جلسه ۳۲۸
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن سه نظریه راجع به کیفیت اخبار من بلغ
جلسه ۳۲۸
4عجب! واقعاً مجنون است! مردم هم قبول میکنند که دلیل بر افضلیّت او این است! حالا ضمیر سکینه به پیغمبر برمیگردد و پیغمبر فرمودند که «لا تَخَف و لا تَحزَن» این عدم خوف دلالت بر عدم خوف تکوینی و حزن تکوینی میکند که ﴿أَلَآ إِنَّ أَوۡلِيَآءَ ٱللَهِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُون﴾!1 حالا اگر اینها ببینند که بنا بر فقه شیعه و مرام شیعه روایات «مَن بَلَغ» دلالت بر استحباب میکند! دیگر چهکارها که نمیکنند، بیا و بار کن شتر را از روایات مجعوله و اخبار «مَن بَلَغ»! این از نقطهنظر راوی.
و اما از نقطهنظر روایت باید هر روایت چرند و لاطائلاتی را دراینصورت بپذیریم مثل اینکه بگویند که روایت داریم که کسی که دوتا پشتک بزند دوتا حورالعین به او میدهند! کسی که روز فلان چهکار کند ثواب دارد و امثالذلک! میشود خیلی روایت درآورد و خیلی از همینها بهواسطۀ اغراضی درست شدهاند؛ خیلی از این روایات فرض کنید بهواسطۀ اغراض و امراضی درست شدهاند تا جایی که من در یک جا میخواندم که شخصی برای این سورههای قرآن ثواب وضع کرده بود؛ کسی که سورۀ یاسین را بخواند چه ثوابی دارد، ده صفحه نقل کرده بود، کسی که سورۀ واقعه را بخواند، کسی که سورۀ مریم را بخواند، کسی که سورۀ کذا را بخواند و... یکی از این علماء به او برخورد کرده بود و گفته بود که تو از کجا اینهمه روایات را درآوردی و نقل کردی؟! صریحاً گفت که من دیدم مردم به قرآن تمایل کم دارند، آمدم روایت جعل کردم که مردم قرآن بخوانند! ببینید یعنی اینگونه افراد، برای رسیدن به اغراضشان چه میکنند! اینها را در تاریخ داریم. ظاهراً این شخص در زمان سید بن طاووس هم بود. یااینکه فرض کنید که بهخاطر امیالشان و چیزهای دیگر گفتهاند که «مَن أكَلَ بَصَلَ عَكَّةَ فی مَكَّةَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ» امثال این روایاتی که ابوهریره درآورده است.2 هشتاد هزار روایت! خب این روایت «بَصَل» او بر «مَن بَلَغ» هم دلالت میکند پس به مکه برویم و از بصل بخوریم و داخل بهشت شویم! «مَن بَلَغ» است دیگر رجائاً است، چه اشکالی دارد؟! اگر باب این قضیه باز بشود از نقطهنظر روایت و مروی هم هیچ اعتباری به آن نیست.
- . سوره یونس(10) آیه 62. امام شناسى، ج 5، ص 24:
«آگاه باشيد كه براى اولياى خداوند هيچگونه ترس و هيچگونه اندوه و حزنى نيست.» - . سیری در سیره نبوی، مرتضی مطهری، ج 1، ص 130.
- . سوره یونس(10) آیه 62. امام شناسى، ج 5، ص 24:

