اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۷

توضیحات:

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۵۷

10
  • ملاک برای برائت و عدم برائت

  • بنابراین ملاک برای برائت و عدم برائت عبارت از تحقق موضوع علماً یا عدم تحقق موضوع علماً است، به این برمی‌گردد و به اینکه زمان واحد است و مکان واحد است برنمی‌گردد. اگر موضوع علماً محرز شد نهی به آن تعلق می‌گیرد، ولو اینکه در ازمنۀ متفاوته باشد. کُلّ موضوعٍ یُعدُّ عِند العُرف خَمراً فَیجُب الاجتنابُ عَنه فی هَذا الیوم أو بعد أو بعد أُسبوعٍ أو بعدَ شَهر وَ هَلُم جَرّا. اگر موضوع علماً محقق نشد، نهی به آن تعلق نمی‌گیرد. هذا الماء؛ این مایع مشتبهه است به شبهۀ بدویه، این مایع مشتبه بین الخمر و الماء است و وقتی مشتبه است، اصالة الطهاره محکّم است. در اینجا موضوع برای خمر محقق نشده است، حالا چه لا تَشرب الخَمر فی هَذه الَیلَة و چه لا تَشربِ الخَمر فی تَمام العُمر، چه فرقی می‌کند؟! هیچ [فرقی نمی‌کند] یکی است و اگر موضوع محقق نشود بین زمان واحد و اینها فرقی نمی‌کند. مثل اینکه در اینجا می‌گوید که لا تَنَم فی لَیلةِ الإحیاء، حکم به عدم نوم در لیلة الإحیاء به مجموع لیلة الإحیاء من‌حیث‌المجموع لا بفردٍ و لا بوقتٍ خاصٍ و لا بِتَعدد الأفراد تعلق گرفته است پنج دقیقه به پنج دقیقه نه، بلکه من‌حیث‌المجموع. اگر در یک مورد شک کنیم که این موضوع در تحت این عنوان نوم نیست، بنابراین نسبت به این مورد هم نهی تعلق نمی‌گیرد چطور اینکه شرب ماء در لیلة الاحیاء منافاتی [با آن ندارد].

  • من یادم است آن موقع‌ها ـ زمان شاه ـ که زمان کوچکی و صغر سن و اینها بود به مسجد قائم می‌رفتیم. الحمدلله این مسجد قائم در یک محلۀ پر برکتی بود، این‌طرفش شرب خمر بود و آن‌طرفش شرب خمر بود و آن‌طرفش چیزهای دیگر بود و خلاصه همه جور در آنجا مجتمع بودند! در شب بیست و یکم من دیدم دو نفر ایستاده‌اند، یکی گفت که فلانی امشب فلان‌جا می‌روی؟! مثلاً جای خیلی عالی! گفت که شب بیست و یکم است به‌خاطر علی نمی‌روم و فلان کار را نمی‌کنم! گفت که پس چرا رفتی عرق خوردی؟! گفت حالا عرق عیبی ندارد و منافاتی با شب قدر ندارد ولی آن کار بد است و به‌خاطر علی انجام نمی‌دهم! جدی داشت می‌گفت! مردم این‌طوری هستند! گفت عرقش عیبی ندارد، آن مسئله‌ای نیست ولی آن را به‌خاطر علی نمی‌روم! باز هم خوش به حال آنها که یک معرفتی دارند، ما که خیلی کارمان خراب است.

/