اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن

جلسه ۳۲۲

توضیحات:

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۲۲

7
  • بنابراین اگر قرار بر این باشد که انسان رجائاً عملی را لرضا الله تعالی انجام بدهد چه اشکال دارد [این کار را انجام دهد]؟! اینجا هم یکی از آن موارد است لعلّ اینکه رضای الهی در این کار باشد. تعفن و این مسائل هست و در روایات هم داریم که باید در آنجا در اقدام بر تدفین و بر تجهیز آن میّت تعجیل کرد.1 اما فرض کنید که زمستان است و سرد است و اگر یک هفته هم بیرون باشد طوری نمی‌شود. مگر الآن در این سردخانه‌ها و مبرّدات و اینها نگه نمی‌دارند؟! خب یک بیست و چهار ساعت هم انسان نگه دارد البته اگر هم نمرده باشد در سردخانه و در سرمای چند [درجه] می‌میرد!

  • تلمیذ: پس هرچه که در روایت داریم به‌خاطر حفظ جنبۀ پزشکی است.

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: به‌خاطر احترام مؤمن نیست؟

  • استاد: نه‌خیر، به‌خاطر این مسئله است و حتی تصریح هم شده است و در خیلی از موارد اتفاق افتاده است که مراجعت شده است و ظاهراً سکته بوده است و بعد از یک مدتی دوباره برمی‌گردد. خب حالا اگر فرض کنید یک هم‌چنین روایتی هست و روایت هم قوی نیست و به قول شما ضعیف است، می‌گوییم که ما این مسائل را قبول نداریم اما شما که روایات ضعاف را قبول دارید خب چه اشکال دارد که رجائاً بیست و چهار ساعت، یک شبانه‌روز، یوماً و لیلة این میّت را نگه دارید و بعد دفن کنید.

  • لزوم ترتیب‌اثر دادن به روایات متکفل موضوع

  • چرا انسان نباید نسبت به اقدام بر روایاتی که متکفل موضوع هستند ترتیب‌اثر بدهد؟! چرا و به چه دلیل؟! خب این حکمی است که شارع بیان کرده است ﴿وَ مَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ * إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ﴾2 کلام شارع، کلام ﴿عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ﴾ نیست و شما هم رجائاً این عمل را انجام می‌دهید.

  • یک مسئله‌ای که در اینجا هست و مسئلۀ درستی هم هست که مرحوم آقای خوئی متذکر شدند، همان مسئله‌ای است که این روایات ضعاف با اقوای از خودش معارضه کند؛ فرض کنید که روایتی بر حرمت آمده است یا روایتی بر کراهت آمده است و اوثق است از این روایت، در اینجا باب تعارض پیش می‌آید و این روایت مطرود و محکوم واقع می‌شود. چرا؟ چون عمل به روایات ضعاف رجائاً، درصورت احتمال مصادفت با واقع است نه درصورت مرجوحیّت این احتمال، و اگر نگوییم که وجود روایت قطعیه و یا روایت حجّت بر یک مسئله آن احتمال موافقت با واقع را ازبین می‌برد، بلکه محکوم روایتی می‌کند که آن روایت، روایت موثوقٌ بها است یااینکه روایت، روایت قطعیه است. این دلیل، دلیل قطعی است بنابراین نباید به این عمل کرد و در اینجا مسئله روشن و واضح است.

    1. . وسائل الشيعة، ج ‌2، أبوابُ الِاحتِضارِ و ما یُناسِبُه،‌ باب 47 ـ بابُ استِحبابِ تَعجیلِ تَجهیزِ المَیِّتِ و دَفنِهِ لَیلًا ماتَ أو نَهاراً مع عَدَمِ اشتِباهِ المَوت‌،‌ ص 471.
    2. . سوره نجم (53) آیات 3 و 4. امام شناسى، ج ‌2، ص 253:
      «تمام گفتار او وحي‌اى است كه از جانب حضرت ربّ العزّة به او وحى گرديده است.»
/