جلسه ۳۵۷
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة
جلسه ۳۵۷
4کلام ایشان ناظر است به اینکه مولا در یک مورد طلبهای متعددی داشته باشد. مثلاً مولا میگوید که لا تَشربِ الخَمر، این لا تَشربِ الخَمر به خمرهای متعدد متعلِق میشود نه خمرها فی زمانٍ ما أو فی مکانٍ ما؛ کُلّ خَمرٍ فی الدُّنیا و کُلّ إناءٍ فی الدُّنیا یُعدُّ خمراً أن یکون مَطلوباً و مُتعلقاً لِطلبِ التَرک. بنابراین به تعداد خمرهای در عالم، طلب مولا هم متعدد خواهد شد، این کلام مرحوم آخوند ناظر به اینجاست. در اینجا مرحوم آخوند قائل به برائت هستند1 چون طلب متعدد است. وقتی که مکلف عالماً یک مورد را اتیان کند، این در اینجا یُعدُّ مُطیعاً. بعد در مورد دیگر اگر شاک باشد و متعلَق مشکوک باشد، قاعدۀ برائت در اینجا جاری است. چرا؟ چون احراز موضوع برای تنجز تکلیف لازم است و چون موضوع در اینجا احراز نشده است بنابراین مکلف در اینجا به صرف اتیان به بعض موارد متیقنه و بعضی موارد معلومه، در اینجا یُعدُّ مطیعاً و بالنسبه به موارد مشکوک مقتضای اصل در آنجا اصل عدم صدق است، این موضوع هم در تحت این عنوان رفت. خب در اینجا اصل برائت جاری است.
اما در آن جایی که طلب، طلب واحد است فی زمانٍ أو فی مکانٍ یعنی یک نهی در یک زمان خاص تعلق گرفته است فرض کنید که در امشب شما این کار را نباید انجام بدهید؛ در امشب نباید این دروغ را بگویید یا این تهمت را بزنید یا در این مکان خاص شما نباید فعل حرام انجام بدهید چه فرقی بین اینجا و مورد اول هست؟! بنا بر فرمایش مرحوم آخوند فرق این است که وقتی که امر روی یک زمان خاص میآید در واقع تمام زمان حکم متعلَق واحد را به خود میگیرد نهاینکه کل فردٍ فردٍ از افراد این زمان متعلق برای نهی میشود، نه! در این زمان؛ در شب احیاء از امشب تا صبح نباید بخوابید یعنی در این زمان منحیثالمجموع متعلَق، متعلَق واحد میشود نهاینکه تمام افراد این زمان هرکدام متعلقهای متفاوت به تعداد میشوند؛ هر دقیقه یک متعلَق نهی؛ در این دقیقه متعلَق نهی، دقیقۀ بعد این متعلَق نهی، نه اینطور نیست. در شب احیاء نهی از نوم از اول غروب آفتاب تا اول طلوع شمس آمده است.2
- . همان.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به وسائل الشیعة، ج ۱۰، كِتابُ الصّیامِ أبوابُ أحكامِ شَهرِ رمضان، 32 ـ بابُ تَعیینِ لَیلةِ القدرِ و أنّها فی كُلِّ سنةٍ و تأكُّدِ استِحبابِ الغُسلِ فیها و إحیائِها بِالعِبادةِ ...، ص ۳54.

