جلسه ۳۲۷
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن اخبار من بلغ
جلسه ۳۲۷
7پس اگر ما بحث را به باب استحباب ببریم که در اینجا مرحوم شیخ قائل به این هستند، مسئله از باب تزاحم است یعنی دو شیء مطلوب مولا است نهاینکه یک شیء مطلوب باشد و آن شیء مجهول بین دو امر باشد. خب در اینجا باز به نظر میرسد که مسئله از باب تزاحم است یا از باب تعارض است. میفرماید که اگر مورد، مورد توصلیات باشد؛ در مورد توصلیات این مسئله از باب تعارض است نه از باب تزاحم، زیرا إمّا أن یکونَ کلاهما مورداً لِلحکم فَهو محالٌ که امر و نهی مولا فی آنِ واحد تعلق به دو شیء متناقضین بگیرد و یااینکه أحدهمای معیّن، این ترجیح بلا مرجّح است در أحدهما غیر معیّن اگر مولا حکم کند این اوضح واضحات است زیرا أحدهمای غیر معیّن به این معناست که إفعل هذا إن تَترُکِ الآخَر و به آنهم میگویند که اُترُک هذا إن تَفعل الآخَر کأنَّ میگوید که إفعل هذا إن فَعَلتَ، اُترُک هذا إن تَرَکتَ خب این دیگر در اینجا معنا ندارد. درصورتیکه مکلف لاجرم و بالضروره أحد طرفین را اتیان میکند، دیگر امر به یکی از این دو یا نهی یکی از این دو معنا ندارد! بنابراین دیگر واضح البطلان است. این باب، باب تعارض میشود. خب در اینجا فالمکلّفُ بالخیار؛ خودش باید ببیند که کدام یک از دو طرف رجحان دارد و یکی از آن دو را انجام بدهد.
اما اگر باب، باب تزاحم باشد دیگر در باب تزاحم اختیار نیست و هرکدام را که بخواهد، میتواند انجام دهد. در باب تعارض مثل اینکه مولا امر میکند دو کار را در آنِ واحد انجام بده و این نمیتواند انجام بدهد. فرض کنید انقاذ غریقین است، حالا این توصلیات است، در عبادات هم همینطور است، إنقاذ غریقین فی الماء إمّا یَقدر أن یُنقِذ هذا و إمّا یَقدر أن یُنقِذ هذا خب در اینجا باب تعارض نیست که فإذا تعارضا تَوَّقَف! بنابراین هیچکدام را انقاذ نکن و بیا بیرون بگذار هر دو خفه بشوند! نهخیر این در اینجا باب تزاحم است یعنی وقتی که این دو با هم مزاحم هستند، یکی را باید نجات بدهد، یکی را باید انقاذ بکند. در باب تعارض ممکن است اصلاً بحث، بحث توقف باشد و دیگر در آن صورت مسئله فرق میکند.

