر، کی گفته است که لا تشرب هذا الخمر؟!

  • عقل در مقام امتثال می‌گوید که مِن حیثُ إنَّ کُلّ فردٍ من أفراد الخَمریة هو مُحققٌ بِهذا الطَبیعةِ النوعیة فَیتَعدّد التَکلیف بِتعدُّد المَواردِ و الأفراد. اما نه‌اینکه مولا این تکلیف را مستقیماً القاء کند که هذا حرامٌ و دوباره با انشاء جدید و به جعل جدید بگوید که هذا حرامٌ و هذا حرامٌ، این نیست. حتی در مورد أکرم العلماء هم همین است حتی در آنجایی که صیغه، صیغۀ جمع آمده است تکلیف واحد است و افراد در خارج متعدد هستند. وقتی که مولا می‌گوید که أکرم العلماء نه اینکه بگوید ...، آخر این‌طور می‌گویند که أکرم العُلماء موزّعٌ عَلی کُلّ عالمٍ أنّهُ عَلی حَدِّه متعلقٌ لأمرٍ متعلقٌ لطلبٍ یعنی وقتی که می‌گوید أکرم العُلماء، در واقع گفته است که أکرم هذا العالم که در فیضیه راه می‌رود، أکرم هذا العالم که در دارالشفا راه می‌رود، أکرم هذا العالم که دارد در شارع راه می‌رود. أکرم العُلماء بِطلبٍ واحِد، این مقصود است منتها مولا یک وقت منظورش از أکرم العالِم، أکرم طَبیعةَ العالم است، باید طبیعت عالم را اکرام کنیم. یک وقت در اینجا الف و لام، الف و لام جنس است یعنی جنس عالم باید مورد اکرام قرار بگیرد و جمع در اینجا لحاظ نیست؛ عَلی کُلّ شَخصٍ و زیدٍ و عمروٍ و بَکرٍ و خالدٍ یُطلَقُ عَلیه أنّه عالمٌ یَجِبُ إکرامُه شارع به این کیفیت و به این نحو می‌گوید که أکرم العالم.

/