جلسه ۳۱۸
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۱۸
7دیدهاید بعضی از این مارهای ـ اینطوری که تعریف میکنند و من هم در کتاب خواندهام ـ بسیار بزرگ هستند که یک بچه آهو یا بچۀ گوسفند را میبلعند! یعنی یک مرتبه میبلعند! حتی من یک جا عکسش را هم دیدم که این فک خیلی عجیب قدرت توسعه دارد یعنی این حیوان و فمِ این حیّه و آن افاعی1 و آن حیّههای خیلی بزرگ خیلی قدرت توسعه دارند و اصلاً این را میبلعند. چون مار ظاهراً دندان ندارد و نمیتواند این را قطعهقطعه کند، یک مرتبه میبینید این شکمش که اینقدر است، شد اینقدر! یعنی این [دهان] کمکم باز میشود و مدام این را میبلعد.
حالا اگر یک آدمی بود که میتوانست یک بچه گوسفندی را یکدفعه ببلعد، پس باید بگوییم که تذکیه در آن نیست و این اصلاً خلاف وجدان است، خلاف فطرت است. اینکه تذکیه در آیۀ ﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾ است ناظر بر اصل الأکل است یعنی اکل باید مترتب بر تذکیه باشد نهاینکه اکل دو قسم است؛ قسمٌ منه فی الحال الحیاة و قسمٌ منه إذا ما زُهق روحه، پس فرض کنید اگر در حال حیات یک قطعهای از یک گوسفند را جدا کردند، باید بگوییم که میشود انسان این قطعه را ابتلاع کند [مثلاً] انسان یک قطعهای از پای گوسفند جدا میکند و بعد قطعۀ دوم، فقط وقتی که به موت گوسفند میرسد، آنجا باید دست نگه دارد و توقف کند! از این به بعد باید تذکیه باشد! معنایش این است دیگر! چه اصل حیوان و چه قطعه قطعۀ مربوط به حیوان، در هردوی اینها فطرت است و این البته خلاف مرتکز است و مخالف آن دو دلیل هم هست لذا این دلیل سوم جایی ندارد.
اللهم صل علی محمد وآل محمد
- . لغتنامه دهخدا: «افاعی: جمع اَفعی؛ مارهای زهرناک.»

