جلسه ۳۳۱
توضیحات:
بحث نوروز 3
جلسه ۳۳۱
3حجیت نفسی و تعبدی
این دلیل تعبدی است و حجّیت تنزیلی همین است. حجّیت یا حجّیت نفسی و تکوینی مانند علم و قطع است که حجّیت اینها حجّیت ذاتی است و حجّیت نفسیه دارند یا حجیت، حجّیت تعبدی است. یعنی خود این دلیل ذاتاً حجت نیست و از ناحیۀ شارع به این دلیل اعطاء حجّیت میشود مانند خبر ثقه که از ناحیۀ شارع اعطاء حجّیت شده است، این حجّیت تنزیلی و تعبدی میشود.
حجیت تنزیلی و تعبدی به معنای الغاء احتمال خلاف است اما در حجّیت ذاتی و حجّیت نفسی اصلاً احتمال خلاف نیست چون انسان علم دارد و وقتی که علم دارد دیگر احتمال مخالفت با واقع در خبر نمیرود بنابراین به این دلیل نمیتوانیم تقریر اول را بپذیریم. بنابراین در تقریر ثانی یا تقریر ثالث منحصر میشود.
اشکالی که متوجه این جهت میشود این است که در مسئلۀ حجّیت تنزیلی و حجّیت تعبدی الغاء احتمال خلاف نیست زیرا احتمال خلاف مسئلهای نیست که وضع و رفع آن به ید شارع باشد. در مسائل تکوینی وضع و رفع به ید شارع نیست بلکه این مسئله مسئلۀ خارجی است. بله! از نقطهنظر ترتب آثار و تبعات بر احتمال خلاف، آن ترتب آثار وضعاً و رفعاً به ید شارع است و لا نعنی بالتعبّد إلاّ هذا. در مسئلۀ حجّیت تنزیلی الغاء احتمال خلاف نیست، الغاء احتمال عدم اعتبار است نه الغاء احتمال خلاف، در روایت «العَمریُّ و ابنُهُ ثِقَتان فما أدَّیا إلَیكَ عَنّی فَعَنّی یُؤَدّیان» منظور امام هادی علیهالسّلام این نیست که در اینجا احتمال خلاف را الغاء کنند چون الغاء احتمال خلاف به دست امام نیست؛ به هر کیفیتی احتمال خلاف را میدهیم که الآن این راوی گرچه جلیلالقدر است و گرچه از صحابی بزرگ است ولی بشر است، امام که نیست بشر است و ممکن است در این روایت اشتباه کرده باشد. آنوقت در اینجا امام علیهالسّلام به چه بیانی در مانحنفیه اعطاء حجّیت میکند که احتمال خلاف است، با این بیان که تبعات احتمال خلاف را تعبداً رفع میکند، تبعات آن چیست؟ عدم الاعتبار است. امام علیهالسّلام در اینجا میفرماید که اگرچه احتمال خلاف در روایت عَمری هست ولی به این احتمال خلاف توجه و اعتنا نکن. امر این به ید شارع است.

