جلسه ۳۵۷
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة
جلسه ۳۵۷
12ما میخواهیم این را بگوییم که از نقطهنظر فنی اگر قرار باشد که تنجز تکلیف بر تحقق آن موضوع مترتب باشد، خب در آنجایی که موضوع هنوز مشخص نشده است پس هنوز تنجز پیدا نشده است. از نقطهنظر فنی آن تنجز تکلیف متعلق و مترتب بر تحقق موضوع نیست، بلکه همانطوریکه ما گفتیم مکلف در مقام احراز باید از عهدۀ تکلیف برآید. یک وقتی شارع خمر را در اینجا میبیند و میگوید که لا تَشرب الخَمر و یک وقتی شارع میگوید که لا تَشرب الخَمر، من کاری ندارم این خمر هست یا خمر نیست من میگویم: لا تَشرب الخَمر. اگر شارع تکلیف را به این نحو بگوید که غناء حرام است، در اینجا ما باید ببینیم که تنجز تکلیف به چه قسم است؟ آیا تکلیف تعلق گرفته است [به اینکه] برفرض تحقق موضوع در اینجا یَحرُم عَلیکَ الغِناء پس در جایی که شبهه داشتید لا یَحرمُ عَلیکَ هذا المورد؟! یا نه، یَحرمُ عَلیک الغِناء عَلی کُلّ حالٍ؛ برای احراز برائت ذمه باید از کُلّ موردٍ اجتناب کنید؟!
إنشاءالله تتمۀ این بحث برای فردا باشد که منظور مرحوم اصفهانی یا مرحوم آخوند که این زمان یا مکان واحد را مطرح کردهاند این است که اینها این مسئلۀ اهتمام تکلیف مولا را با مسئلۀ وحدت مصلحت و وحدت مفسده خلط کردهاند.1
اللهم صل علی محمد وآل محمد
- . تلمیذ: شما فرمودهاید که [تصرف زن] در اموال شخصی خودش هم باید به اذن شوهر باشد؟
استاد: بله، در اموال شخصی هم باید با اجازۀ شوهر باشد.
تلمیذ: این چه نوع دستوری است؟ اخلاقی است یااینکه نه وجوب شرعی است؟
استاد: نهخیر از باب ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآء﴾* است.
تلمیذ: یعنی وجوب هست؟
استاد: بله الزامی است.
تلمیذ: الزامی است؟قیّم بودن شوهر نسبت به مال زن (ت)
استاد: بله مال خودش را بدون اجازۀ شوهر نمیتواند در هرجا خرج کند. بله، شوهر نمیتواند در مال زن تصرف کند و آن یک مسئله دیگر است. یک وقت میگوییم که شوهر مال زن را بردارد و تصرف کند و خرج کند، این حرام است و هر شخصی مال خودش برایش محترم است اما تصرفی که زن میخواهد در مال خودش بکند باید با اجازۀ شوهر باشد، این دو مسئله است. یعنی در واقع شوهر نسبت به مال زن حکم قیّم را دارد و او باید آن مال را در مصلحت زن صرف کند و به کار بیندازد و به جایی بزند که این مصلحت بر آن مترتب باشد.
تلمیذ: پس در اینجا زن هیچ نظری نباید بدهد و اگر با نظر شوهر مخالفت داشته باشد، نظر شوهر مقدّم است؟
استاد: بله نظر شوهر مقدّم است مگر اینکه عرف شوهر را فردی بداند که تصرف در مال او را ـ این دیگر یک مسئلهای است که به خود زن و عرف برمیگردد ـ خلاف غبطه تشخیص بدهد و دیگر دراینصورت این زن میتواند مانع شود. ولی اگر نه یک شوهر عادی است [مطلب همان است]. این مسئله مثل قیمومیت ایتام میماند و دائر مدار غبطه است، مثل امور غبطیه و حسبیه و همین امور است. همانطوریکه یک فرد غیر عاقل و غیر مدبر از طرف حاکم شرع نمیتواند قیّم بر ایتام بشود. اگر یک فردی قیّم شد و بعد عرف تشخیص داد که این خلاف غبطه عمل میکند، درآنصورت از ولایت ساقط است و باید از او سلب ولایت شود، در مورد زن، و شوهر همینطور است. اصل اوّلی و حکم اوّلی در مورد مال زن این است که زن باید مال خود را تحت ولایت شوهر و با اذن شوهر صرف کند. مال برای خودش است و شوهر یک قران هم نمیتواند از او بگیرد و حق ندارد و حرام است ولی دخل و تصرف، صرف، مخارج، معامله و اینها باید با ولایت شوهر باشد و دلیلش هم همان ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآء﴾ است.
