اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن بحث نوروز 1. بررسی دلالت و سند روایات نوروز(1)

جلسه ۳۲۹

توضیحات:

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن بحث نوروز 1. بررسی دلالت و سند روایات نوروز(1)

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۲۹

4
  • تلمیذ: این «عده» در مقابل «بعض» هستند؟

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: اگر تعبیر به بعض کند چطور؟

  • استاد: روایت مرسله می‌شود ولی «عدّةُ من أصحابنا» یعنی مسئله مسلّم است. این روایت روایت صحیح است. در این روایت دارد که «لَیسَ هو علیهم» یعنی این شخص بر مرام اینها نیست. از این عبارت معلوم می‌شود که در دین اسلام این عید و این قضیه به‌عنوان عید نیست بلکه آنها عید می‌گیرند اما این «لَیسَ هو علیهم» یعنی این آنها را قبول ندارد؛ در عین اینکه آنها مسلمان‌اند. اگر یک وقت بگوید که «لَیسَ هو علیهم» یعنی آنها زرشتی‌اند و او مسلمان است، این یک معنا دارد ولی در عین اینکه آنها مسلمان هستند «لَیسَ هو علیهم»؛ این بر آن مرام نیست. این روایت روایت صحیحه‌ای است که می‌تواند به عدم قبول اسلام این عید را به این روایت استشهاد کرد. این یک روایت بود.

  • روایت دوم که معروف است و مورد قبول است همین روایتی است که این منبری‌ها و وعّاظ بالای منبر می‌خوانند و همین روایت است. از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است:

  • و أُتیَ عَلیٌّ علیه‌السلام بهَدیَّةِ النَّیروزِ فقال علیه‌السّلام: ما هذا؟ قالوا: یا أمیرالمُؤمنین الیَومُ النَّیروزُ، فقال علیه‌السّلام: إصنَعوا لَنا كُلَّ یَومٍ نَیروزًا.»1

  • و قالوا: «نَیروزنا کل یومٍ».

  • البته بعضی‌ها می‌گویند که سلمان یک هدیه‌ای آورد؛ فالوذجی درست کرد و آورد همین فالودۀ ما. حتی من یادم هست که یک بندۀ خدایی ـ اخیراً هم فوت کرده است ـ راجع به عید نوروز و اینها یک قضیه‌ای بود در زمان شاه و نخست‌وزیر هویدا هم در آن موقع در آن مجلس شرکت کرده بود. آن‌وقت آن منبری برای دلخوشی اینها و برای تأیید نوروز این روایت را آورده بود و خوانده بود.

  • اولاً در اینجا روایت اصلاً سند ندارد. مرحوم صدوق در جلد سوم از همین کتاب من لا یحضر الفقیه نقل کردند و بدون سند آوردند.

  • تلمیذ: اهل سنت هم در سنن بیهقی نقل کرده است البته این‌هم سند ندارد.2

    1. . من لا يحضره الفقيه، ج ۳، کتاب المعیشه، باب الهدیة، ص ۳۰۰، ح 4073.
    2. . السنن الکبری، ج 9، کتاب الجزیة، باب 55 ـ بابُ نَقضِ أهلٍ العَهدَ أو بَعضِهِمُ العَهد،‌ ص 392، ح 18865.
/ 380