جلسه ۳۳۱
توضیحات:
بحث نوروز 3
جلسه ۳۳۱
8اما فعلاً صحبت راجع به قسم سوم است بنابراین از این نقطهنظر هم اشکال مرحوم آقای خوئی بر این اوامر ارشادیه وارد نیست. ایشان در اینجا تقریر ثانی را تأیید میکنند و میگویند که تقریر ثانی بسیار تقریر خوبی است و باید به این کیفیت باشد. چرا؟ زیرا این مسئله یک مسئلۀ عادی است، چه اشکال دارد که شارع بهعنوان ثانوی که عنوان بلوغ است ... دلالت ثوابی که بر یک دعایی دارد، یک جنبۀ واقعی دارد و حکم الله نفسی دارد و یک جنبۀ عنوان ثانوی که عنوان بلوغ است دارد. الدّعاءُ یَومُ الَأحَد إمّا لَهُ ثوابٌ أو لَیسَ لَهُ ثوابٌ آن مسئله حکم الله واقعی میشود. اما همین دعا وقتی که بهعنوان بلوغ معنون بشود شارع یک ثوابی را بر آن مترتب میکند، این چه اشکالی دارد؟! چه اشکالی دارد به این کیفیت باشد؟! اشکالاتی که بر تقریر اول و تقریر سوم است در اینجا وارد نمیشود.
لذا ایشان میفرمایند که در اینجا اتفاقاً مردم این را میپذیرند که اگر به شخصی نسبت به یک مسئلهای بلاغی برسد و ترتیب اثر بدهد، در اینجا شارع ممکن است نسبت به تلاشی که میکند و زحمتی که میکشد، ترتب اثر بدهد و خلاصه این را به اجر و ثواب و اینها برساند.
اشکالی که در این تقریر ثانی بنا بر [نظر] ایشان بر این مسئله میشود این است که مسئله در اینجا این است که در این عنوان ثانی که عنوان بلوغ است حکم به ترتب ثواب میکنید، اینکه خلاف است و همان تصویب است. چطور شما حکم میکنید بر اینکه اگر این موضوع به یک عنوان ثانوی معنون بشود، شارع بر او حکمی را بار میکند؟! این از کجای این روایات «مَن بَلَغ» درمیآید؟!
این دیگر دراینصورت نمیتواند خبر ضعیف باشد چون عقل به خبر ضعیف ترتیب اثر نمیدهد مسئله این است. مثل اینکه یک بچۀ پنجساله به شما بگوید که آقا یوم الأحد فلان دعا را بخوان، شما به «مَن بَلَغ» عمل میکنید؟! این عقل شما میگوید که چون بچۀ شما گفته است که بنده در کتاب دیدم یا شنیدم در کوچه که فلان آقا میرفت و میگفت که فلان صلات را در فلان روز بخوان، [عمل کنید]؟! اصلاً اعتنا نمیکنید. خب طبق ارشاد عقلی عمل کنید دیگر!

