جلسه ۳۱۹
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۱۹
7تعریف استصحاب
استصحاب یعنی آن حالا سابقه را نسبت به حالت فعلی جریان و سَریان دادن، این را استصحاب میگویند حالا اینکه درصورت ثبوت مفید باشد، به استصحاب چه مربوط است؟! ربطی به استصحاب ندارد.
برای قبول روایت راوی به دو اصل ما نیاز داریم؛ اصل اول عدالت است راوی تا عادل نباشد قولش حجت نیست. ولی عدالت کافی است؟ نه، حفظ و ضبط هم میخواهد. ضبطیت راوی و ذُکر راوی، شرط دوم برای وثاقت است. یعنی وثاقت مبتنی بر دو امر است؛ یکی عدالت و یکی هم [حفظ و ضبط]. ممکن است راوی حافظه و ذاکرهاش باشد ولی عادل نباشد، فایده ندارد! راوی عادل است ولی حافظه ندارد. ما در بسیاری از موارد میبینیم، خودم من افرادی را دیدهام که عادل هستند ولی اشتباه نقل میکنند و حافظه ندارند، تقصیر هم ندارند؛ یعنی مطلب را اشتباه نقل میکنند. آیا کلام اینها موثوق است؟! ابداً. صرف عدالت برای وثاقت کافی نیست بلکه ضبطیت و ذُکر شرط دوم برای وثاقت است.
حالا اگر فرض کنید ما در یک جا در مورد وثاقت شک داریم که آیا این ذاکرهاش ذاکرۀ خوبی است یا نه؟ ما میتوانیم در اینجا استصحاب عدم ذاکره جاری کنیم؟ نمیتوانیم در اینجا استصحاب عدم ذاکره جاری کنیم چون حالت سابقه را نداریم اگر حالت سابقه را داشتیم بسیار خوب [جاری میکردیم] ولی ما نمیدانیم این راوی ذاکرهاش ذاکرۀ خوبی هست یا نه؟ وثاقت دارد یا نه؟ حالا دراینصورت در مورد عدالت این راوی حرف نداشتیم و میدانستیم عادل است، الآن شک داریم که آیا عادل هست یا عادل نیست؟ باقی بر عدالت هست یا نه؟ آیا چون ما نمیتوانیم استصحاب ذُکر را در این مورد جاری کنیم، استصحاب عدالت هم نمیتوانیم جاری کنیم؟!
لعلّ اینکه شخصی بگوید استصحاب عدالت در مانحنفیه مفید نیست چون آن جزء دیگر که ذُکر و حفظ است در اینجا احراز نشده است. میگوییم که احراز نشود، استصحاب عدالت هست چه احراز بشود یا احراز نشود. شما استصحاب عدالت را جاری میکنید، این شخص عادل میشود و وقتی شخص عادل شد، میتوانی پشت سرش نماز بخوانی. حالا در مورد بهخصوص که مورد وثاقت در راوی است، استصحاب عدالت فایدهای برای ما ندارد ولی نهاینکه جاری نیست، دو مسئله هست؛ یک مسئله این است که جاری هست و جاری نیست و مسئلۀ دوم این که برفرض جریان، مفید نیست و ما قبول داریم. ولی آقای نائینی! این غیر از این است که بگوییم جاری نمیشود، نه! جاری میشود ولی این جریان موجب حلیت یا موجب حرمت برای این مورد نیست چون جزء دیگر در اینجا مفقود است.

