جلسه ۳۲۶
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن . کیفیت دلالت اخبار تسامح
جلسه ۳۲۶
10بیان مسئله تا اینجا بر این بود که استحباب بر خود فعل تعلق میگیرد یعنی کسی که این فعل را به نیت استحباب انجام میدهد چون روایت آمده ولو روایت، روایت ضعیف است ولی این ثواب برایش وارد است. ولی در لسان این افراد که میگویند: «رجاءً» که مترتب بر این است که خود فعل استحباب ندارند بلکه رجاء او موجب استحباب است، اینها گفتهاند که فای فعَل فای تفریع است: بَلَغَهُ فَفَعَلَهَ؛ مترتب بر بلوغ این فعل انجام میگیرد. فرض کنید اگر بگوید: أنصَحتُ زیداً لِلصلاة فَصلَّ الظهر خب اینکه فاء در اینجا آمده، متفرع بر او این است که بهواسطۀ نصیحت من، زید صلاة را انجام داد اگر من نصیحت نمیکردم زید نماز نمیخواند پس بهواسطۀ انصاح است که در اینجا زید مرتکب فعل وجوب شده است و استفادۀ از اینجا این است که این فعل بهواسطۀ بلاغ در اینجا حُسن پیدا میکند اما حسن فعلی ندارد یعنی چون به او بلاغ شده است این دلالت میکند بر اینکه این جنبۀ رجاءً إلی الثواب در آن باشد؛ چون به او رسیده است که ثواب دارد، بهخاطر ثواب انجام میدهد. ایشان میگویند که این دلالت نمیکند؛ فای تفریع فقط دلالت بر تفریع یک نتیجه بر یک علتی میکند همین مثل ضَرَب زیدٌ فَقُتِلَ این الآن متفرع بر آن است و اضافۀ بر این دلالتی ندارد.
بنابراین از این دو مقدمه و بیان این مسئله استفاده میشود که ادلّۀ تسامح در مقام اثبات حسن فعلی برای آن فعلی هستند که بلاغ به او آمده است و بلاغ متعلق به او شده است و دلالت بر حسن فعلی میکند.
نظر مرحوم نائینی در مورد ناظر به مطلقات بودن روایت محمد بن مروان
مرحوم نائینی در اینجا نسبت به اشکال آن مُستشکل که میگوید: آن دو روایت که روایت محمد بن مروان است ـ رجاءً و التماساً ـ ناظر به مطلقات است، اشکالی اینجا دارند و آن این است که اولاً این دو روایت، روایت ضعیف است و ثانیاً هردو مثبتین هستند یعنی آنچه را که روایت مقیّد موجب تقیید مطلق میشود در آنجایی است که ـ من اشتباه کردم ـ مورد وجوب یا مورد حرمت باشد اما در مورد استحباب نه، در مورد استحباب اشکال ندارد که هم این مطلق مستحب باشد، هم او مستحب باشد، اشکالی ندارد.

