جلسه ۳۲۹
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن بحث نوروز 1. بررسی دلالت و سند روایات نوروز(1)
جلسه ۳۲۹
11این دو اشکال از نقطهنظر محتوا به این روایت میشود؛ اشکال اول متوجه خود امام صادق علیهالسّلام است نعوذ بالله که این خطاب «ضَیَّعتُموه» به خود حضرت برمیگردد! بهخاطر اینکه شیعه میگوید که من دلیل نداشتم! شما میگویید که ما تضییع کردیم! خب ما که چیزی از شما و پدرانتان نشنیدیم، شما تازه دفعۀ اول گفتید! پس این اشکال متوجۀ خود شما است! ثانیاً ممکن است شخصی بگوید که منظور از «ضَیَّعتُموه» این است که شما زمینه را بهوجود نیاوردید تااینکه ما بیان کنیم، میگوییم که زمینه نمیخواهد! در طول صد و پنجاه سال، همانطوریکه الآن امام صادق پنهانی در گوش تو میگوید که این ایام الله است [دیگران] هم این را بگویند! بالأخره حتماً نباید که پنهانی در گوش تو بگویند! منبابمثال شیعیان خاص امیرالمؤمنین علیهالسّلام و حضرت سجاد علیهالسّلام قضیه را بدانند و برای هم نقل میکنند. همانطور که خیلی از مسائل اینطور است. حداقل این قضیه را بگویند! اگر آنقدر روزه در آن مستحب است و نماز و غسل دارد و امثالذلک و اینقدر انجام مسائل در آن مهم است چطور صد و پنجاه سال هیچکس نباید از آن خبر داشته باشد؟! درحالیکه مستحبات ما مثل اغسال مستحبۀ ما در همان زمان امیرالمؤمنین روشن بود، این دیگر مسئلۀ خاصی نبود. این مسئله موجب میشود که اصل این قضیه و روایت مورد سؤال و وهن قرار بگیرد، حالا کیفَ به اینکه روایت معارضی نسبت به این قضیه موجود است.
تلمیذ: بعد از زمان حضرت هم باز همچنین اتفاقی نیفتاد که مثلاً ائمۀ بعدی یا اصحاب همچنین سیرهای را ادامه بدهند، این قضیه بعد از صد و پنجاه سال بعد از هجرت اتفاق افتاده است، بعد از آن دوباره یک همچنین چیزی نبوده است یعنی ائمۀ بعدی باز یک همچنین سیرهای را نداشتند.
استاد: بله، بلکه خلاف آن بوده است اصلاً روایت موسی بن جعفر علیهماالسّلام خلاف آن است.

