جلسه ۳۱۵
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۱۵
8ایشان میفرمایند که در اینجا قاعدۀ اصالة الحل و اصالة الطهاره میآید. وقتی که نتوانستیم قابلیت محل و یا عدم قابلیت محل را با اصل ثابت کنیم، نوبت به اصل طهارت و اصل حل میرسد یعنی دیگر در اینجا اصل موضوعی نداریم و اصل موضوعی در اینجا منتفی میشود.
اگر شخصی بگوید که در اینجا عدم قابلیت را از باب سالبۀ محصّله ـ نه از باب موجبۀ معدوله ـ در اینجا عدم قابلیت را ثابت میکنیم؛ حیوان عبارت باشد از عدم قابلیت ازلی که در زمان حیاتش تذکیه نشده است، این تذکیه نشدن در حال حیات را استصحاب میکنیم به زمان بعد فری اوداج. ایشان میفرماید که این عدم تذکیه در زمان حیات مترتب بر قابلیت یا عدم قابلیت است؛ اگر در زمان حیات این حیوان قابل بود بقیۀ شرائط که عبارت از فری اوداج و غیر آن هم بالوجدان ثابت است. این محلّ حلال و طاهر میشود. اگر این قابلیت محل در زمان حیات ثابت نبود بنابراین هرچه فری اوداج هم با شرائط باشد باز نمیتواند مؤثر باشد. شما در اینجا چه اصلی دارید که بتوانید با این اصل عدم قابلیت را ثابت کنید؟! میگوییم که اصل عدم ازلی داریم؛ قبل از اینکه این حیوان متولّد بشود و پا به عرصۀ وجود بگذارد آیا قابل بود یا نبود؟! میگوییم که نه در آنجا اصلاً چیزی نبود که قابل باشد یا نباشد. اصلاً موضوعی در آنجا نبود که قابل باشد یا نباشد. وقتی که شک میکنیم که آیا با تولد قابلیت بر او عارض شد یا عارض نشد، استصحاب عدم ازلی و عدم قابلیت را بر زمان حیاتش حمل میکنیم پس در زمان حیاتش این حیوان محلّ قابلی نبود.
ایشان میفرمایند که اینهم نمیشود، میفرمایند که گرچه ما قائل به استصحاب عدم ازلی هستیم ولی استصحاب عدم ازلی در اوصافی است که به لحاظ وجود عارض بر آن موجود نمیشوند، مانند آن اوصافی که برای ماهیت هستند در اوصافی که به لحاظ حال ماهیت هستند نمیتوانیم استصحاب عدم ازلی کنیم.

