جلسه ۳۲۲
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن
جلسه ۳۲۲
5لذا این روایتی را که نقل میکنند و خیلی هم دیدم که اخیراً اهل تسنن نقل کردهاند و در نوشتههای امروزیها و متجّددین هم این روایت دروغ و سراسر کذّب وجود دارد که یک روز پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند که نسبت به درختهای خرما و نخل این کار را انجام بدهید و بعد مردم آن کار را کردند و اتفاقاً آن سال همۀ نخلها خراب شد و خرما و رُطب نداد! آمدند شکایت کردند و حضرت فرمودند که من به دنیای شما کاری ندارم و از دنیا سر درنمیآورم و نظام دنیا مربوط به خود شماست!1 این روایت دروغ محض است! پیغمبر چنین چیزی بگوید؟! خودت چهکاره بودی که بگویی خرما را اینطوری کنند که بعد خراب بشود؟! جبرئیل نیامد به شما بگوید که مثلاً آنطوری کن یا اینطوری کن؟! التفات کردید؟! دروغ است، دروغهایی که این راه را باز کنند برای اینکه بگویند که عقل پیغمبر مثل عقل بقیه است! اشتباه میکند و کار درست هم میکند و فقط میگوید که یکسری کارها را انجام بدهید آنهم حالا ببینیم چه میشود و جور درمیآید یا در نمیآید! اهل تسنن خیلی روی این روایت که نقل کردند چیز [تأکید] میکنند و امروزیها خیلی به این روایت تمسک کردند. این روایت کذب محض است.
یا مثلاً درقبالش روایاتی که هست: «لا تُعلِّموهم فَإنَّهم أعلَم مِنکم؛2 به اهلبیت یاد ندهید اینها اعلم از شما هستند.» این روایتها کجاست؟! یا روایت «صِغارُهم أعلَم مِن کِبارکم و کِبارهم أحکَم من کبارکم؛ بچههای اینها علمشان بیشتر است از بزرگان شما و [بزرگانشان حکیمتر از بزرگان شمایند]»3 و ... اینها همه خلاف این مسئله است.
علیٰکلّحال اینکه شارع فقط در مقام بیان [احکام است] و وظیفهاش این است، نفی نمیکند که اولاً وظیفۀ شارع فقط منحصر در این نیست بیان موضوعات در آن مواردی که امت و اجتماع دچار تشکیک بشوند هم وظیفۀ شارع است. ثانیاً حالا که وظیفۀ شارع بیان موضوعات نیست، این دلیل نمیشود که حالا اگر یک موضوع را بیان کرد قبول نکنیم و بگوییم که بیخود میگویی و شما فقط باید حکم شرعی را بگویی! منبابمثال حالا که گفتی فلان قضیه اینطور است، نهخیر آن را قبول نمیکنیم چون تو از وظیفهات عدول کردی و از وظیفهات تخطی کردی! نتیجهای که مترتب بر آن است، نتیجۀ خلاف است. برفرض وظیفۀ شارع آن باشد، دلیل نیست که حالا حکمی که نقل میکند تخطی از وظیفه تلقی شود و غیر قابل قبول باشد، مسئله این است.
- . مصدر در حال بررسی.
- . بصائر الدرجات، ج 1، باب 22ـ باب فی الأئمة علیهالسّلام و ما قال فیهم رسول الله صلّی الله و علیه و آله و سلّم بأن الله أعطاهم فهمی و علمی، ص 49، ح 6.
- . المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليهالسّلام، 5 ـ باب الرّد على من قال: لم قعد علیّ بن أبیطالب عن طلب حقّه، ص 401. ح 133، با قدری اختلاف.

