اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن . کیفیت دلالت اخبار تسامح

جلسه ۳۲۶

توضیحات:

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن . کیفیت دلالت اخبار تسامح

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۲۶

11
  • فرض کنید داریم که در روز چهارشنبه صلاة رکعتین مستحب است و بعد در یک روایت دیگر داریم که صلاة با عطر و با رائحه و با طیب مستحب است، هردو مثبتین هستند و در مورد مستحبات اشکال ندارد چه آن صلاة را بخواند یااینکه این را بخواند ثوابش اکثرُ ثواب هم هست ولی در مانحن‌فیه هم همین‌طور است در مانحن‌فیه مورد، مورد استحباب است و چون مورد استحباب است ولو اینکه آن مقیّد با آن مطلق مخالف باشد درعین‌حال نمی‌تواند آن را تقیید بکند، بلکه هردو به حال خودش باقی هستند.

  • جواب مرحوم آقای خوئی در باب ناظر به مطلقات بودن روایت محمد بن مروان

  • جوابی که مرحوم آقای خوئی می‌دهند جواب درستی است؛ ایشان می‌فرمایند که در بحث اطلاق و تقیید، بحث استحباب و وجوب نیست؛ در هرجا که دو روایت یکی ناظر بر دیگری می‌باشد، به‌نحو اینکه نتوان جمع بین او و روایت دیگر کرد، در آنجا با روایات مقیَّد ما باید تقیید بزنیم. بله، اگر مورد، مورد مثبتین باشد، در آنجا ما مطلق را حمل بر مقیّد نمی‌کنیم ولی اگر مثبتین نباشند یعنی یکی مثبت است و دیگری نافی باشد قطعاً در آنجا این‌طور است مثلاً حتی در مورد استحباب: زیارةُ الحسین مستحبٌ، بعد از آن‌طرف داریم که زیارت حسین بدون غسل مکروه است آیا در اینجا می‌توانیم بگوییم که زیارت با غسل به استحباب خودش باقی است و زیارت بدون غسل هم به استحباب خودش باقی است؟! نه! باید مطلق را هم مقیّد کنیم. پس بحث فقط بحث وجوب و اینها نیست.

  • حل مسئله این‌طوری که ایشان می‌فرمایند ـ همان‌طوری‌که ما گفتیم ـ به این است که روایات مطلق به داعی تقرّب است و رجاء إلی الثواب چیزی اضافۀ بر تقرّب در اینجا ندارد. بنابراین روایات مطلقه و روایات مقیّده، هردو یک ملاک و هردو با کثرت و تعدّد یک مفهوم را می‌رساند و آن این است که فعلی را که مکلف ولَو طبق روایت ضعیف انجام می‌دهد چون به داعی تقرّب انجام می‌دهد، بر نفس فعل ثواب تعلق می‌گیرد چون فعل مستحب می‌شود. و فیه ‌ما فیه، إن‌شاء‌الله برای جلسۀ بعد باشد.

/ 260