جلسه ۳۲۴
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن . ادلۀ تسامح در مقام ایجاد و بیان فرع فقهی است
جلسه ۳۲۴
4تعریف مسئلۀ فقهی
اما به این مسئلۀ فقهی نمیگویند، مسئلۀ فقهی به آن مسئلهای است که یا متکفّل بیان مصادیق یا متکفّل بیان صنف از یک نوع است اما اینکه بهعنوان یک امر کلّی [مطرح شود مثل] «إذا أمَرتُکم بِشَئٍ فَأتوامنهُ ما استَطَعتُم»1 این مسئلۀ فقهی نیست و یک مسئلۀ اخلاقی است یا ارشاد به حکم عقل است یااینکه ﴿فَٱسۡتَبِقُواْ ٱلۡخَيۡرَٰتِ﴾2 این مسئله فقهی نیست و بیان حکم کلی است و ادلّۀ تسامح و بلاغ هم همین است و مَن بَلَغه ثَوابٌ عَلی أمری یک امر کلی است و شامل تمام ابواب فقه میشود و اگر قطعاً نگوییم که این جزو قواعد فقهی هست، دیگر قطعاً نمیتوانیم بگوییم که جزو احکام فقهی است.
فرق مسئلۀ اصولی با قاعدۀ فقهی
فرق قواعد فقهی با اصول این است که آن قاعدۀ فقهی بیان حکم نوع خاصّ از فقه یا جنس را میکند به بیان شارع اما مسئلۀ اصولی فرقش با قاعدۀ فقهی این است که آن بیان مسائل فقهی و افعال مکلفین را به بیان عام و در تحت یک بیان عام میکند نهاینکه در تحت یک نوع خاص. مثلاً مسئلۀ استصحاب یک مسئلۀ اصولی است. استصحاب هم شامل صلات، صوم، زکات و موضوعات است و هم شامل احکام است، شامل همۀ موضوعات است. احتیاط شرعی شامل صلات و صوم و همۀ احکام است. یااینکه مثلاً ادلّۀ تراجی در اینجا شامل همۀ ابواب فقه هست. یا مثلاً این [قواعد] اصولّیه مثل ادلّۀ حجیت خبر واحد شامل همۀ ابواب فقه است.
اینها قوانین مدونّهای برای وصول به احکام شرعی هستند، که آن قوانین مدوّنه برای جمیع احکام شرعی مِن کِتاب الطَّهارة إلی کِتاب الدیّات مفید است. اصول ظاهری و ظواهر و بخش ظواهر؛ اصل ظاهر، عمل به ظاهر، حجیت ظاهر، تقدّم اظهر بر ظاهر و تعادل ...، مطلق، حمل مطلق بر قید، تمسک خاص به عام در شبهه مصداقیه، تمام اینها برای وصول به حکم فقهی هستند بما هو حکمٌ فقهیٌ و هوَ صارٍ و طارٍ فی جمیع ابواب نه بهجهت خاص.
- . تفسير كنز الدقائق، ج 9، ص 146.
- . سوره بقره (2) آیه 148. معاد شناسى، ج 6، ص 223.
«در رسيدن و وصول به خيرات، از يكديگر پيشى بگيريد و مسابقه كنيد!»

