
ارتباط با امام زمان علیه السّلام
توضیحاتی دربارۀ مکاشفه، مشاهده و رؤیت اولیا
استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه، در یکی از جلسات درس خارج اصول، به توضیح تفاوت مکاشفه و مشاهده میپردازد؛ مکاشفه تجربهای باطنی و فردی است که ممکن است ناشی از قوه خیال باشد و دیگران آن را نمیبینند، در حالی که مشاهده آثار ظاهری دارد و دیگران نیز میتوانند آن را ببینند. ایشان ضمن نقل کلامی از مرحوم آقای انصاری میفرمایند: بیش از 90 درصد تشرفات محضر امام زمان علیه السلام از سنخ مکاشفه بوده است. برای تشخیص مشاهده و مکاشفه بودن تشرف، شخص باید اهل فن، دارای مراتب نفسانی بالا و توانای در تشخیص بین شهود و کشف باشد. مرحوم استاد در پاسخ پرسشی پیرامون روایاتی که ادعای مشاهده قبل از خروج سفیانی را تکذیب میکنند، میفرماید: این نهی در مقام اثبات و اعلان عمومی است نه نفی امکان رؤیت برای افراد خاص و در همین راستا به داستان مشاهده امام زمان در دوران کودکی خود و ملاقات مرحوم حداد با آن حضرت اشاره میکنند. استاد حسینی طهرانی در پایان به فلسفه متفاوت بودن انقلاب روحی افراد پس از مشاهده پرداخته و آن را مرتبط با سطح معرفت شخص میدانند.
ارتباط با امام زمان علیه السّلام
3استاد: مسئله، مسئلۀ خارجی است؛ آثار خارجی باید داشته باشد.
تلمیذ: نمیشود امام جایی باشد کسی نبیند، فقط یک شخص ببیند؟
استاد: چرا، این میشود. حضرت خودش را از دیگران مخفی کند. ولی عرض کردم [که] این یکی از این مسائل است؛ مثلاً آثارش پیدا میشود برای خود آن شخص، خصوصیّاتِ ظاهری روشن میشود. مثلاً فرض بکنید که نحوۀ ادراک، نحوۀ ادراک در شهود با نحوۀ ادراک در کشف متفاوت است. آن اثری که در نفس باقی میگذارد و میماند [و] استمرار دارد، آن اثر در شهود بیشتر از کشف است و بعداً برای خود نفس پیدا میشود که آیا این شهود بوده یا کشف بوده؛ یعنی آن اثر [شهود] قویتر میماند بر ذهن و بر قوای دماغیّه، تا از کشف.
تلمیذ: چون یک حقیقت واقعۀ خارجی بوده است امام تأثیر در نفس گذاشته است!
استاد: خارجی است، بله.
تلمیذ: اینجوری [میتوانیم بگوییم]؟
استاد: بله.
اهمیت خُبرَویّت در تشخیص کشف از شهود
تلمیذ: ولی این چون قوۀ خیال فقط دخیل بوده است...!
استاد: فقط قوۀ خیال بوده است، فقط یک آثاری میماند و بعد میرود؛ البته در صورتی که آن شخص دائماً با این مسئله اشتغال نداشته باشد! اگر دائماً اشتغال داشته باشد برای این شبهه پیدا میشود و در اینجا مسئلۀ خبرویّت پیش میآید. لذا مرحوم آقای انصاری میفرمودند:
90 درصد اینهایی که مدعی رؤیت هستند، همه مکاشفه بوده است! اینهایی که همه را در نجم الثابت دارد،1 اینها همه مکاشفه است.
تلمیذ: آقای انصاری این را فرموده بودند؟
استاد: بله.
تلمیذ: من شنیده بودم... .
استاد: بله، میگفتند:
از جملۀ افرادی که دیدهاند، آن حاج علی بغدادی بوده که در مفاتیح هم صاحبمفاتیح ذکر کرده،2 ایشان بوده از جملۀ آنها.
تلمیذ: یا مرحوم بحرالعلوم مثلاً!
استاد: بحرالعلوم که بله! آنکه مسئلهاش بهنحو عادی بوده.3
تلمیذ: بعد اینجا یک سؤالی کردهاند از بنده که: «مثلاً ما از کجا تشخیص بدهیم شخصی که مدعی مشاهده است، ما بفهمیم این واقعاً مشاهده کرده [و] مکاشفه نشده برای او؟»
- نجم الثاقب، ج 2، ص 454 ـ 783، (مجموعاً 100 حکایت).
- مفاتیح الجنان، ص 484؛ نجم الثاقب، ج 2، ص 573.
- نجم الثاقب، ج 2، ص 725 ـ 734.
