اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

برائت 1 ـ شبهه حکمیه

جلسه ۳۲۰

توضیحات:

برائت 1 ـ شبهه حکمیه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۲۰

3
  • ترسیم محل شبهه در شبهات حکمیه به چهار قسم

  • محل شبهه در شبهات حکمیه به چهار قسم ترسیم شده است:

  • قسم اول: در آنجایی است که شک در حلیت و حرمت است مع القطع بِقبول التذکیة مثلاً قطع به قبول تذکیۀ ارنب هست درصورتی‌که دلیل لفظی بر حلیت ارنب نباشد یااینکه من‌باب‌مثال در مورد حیوان متولّد از یک مَأکولُ اللحم و یک غیر مأکولُ اللحم، ولکن هردو قبول تذکیه می‌کنند. و یااینکه در مورد طیور داریم:

  • إن كان الطَّیرُ یَصُفُّ و یَدُفُّ فكان دَفیفُهُ أكثَرَ مِن صَفیفِهِ أُكِلَ و إن كان صَفیفُهُ أكثَرَ مِن دَفیفِهِ فَلَم یُؤكَل.1

  • دَف به معنای بال زدن است. و یااینکه در بعضی از [نسخ] لفیف داریم، لفیف که همان لَف به معنای پیچیده که درقبال نشر است، لَف و نَشر، تعابیر مختلفی آورده شده است.

  • حکم حیوان متساوی الدَفیف و الصفیف

  • حالا اگر یک حیوانی متساوی بود؛ متساوی الدَفیف و الصفیف بود. حالا در اینجا چه باید کرد؟ در اینجا قطع به تذکیه هست ولی شک در حلیت و حرمت است. در اینجا می‌فرمایند که اگر دلیل لفظی باشد بر عموم اکل کُلُّ لَحمٍ و بشود استفاده کرد مثل آیۀ شریفه که می‌فرماید:

  • ﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَهِ﴾.2

  • در ﴿قُل لَّآ أَجِدُ﴾ اگر قائل بشویم بر اینکه افادۀ عموم می‌کند پس در مورد شک در حلیت و حرمت تمسک به عموم می‌شود و این دیگر در اینجا مشکلی نیست.

  • اگر ما این دلیل را قبول نکردیم و آیه را عام ندانستیم و مُجمل دانستیم و چنانچه قائل به این باشیم که آیه در مقام بیان نیامده است بلکه فقط برای بیان بعضی از صور محرّم و تصریح به محرّم آمده است، در اینجا باید رجوع به ادلّۀ برائت شرعیه و ادلّۀ حل کرد و قاعدۀ برائت شرعیه و برائت عقلیه در اینجا جاری است. گرچه در اینجا می‌گویند که نمی‌شود به اصالة الحل مراجعه کرد چون اصالة الحل مربوط به شبهات موضوعیه است که این مسئله مورد نقد و تأمل قرار گرفته است.

    1. . من لا يحضره الفقيه، ج ‌3، كِتابُ المَعیشَةِ بابُ الصَّیدِ وَ الذَّبائِحِ، ص 322، ح 4146.
      ترجمه: «[در حديث آمده است] اگر پرنده در پرواز گاهى بال مى‌زند و گاهى بدون حركت بال پرواز مى‌كند لكن بال زدنش بيشتر است، گوشتش خوردنى و حلال مى‌باشد، و اگر به عكس بال نزدنش بيشتر است حرام‌گوشت خواهد بود.» (محقق)
    2. . سوره انعام (6) آیه 145. امام شناسى، ج‌ 8، ص 62:
      «بگو اى پيغمبر! من پيدا نمى‌كنم در آنچه به سوى من وحى شده است چيز حرامى را بر هر خورنده كه بوده باشد مگر آنكه مردار باشد، يا خون ريخته شده، و يا گوشت خوك بوده باشد ـ چون گوشت خوك پليد است ـ و يا اينكه ذبيحه فسق و بيرون از رويه باشد كه براى غير خدا ذبح كرده باشند.»
/ 380