اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنبیهات أصالة البرائة - التنبيه‏ 2: حسن الاحتياط شرعا و عقلا

جلسه ۳۴۱

توضیحات:

تنبیهات أصالة البرائة - التنبيه‏ 2: حسن الاحتياط شرعا و عقلا

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۴۱

7
  • وَ لِقائِلٍ أن یَقول که شما از کجا می‌گویید که عقل حاکم است بر اینکه باید این عمل از طرف مکلف به قصد قربت باشد؟! لعلّ اینکه منظور مولا از این عمل در خارج نفسُ الوجود و صرف الوجود باشد یعنی مولا در خارج صرف الوجود را خواسته است. مثل اینکه چطور در واجب توصلی صرف الوجود [را خواسته است مثلاً] طهارت ثوب را [خواسته است]؛ صلات باید با طهارت ثوب باشد سِواءٌ اینکه این طهارت ثوب به قصد وجه باشد یا بدون قصد وجه. چرا؟ از کجا؟ وقتی از امر شارع قصد قربت متمشی نیست، ما می‌گوییم که اصلاً قصد قربت در این شرط نیست. شارع می‌گوید که صَلّ بهذه الأشیاء، خیلی خب حالا من صبح از خواب بیدار می‌شوم و دلم می‌خواهد ورزش کنم، این ورزشی را که می‌خواهم بکنم اول دستم را می‌برم دم گوش و دوتا می‌چرخانم و بعد می‌برم پایین و شروع می‌کنم یک‌خرده هم حرف زدن! حالا حتماً که نباید نماز باشد، فرض کنید که در مورد روزه؛ مگر شارع نمی‌گوید که از اول طلوع فجر تا غروب آفتاب باید امساک کنید؟! اصلاً بنده رژیم غذائی دارم و معمولاً هم از اول طلوع فجر اصلاً چیزی نمی‌خورم. بسیار خوب امر شارع را اتیان کردم! قصد قربت و قصد وجه که در اینجا نیست! از کجا فرق بین تعبدی و توصلی در اوامر شارع از اینجا بیان می‌شود؟! وقتی که قصد وجه از شارع متمشی نیست عقل در اینجا می‌گوید که نه‌خیر اصلاً اینجا قصد وجه [نیست] و شارع صرف الوجود را خواسته است؛ [من‌باب‌مثال] امساک از اول طلوع الفجر إلی غروب الشمس را خواسته است دیگر نیت وجه کجای آن آمده است؟! اصلاً چه کسی گفته است که عقل خواسته است؟!

  • این مسئله و این مشکل در اینجا پیش می‌آید لذا این مشکلی است که تابه‌حال کسی نتوانسته این مشکل را حل کند؛ این قضیه که فرق بین تعبدی و توصلی از کجا پیدا می‌شود. در بعضی از موارد مشخص است که عقل حکم می‌کند به اینکه تعبد است مثل نماز ولی خیلی از موارد مشتبه است، از کجا بفهمیم که این امر، امر عبادی است یا امر غیرعبادی است؟! جواب این مسئله از ظهور دلیل و کیفیت بیان دلیل که متکفل حکم موضوع است استفاده می‌شود. ببینید یک وقتی دلیلی که برای ما حکم موضوع را بیان می‌کند به نحوی است که عقل حکم می‌کند لا یُمکِنُ الإتیانُ بِهذا إلاّ بِقَصدِ الوَجه مثلاً در باب صلات، هیچ‌کسی حتی ورزش هم بخواهد بکند اول نمی‌گوید که الله اکبر بعد ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ * ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾،1 این به ورزش چه ارتباطی دارد؟! به ریاضت چه ارتباطی دارد؟! بعد برود رکوع و بعد بلند شود برود دوتا سجده کند! حالا کسی که ورزش می‌کند فرض کنید که شش‌تا سجده می‌کند چون مثلاً می‌خواهد شکمش داخل برود! اما اینکه دوتا بلند بشود و بنشیند، قطعاً اگر شخص در مقام امتثال بخواهد این را انجام بدهد، به چه نیت انجام می‌دهد؟ قطعاً به نیت اطاعت انجام می‌دهد، امکان ندارد [به نیت دیگری انجام دهد] یعنی عقل در اینجا حکم می‌کند که این نحوۀ عمل عملی است که مترتباً عَلی أمر المولیٰ باید انجام بگیرد. یااینکه در مورد روزه هم همین‌طور است و باید امساک باشد، امساک [یعنی] یک قطره آب هم نباید [بخورد]. این‌طور نیست که مثل طهارت ثوب باشد که شارع بگوید که باید لباس صلات با طهارت ثوب باشد. حالا یک وقتی خود انسان این لباس را داخل آب می‌کند و بیرون می‌آورد و یک وقتی خود این لباس را داخل آب می‌رود، در هردو نفس صرف الوجود یعنی همان طهارت حاصل شده است.

    1. . سوره فاتحه (1) آیه 1 و 2.
/