البته امروز این حرفها را اصلاً قبول ندارند و میگویند که زن آزاد است و هر کاری دلش بخواهد میتواند بکند. مثلاً شما همین مطلب را درنظر بگیرید که زن بدون اجازۀ شوهر مالش را نمیتواند تصرف کند، چقدر این مسئله در بقاء زندگی و بقاء حیات مؤثر است و دیگر پشتوانه ندارد. حالا اگر احساس کند که پشتوانه دارد، امروز یک شاخ درمیآورد و فردا یک شاخ دیگر درمیآورد و [میگوید که] فلان میکنم و چهکار میکنم. شارع یک چیزی میداند! خب چیزهایی که ما الآن با چشم خود در گیرش هستیم؛ همین افراد و فلان و چیزهای دیگر که هست و داریم میبینیم یعنی الآن ما به رأیالعین داریم احکام شرع را لمس میکنیم. مصالح چیست؟ زن اگر از خودش احساس استقلال کند، با شوهر زندگی نمیکند.
بله ما در شرع راههایی برای عدم تجاوز و عدم ظلم بر زن داریم نهاینکه نداریم. محکمه شوهر یا زوج را ملزم به رعایت عدالت میکند، چرا از اینطرف خراب کنیم؟! چرا از اینطرف اعطای حقوقی به زن بکنیم؟! مثلاً بچه باید احساس کند که در تحت ولایت پدر است. پدری آمده بود به من از اینکه با بچهاش مسئله پیدا کرده است میگفت. به من میگفت که آقا چهکار کنم؟! من در صحبتهایش بهدنبال یک چیزی میگشتم که آن گیر را پیدا کنم. یکدفعه در صحبتهایش گفت: اتفاقاً پول هم اُورت به او میدهم. گفتم که همین است، چرا به او اورت پول میدهی؟! اورت یعنی زیاد. چرا میدهی؟! بچه تحمل و ظرفیت ندارد. تو باید پول بهاندازۀ تاکسی و اتوبوس به او بدهی و اینکه وقتی گرسنه است یک چیزی از بیرون بگیرد همین. تو بهجای اینکه دویست تومان به او بدهی، یکدفعه دو هزار تومان میدهی! خب او هم هزار جا میرود و یا CD و فلان و این چیزها میخرد! بالأخره میخواهد این را خرج کند، با رفقایش و فلان و این حرفها از کجا سر درمیآورد؟! این بچه عقل مدبر که ندارد تا این پول را در جای خودش خرج کند! مثل آن شخص که به بچهاش پول داده که برود [کاری] کند، همه را پفک خریده بود! یک گونی پفک خریده بود! یکی از رفقا میگفت یک گونی پفک خریده بود و آورده بود. این فکر چه میکند؟! میگفت رفتم دیدم که دکان بسته بود، من هم همه را پفک خریدم! حالا پدرش میگفت که چهکار کنم؟! گفتم آخر اینقدر پول را که دست بچه نمیدهند! خب این نمیفهمد پول را برداشته است و گفته حالا این خوشمزه است بخریم! میگوید کسی به کسی نیست!
این مسئله همین است. انسان باید در کیفیت اعطاء [اینها را] لحاظ کند. وقتی که شارع گفته است: ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآء﴾ اینها را میداند و میزان این مسئله، خصوصیات، ظرفیت، سعه و مسائلی که پیدا میشود و مشکلاتی که پیدا میشود را میداند. بالأخره زندگی بدون مشکل که نمیشود، هر کسی مشکلاتی دارد. اگر انسان برای مشکلاتی که پیدا میشود فوراً مفرّ پیدا کند، فوراً در مفر میرود و اگر مفر پیدا نکند در همان مشکلات صبر میکند، خب این یک قاعدۀ طبیعی است.
