جلسه ۳۲۲
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن
جلسه ۳۲۲
14اما سراغ روایات نوروز آمدیم که دیگر بحثش خیلی طولانی نیست. ببینید در روایات نوروز هردو مسئله در اینجا محلّ خدشه است؛ اولاً تنها روایتی که میشود به آن اعتماد کرد همانطور که قبلاً این مسئله مطرح شد روایت معلّیٰ است و روایت معلّیٰ سند ندارد یعنی از نقطهنظر سند در آن خدشه شده است؛ خیلیها نسبت به سندش اظهار [اشکال] کردهاند و گفتهاند که این روایت حجّت نیست.1 پس از نقطهنظر سند این میرود جزو همان عدم وثاقت به آن روایت و بهواسطۀ آن، عدم اندراج روایت معلّیٰ در تحت ارشادات عقلیه؛ در تحت احکام و سیرۀ عقلائیه و مبانی عقلیه نمیتواند اندراج پیدا کند.
مسئلۀ دوم که باز در اینجا روایت معلّیٰ محل خدشه است، معارضۀ آن با روایت موسی بن جعفر است که حضرت میفرمایند:
إنَّهُ سُنَّةُ الفُرسِ و مَحاها الإسلامُ ، و مَعاذَ الله ِ أن نُحییَ ما مَحاها الإسلام.2
بنابراین هردوی این ادلّه روایت معلّیٰ مردود و مطرود و غیر قابل اعتماد است. مضافاً بر اینکه در اینجا از محتوا و دلالت مفهومی روایت و حجیت مفهومی ـ نه حجیت سندی ـ مطرح میشود. روایت موسی بن جعفر با مبانی فقهی و قوانین مبنای شرعی ما موافق است ولی روایت معلّیٰ مخالف است؛ مبنای فقهی و شرعی ما بر هدم سنن و آداب جاهلیّت است؛ در لسان ائمه علیهمالسّلام و همین در آیات قرآن داریم ﴿أَن نَّعۡبُدَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا﴾3 و ﴿مَا يَعۡبُدُونَ إِلَّا كَمَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُهُم مِّن قَبۡلُ﴾4 و امثالذلک که متابعت از آباء در سنن و آداب مورد مذمت قرار گرفته است؛ آیه هم دارد ﴿أَفَلَا يَعۡقِلُون؟﴾؛5 که خود شما ببینید که آیا این درست است یا درست نیست.
و روایاتی داریم که پیغمبر فرمودهاند ـ حجة الوداع ـ که من تمام این سنن و آداب جاهلیّت چیزهای جاهلیت را در زیر پای خود گذاشتم6 در این زمینه روایات زیاد است و من دیگر اینها را بااینکه نوشته بودم ولی دیگر گفتم که خود رفقا پیدا میکنند البته در تقریرش میآورم؛ آن آن ادلّهای که مربوط به رفض آداب و سنن جاهلی است إلیٰماشاءالله داریم؛ هم از امیرالمؤمنین داریم در نهج البلاغه هم در روایات ائمه علیهمالسّلام نسبت به این مسئله در موارد مختلف و حکایات تاریخی نقل شده است نسبت به رفض آداب جاهلی، کلام موسی بن جعفر علیهماالسّلام هم که صریح بر این است که «إنَّهُ سُنَّةٌ الفُرسِ و مَحاها الإسلامُ و معاذَ اللَه أن نُحییَ ما محاهُ الإسلام» که این روایت از نقطهنظر مفهوم با مبانی ما موافق است و روایت معلّیٰ با مبانی ما مخالف است. چون روایت معلّیٰ را هرکسی بخواند میفهمد که این اصلاً دنبالروی همین آداب و سنن جاهلیت است. این از نقطهنظر فنی بود.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نوروز در جاهليت و اسلام، ص 115.
- . مناقب آل أبي طالب عليهمالسّلام، ج 4، ص 318. نوروز در جاهليت و اسلام، ص 130:
«[امام موسى بن جعفر عليهماالسّلام فرمودند: من هرچه در اخبار و آثار جدّم رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم تفحّص نمودم، از اين عيد و بزرگداشت آن اثرى نديدم] اين عيد از آداب و رسوم پارسيان است درحالىكه اسلام آن را محو و نابود ساخته است، و ما به خدا پناه مىبريم از اينكه آنچه را كه اسلام از بين برده است دوباره زنده گردانيم.» - . سوره هود (11) آیه 62:
﴿قَالُواْ يَٰصَٰلِحُ قَدۡ كُنتَ فِينَا مَرۡجُوّٗا قَبۡلَ هَٰذَآ أَتَنۡهَىٰنَآ أَن نَّعۡبُدَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكّٖ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ مُرِيب﴾.
ترجمه: «گفتند: اى صالح! جامعه ما بيش از اين به تو چشم اميد دوخته بود (و انتظار اين سخن را از تو نداشت) آخر چگونه ما را از پرستش خدايانى كه پدران ما آنها را مىپرستيدند نهى مىكنى [(با اينكه اين دعوت تو، هم سنت جامعه و بنيان مليت ما را منهدم مىكند و هم) حجتى قانع كننده و يقينآور به همراه ندارد و ما همچنان نسبت به درستى آن در شكى حيرت آوريم.» (محقق) - . سوره هود (11) آیه 109.
ترجمه: «[پس درباره خدايانى كه اينان مىپرستند در ترديد مباش] كه پرستش آنها جز به طريقى كه پدرانشان از پيش پرستش مىكردند نمىباشد.» (محقق) - . سوره یس (36) آیه 68.
- . تفسير القمي، ج 1، ص 171؛ بحار الأنوار، ج 21، ص 132. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 6، ص 132.

