جلسه ۳۵۳
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة
جلسه ۳۵۳
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
تعلق طلب؛ طلب فعل یا طلب ترک به مسئله و حکم و انحایی تقسیم میشود که یکی از آن وجوه و انحاء این است که طلب به صرف الوجود تعلق بگیرد و درمقابل صرف الوجود، طلب به صرف العدم یا به تعبیر دیگر به عدم مطلق تعلق بگیرد. یعنی نقیض صرف الوجود، عدم مطلق و یا عدم کلی است که از آن تعبیر به عدم لا بشرطی میشود.
معنای صرف الوجود
صرف الوجود به این معنا است که مولا نفس طبیعت را، با اولین محقِق و معیِّن آن در خارج طلب کرده است. فرض کنید در حج مولا از مکلف صرف الوجود حج را طلب کرده است بنابراین با اتیان به اول دفعه و اولین محقِّق، اطاعت آن صرف الوجود و اطاعت آن امر خواهد شد. ولی مولا دیگر کاری به تکرار یا به عدم تکرار ندارد و نفس اتیان به آن مورد، مورد نظر است.
گاهی از اوقات صرف الوجود به معنای انحصار مکلفٌ به است یعنی غرض مولا با همان اولین محقِق و مخصِص آن طبیعت حاصل میشود و دیگر مصلحت برای تکرار آن فعل وجود ندارد. مثلاً مولا میخواهد شخصی را که از جایی آمده است اکرام کند، یک شب اکرام میکند و بعد فردا آن شخص مسافرت میکند و دیگر برنمیگردد. خب الآن قرض از أکرم زیداً نفس صرف الوجود این اکرام است و غرض با این اکرام حاصل شده است و دیگر هم تکرار نخواهد شد. اما در مورد حج بااینکه مسئله به صرف الوجود تعلق گرفته است اما درعینحال در نیت مولا عدم تکرار و یا تکرار نیست و از روی ادلۀ دیگر استفادۀ استحباب برای مستطیع در سنوات آتیه میشود.
معنای عدم کلی و عدم مطلق
در مقابل صرف الوجود مناقض با صرف الوجود را بنا بر رأی مشهور عدم کلی و یا صرف العدم و عدم مطلق ذکر کردهاند. عدم کلی و عدم مطلق به این معنی است که مقصود از نهی و طلب ترک از جانب مولا نفس محقِق طبیعت کلی به اولین مرتبه و به اولین دفعه است. یعنی وقتی که مولا میگوید که لا تَشربِ الخَمر ـ این مثال را آوردهاند ـ مقصود از این نهی، عدم شرب ولو به اولین دفعۀ شرب است، نهی و طلب ترک از مولا بر اولین محقِق این عدم تعلق گرفته است و از آن نهی میکند و بعد از تحقق آن طبیعت بهواسطۀ عصیان، نهی مولا تعلق به اولین عدم در مرتبۀ بعد گرفته است وَ هلُم جَرّا. این معنای عدم کلی است.

