جلسه ۳۲۹
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن بحث نوروز 1. بررسی دلالت و سند روایات نوروز(1)
جلسه ۳۲۹
3تلمیذ: مؤلفش را بفرمایید.
استاد: این مؤلف ندارد. برای آقای گلپایگانی است و نوشته است: قام بإعداده مرکز المعجم الفقهی و مؤلف ندارد.
روایت اول روایتی از کافی است:
عِدَّةٌ مِن أصحابِنا عَن سَهلِ بنِ زیاد و أحمدَ بنِ مُحَمَّد جَمیعاً عَنِ ابنِ مَحبوبٍ عَن إبراهیمَ الكَرخیِّ قالَ: سَألتُ أباعَبدِالله علیهالسَّلامُ عن الرَّجُلِ تَكونُ لَهُ الضَّیعَةُ الكَبیرَةُ فإذا كان یومُ المِهرَجانِ أوِ النَّیروزِ أهدَوا إلَیهِ الشَّیءَ لَیسَ هوَ عَلَیهِم یَتَقَرَّبونَ بِذلِكَ إلَیهِ فقال: ”أ لَیسَ هُم مُصَلّینَ؟“ قُلتُ: بَلَى، قال: ”فَلیَقبَل هَدیَّتَهُم و لیُكافِهِم فإنَّ رَسولَ الله صَلَّى الله علیه و آله و سلّم قال: «لَو أُهدیَ إلَیَّ كُراعٌ لَقَبِلتُ و كان ذَلك مِن الدّینِ و لَو أنَّ كافِراً أو مُنافِقاً أهدَى إلَیَّ وسقاً ما قَبِلتُ و كان ذلك مِنَ الدّینِ أبى الله عزّوجلّ لی زَبدَ المُشرِكینَ و المُنافِقین و طَعامَهُم»“.1
اتفاقاً این روایت یکی از مواردی است که میشود از این روایت استفاده کرد که نوروز سنتی است که مورد قبول اسلام نیست. ببینید متن روایت اینطور دارد: «عنِ الرَّجُلِ تَكونُ لَهُ الضَّیعَةُ الكَبیرَةُ»، «ضَیعه» به فامیل، افراد، قوم و خویش میگویند. البته به املاک و چیزهایی که متعلقات به انسان است هم میگویند ولی خب الآن در اینجا منظور فامیل است. فامیل این شخص هم ایرانی بودند به دلیل این قضیه که میگوید، بعد دارد که برای او هدیه میآورند. بعد در اینجا دارد که این شخص بر مذهب آنها نیست. این هدیه را میآوردند که قرب پیدا کنند. از این روایت استفاده میشود که اینها مسلماناند ولکن آدابشان آداب قدیم است حضرت در اینجا میگوید: «فَلیَقبَل هَدیَّتَهُم و لیُكافِهِم» هدیهشان را قبول کند و یک عوضی هم به ایشان بدهد. تقریباً میشود گفت که این روایت، روایت خوبی است.
معنای عبارت «عدّةُ مِن اصحابنا» در کافی
اولاً «عدّةُ مِن اصحابنا» برای کافی است و هرجا که کافی عبارت عِدّةُ ما اصحابنا میآورد یعنی از نظر سند مورد قبول مرحوم کُلینی است یعنی ازدیاد رواتِ حدیث است اما بهواسطۀ کثرت راوی دیگر اسامی را ذکر نمیکند بلکه عِدّة میگوید یعنی عدۀ زیادی از اصحاب سهل بن زیاد و احمد بن محمد همۀ اینها صحیح هستند، ابن محبوب و ابراهیم کرخی هم که افراد مقبول هستند و ضعف ندارند.
- . الکافي، ج 5، کتاب المعیشه، باب الهدیة، ص ۱4۱، ح 2. نوروز در جاهليت و اسلام، ص: 100
«ابراهيم كرخى مىگويد: از امام صادق عليهالسّلام سؤال كردم: مردى است داراى املاك و مزارع بزرگ هنگامى كه روز مهرجان يا نوروز مىرسد رعيّت او هدايايى برايش مىآورند، اين هدايا از روى جبر و اكراه نيست ولى قصد تقرّب و نزديكى به او را دارند، آيا مىتواند هداياى آنان را بپذيرد؟ امام عليه السّلام فرمودند: ”آيا اينها نماز مىگزارند؟“ عرض كردم: آرى. حضرت فرمودند: ”هديۀ آنان را بپذيرد و تلافى نمايد؛ زيرا رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود: اگر ران گوسفندى برايم هديه آورند مىپذيرم، و اين سنّت از دين و شريعت است. و اگر كافر يا منافقى ران شتر يا گاوى به هديه آورد نمىپذيرم، و اين حكم و تكليف را از دين مىدانم؛ خداوند عزّوجلّ إباء نموده است براى من كه از دستمايههاى مشركين و منافقين و غذاى آنان مصرف نمايم.“»
- . الکافي، ج 5، کتاب المعیشه، باب الهدیة، ص ۱4۱، ح 2. نوروز در جاهليت و اسلام، ص: 100

