جلسه ۳۳۴
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن
جلسه ۳۳۴
5اما میماند مسئلۀ حرمت و جواز دخول در صَلاة؛ طبق روایتی که از امام صادق علیهالسلام راجع به فِراء هست حضرت میفرمایند که «لا تُصَلِّ فیها إلّا فیما كان مِنهُ ذكیّاً»1 از حضرت سؤال میکند که آیا در هر فراء یا در هر جلدی میشود نماز اقامه کرد؟ حضرت در آنجا میفرمایند که «لا تُصَلّ» نماز خوانده نمیشود «إلّا فیما كان مِنهُ ذكیّاً». اینهم در اینجا عدم جواز صلاة با فراء در صورت غیر تذکیه ثابت میشود و با استصحاب عدم تذکیه ما در اینجا عدم جواز دخول در صلاة را میتوانیم استفاده کنیم.
قضیۀ نجاست میماند که در مسئلۀ نجاست شارع حکم عدم نجاست را مترتب بر تذکیه نکرد. در کدام آیۀ قرآن داریم که نجاست مترتب بر عدم تذکیه است؟! آنچه که ما در اینجا داریم نجاست مترتب بر میته است؛ در مورد میته شارع حکم نجاست را مترتب بر میته کرد. ما که در آیات قرآن نداریم که این الآن میته هست یا نه. اینکه الآن شک در تذکیه و عدم تذکیه است عنوان غیر مذکّیٰ بر آن بار است نه عنوان میته. اگر شما در اینجا بگویید که با استصحاب عدم تذکیه حکم به میته میکنیم، این اصل مثبت میشود؛ یعنی وقتی که شما استصحاب عدم تذکیه کردید هذا غیر مذکّیٰ، آیا این عنوان غیر مذکّیٰ مساوی با عنوان میته است؟ نهخیر اینطور نیست. بله، فرد غیر مذکّیٰ، میته است؛ به عبارت دیگر لازمۀ غیر مذکّیٰ میته بودن است و أنّیٰ لَنا بإثباته، این اصل مثبت میشود. حکم به میته کردن بهواسطۀ استصحاب عدم تذکیه، چیزی نیست جز قبول به مثبتیّت و پذیرفتن اصل مثبت وَ هوَ لا یُقبَل.
بنابراین از اینجا میشود استفاده کرد که در مورد فراء و جلودی که شک در تذکیه هست استصحاب عدم تذکیه، موجب حرمت أکل و موجب عدم جواز دخول در صلاة خواهد شد و اما در مورد نجاست، حکم به طهارت باید کرد. این طبق همان فتوای آقای خوئی است که من شنیدهام ـ البته خودم ندیدهام ولی شنیدهام ـ ایشان فتوا به این مسئله میدهند. منشأ و ریشۀ برای این فتوا اینطور است.
- . الكافي، ج 3، کتاب الصلاة، بابُ اللباسِ الَّذی تُكرَهُ الصَّلاةُ فیه و ما لا تُكرَه، ص 397، ح 3.

