جلسه ۳۲۸
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن سه نظریه راجع به کیفیت اخبار من بلغ
جلسه ۳۲۸
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
سه نظریه راجع به کیفیت دلالت اخبار «مَن بَلَغ» از نقطهنظر حجیت و استحباب و ارشاد به حکم عقل عرض شد؛ گفتیم که بنا بر مسئلۀ توسعۀ در حجیت، اشکالی که وارد شده است مبنی بر القاء احتمال خلاف این اشکال وارد نیست زیرا بهطورکلی در مسئلۀ حکومت آن توسعۀ دایرۀ موضوع، حجیت آن قضیۀ حکمیه را ایجاب میکند درصورتیکه موضوع واجد شرایط موضوع آن موسّع حتی نباشد و به همین جهت مسئلۀ توسعه مطرح است والاّ توسعۀ معنا ندارد.
وقتی که میگوییم «الطَّوافُ بِالبیت صَلاةٌ»1 معنایش این است که حتی شرایط آن صلاتیّت که «أولهُ تکبیر و آخرهُ تهلیل» و اجزائش در طواف اخذ نشده است و صرفاً بهواسطۀ آن جهت نورانیّت صلاتیّه که در طواف محقّق است با رعایت بعضی از شرایط، حکم به توسعۀ در موضوع در آنجا داده میشود.
بناءًعلیٰهذا در مسئلۀ حجیت این روایات آنچه که در اینجا هست بهواسطۀ القاء عدم احتمال اعتبار، آن حجیت مشروطۀ به وثاقت راوی در اینجا به حجیت مشروعه و معتبره درصورت عدم وثاقت راوی توسعه پیدا میکند و در اینجا دیگر اشکالی متوجۀ دلیل حجیت و این اخبار «مَن بَلَغ» نمیشود. از این نقطهنظر اشکال وارد نیست و تقریر اول ثابت میشود.
و اما نسبت به اصل مسئله که بهطورکلی آیا اخبار «مَن بَلَغ» درصدد توسعۀ دلیل حجیت هستند یااینکه نه، اخبار «مَن بَلَغ» صرفاً بهعنوان تقریر و تثبیت دلیل حجیت در اینجا وارد شدهاند، باید در اینجا عرض کنیم که آنچه که در اخبار «مَن بَلَغ» وارد است، هیچ ظهوری از این اخبار «مَن بَلَغ» بر توسعۀ دلیل حجیت وجود ندارد. یعنی اگر ما به مفاد این اخبار توجه کنیم متوجه میشویم که قطعاً مقصود شارع از بیان اخبار «مَن بَلَغ» اخذ به روایات ضعیفه و غیر موثقه نیست. زیرا دراینصورت حد و مرزی برای روایت و برای راوی ـ هردو ـ از این نقطهنظر وجود ندارد؛ اینکه راوی چه کسی باشد [فرق ندارد] راوی اگر از اهلتسنن هم باشد، ما باید به این اخبار «مَن بَلَغ» تمسک کنیم. اخبار «مَن بَلَغ» عام است، در اخبار «مَن بَلَغ» این نیست که راوی باید حتماً شیعه باشد، راوی سنّی هم باشد باید نسبت به این اخبار اعتبار کرد و حتی اگر راوی معاند و اهل خلاف باشد هم همینطور است، در تمام این موارد اخبار «مَن بَلَغ» اثبات حجیت مروی را میکنند ولو رجائاً. چه حُسن و چه رجحانی در اخذ به اینگونه اخبار وجود دارد که شارع دلیل حجیت را توسعه بدهد؟! یعنی چنانچه در دلیل حجیت خبر موثوق حکم به استحباب شرعی و برائت ذمه از طرف مولا را دارد، در روایت ضعیف و مخالف و معاند حتی به صرف بلوغ یک خبر شارع حکم به رجحان بکند. این ما یَضحک بِه الثَّکلیٰ است، اصلاً یک همچنین مسئلهای قابل قبول نیست که امام علیهالسّلام بگوید که ناصبی یک خبری برای شما نقل بکند که دلالت بر استحباب یک شیء میکند و شما رجائاً انجام بدهید و این توسعه در دلیل حجیت است! این مسخره است! یااینکه فرض کنید که ما میدانیم یک نفر اصلاً کذّاب و دروغگو است اما در خصوص این خبر علم به خلاف نداریم؛ لعلّ اینکه این خبر را صادق گفته است اما غلبۀ حال او بر کذب است، در اینجا شارع بگوید که رجحان با عمل به این خبر است؟! این خلاف است.
- . عوالي اللئالي، ج 1، الفصل التاسع، ص 214، ح 70.