اگر پدری بچهاش را از خانه بیرون کرد و این بچه رفیق داشت، خب میگوید که میروم خانۀ رفیقم میمانم اما اگر نه، هرجا رفت دید درها بسته است، خب دوباره به خانه باز میگردد و میبیند غیر از اینجا جایی ندارد و آنوقت تربیت میشود. اسلام میخواهد همۀ زندگی را در این خانواده و در این محیط جمع کند. حالا دائماً آمدهاند به زن حق دادهاند دائماً به زن حق دادهاند دائماً حق دادهاند! دائماً داخل مجلس میگویند! من دیشب در روزنامه خواندم که خانمی در ولادت حضرت معصومه سلاماللهعلیها در قم سخنرانی کرده است! بهجای اینکه برود شوهر کند، آمده حکم شرعی صادر میکند! نمایندۀ مجلس هم هست! گفته است که ما در قرآن تفاوت دیۀ زن و مرد نداریم! تو را به خدا ببینید دیگر کار به کجا رسیده است! فقهاء باید تجدید نظر کنند، دیه زن و مرد یکسان است!
اصلاً دارند ضرورت و ضروریات دین را برمیگردانند! مگر ما در قرآن داریم که نماز چهار رکعت است؟! خودش هم رئیس کمسیون زنان در مجلس است و در قم سخنرانی کرده بود که چون در قرآن نداریم فقهاء باید تجدیدنظر کنند! خیلی چیزها در قرآن نداریم، در قرآن نداریم کسی با شما کاری نداشته باشد یا داشته باشد! حالا اگر پسر برود از پدر شکایت کند، پدر را در زندان میاندازند، خیلی هم راحت و قشنگ!
یکی از دوستان و رفقای طهران تعریف میکرد و میگفت که اخیراً دوست من از آمریکا آمده بود، در آنجا چَک در صورت بچهاش زده بود و بچه مثلاً هیجده نوزده سالش بود، بچه رفته شکایت کرده است و پدرش را به زندان برده بودند و بالأخره کلانتری و فلان و مفصّل! چند روز گرفتار بود تااینکه آقازاده رضایت دادهاند که پدر به منزل برگردند! این هیچی نگفته است و شروع کرده با پسرش گرم گرفتن و ملاطفت، او را به ایران آورده است و دَم فرودگاه طهران دوتا کشیده در گوش پسرش زده بود و گفته بود که اینجا دیگر ایران است و آمریکا نیست! فعلاً دو سال تشریف ببر سربازی! همینکه از گمرک رد شدهاند دوتا گذاشته بود درگوشش و این را پرت کرده بود و گفته بود که پدرسوخته اینجا دیگر آمریکا نیست که من را زندان ببری، الآن میآیند و تو را سربازی میبرند، همان جا به آن افسر گفته بود که این مشمول است، او را به زندان بردند! گفت که حالا فعلاً برو من برمیگردم آمریکا تا بعد به تو بگویم که برای تو چهکار میکنم! همینکه از کیوسک گمرک رد شدم دوتا در گوشش خواباندم! گفتم که خیال کردی اینجا آمریکاست؟! دیگر برو گم شو!
* سوره نساء (4) آیه 34. رساله بديعه، ص 39:
«مردان بر زنان بهواسطۀ برترىاى كه خداوند يكى را بر ديگرى داده است قيموميّت دارند.»
حکم الزامی بودن اخلاق، در اسلام (ت)
خب همین است دیگر، خلاف است. اینها مسئلۀ رعایت اینکه مرد است، پدر است، احترام دارد و ادب است را [نمیکنند]! یعنی وقتی بنا بر یک حکومت ظاهر باشد، مسائل اخلاقی دیگر در اینجا مورد توجه قرار نمیگیرد. اسلام اخلاق را هم بهعنوان احکام الزامی آورده است و داخل در اینجا و در جریان زندگی و تشریع کرده است. مادری گفتهاند! پدری گفتهاند! قضیه که اینطوری نیست. البته از آنطرف هم هست و ممانعت میکند و جلوگیری میکند و نمیگذارد تعدی بشود.
- . تلمیذ: شما فرمودهاید که [تصرف زن] در اموال شخصی خودش هم باید به اذن شوهر باشد؟

