جلسه ۳۳۱
توضیحات:
بحث نوروز 3
جلسه ۳۳۱
5«الطوافُ بِالبیتِ صلاةٌ» دائرۀ صلاتیت را توسعه میدهد، موضوع را توسعه میدهد. میگوید که صلاة عَلی نوعُیَن؛ نوعٌ واحد یَبتدَءُ بِالتَّکبیر وَ یَختَتمُ بالتشهد و التهلیل. این یک صلات است، صلات دیگر صلاتی است که الطوافُ حَول البَیت بِهذا الشَّرائط بنابراین تعبداً و مجازاً دو فرد برای موضوع شارع تأسیس میکند. فرد اول همان فردی که آن موضوع برای او مترتب است و متحقق در او است. فرد دوم موضوع، موضوع تأسیسی و تعبدی است.
در مانحنفیه دلیل حجّیت، در هر دلیلی اقتضای اعتبار و الغاء احتمال عدم اعتبار را میکند. آن کجاست؟ در موارد دیگر است مانند احکام وجوبیه و احکام تحریمیه و همینطور سایر احکام. در اینجا ممکن است شارع با بیانی دائرۀ حجّیت را توسعه بدهد؛ چه در مواردی که احتمال خلاف در آنجا میرود و چه در مواردی که در واقع احتمال خلاف بر خود آن شخص متحقق بشود یعنی قطعی بشود، باز در اینجا دائرۀ حجّیت را توسعه میدهد. [یعنی] چه در آنجایی که روایت، روایت عادی است، خب در آنجا با اینکه ابتدائاً احتمال خلاف را میدهد شارع در آنجا بهواسطۀ وثاقت و عنایت به الغاء احتمال عدم اعتبار، کلام راوی را واسطۀ در اثبات حکم قرار میدهد و در اینجا خودش هم تصریح میکند و میگوید که اگرچه احتمال خلاف بهواسطۀ ضعف راوی که احتمال عقلایی است وجود دارد ولی درعینحال به این احتمال عدم اعتبار بهواسطۀ ضعف راوی اعتنا نکن. خب این توسعه در موضوع دلیل است و این حکومت است.
خب این اشکالی است که بر جواب از اشکال آقای خوئی بر تقریر اول مترتب میشود. البته در اینکه آیا این تقریر اول درست است یا درست نیست، در مورد این بعداً صحبت میکنیم، فعلاً این اشکال به این مسئله است.
نسبت به تقریر سوم که ارشاد به حکم عقل است به این بیان اشکال وارد شده است که در تقریر حکم و ارشاد بهسوی حکم عقل، عقل جنبۀ تشویق و ترغیب ابتدایی ندارد و موضوع در حکم عقل به مدح بعد الإتیان فعل است. به این بیان که اگر شخصی در طلب رضای مولا باشد و عملی را انجام بدهد و بعد کشف کند که این عمل مخالف با رضای مولا است، سیرۀ عقلائیه بر این است که از آنجایی که این شخص واجد آن شرایط و قرائن محققۀ موضوع بوده است، لذا در اینجا عقلا نهتنها او را قدح نمیکنند بلکه او را به جهت اینکه داعی طلب رضای مولا بوده است مدح میکنند؛ یعنی استقرار سیرۀ عقلائیه بر مدح عبد بعد اتیان فعل است. مثل اینکه چطور در باب تجرّی گفتیم که اگر شخص متجرّی عملی را انجام بدهد که تصور و تخیل بر انطباق با رضای مولا باشد بعد انکشاف خلاف بشود، سیرۀ عقلائیه بر مدح او بود و در اینجا حسن فاعلی مورد توجه است. درحالتیکه در این روایات تشویق و ترغیب را میبینیم و روایات دلالت بر مدح این مکلف میکنند بعدَ إتیانَ العَمل إذا صادَفَ خِلافَ الواقع کذا اینهمه روایاتی که داریم؛ بهخصوص آن دو روایت مروان و عمران زعفرانی که مجهول بود گرچه خب با آن مشهور انجبار پیدا میکند، در آنجا همه تشویق و ترغیب بود.

