جلسه ۳۰۶
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۰۶
3حکم ماهیهای صید شده در کشورهای غیراسلامی
بنابراین با توجه به این قضیه در کشورهای غیراسلامی آن اسماکی که آنها میگیرند از نقطهنظر عرف بعید است که موتشان فی الماء باشد بلکه ظنّ غالب این است که آن اسماک مانند سایر ممالک اسلامی و مانند سایر صائدین و مصطادین به یک منوال و به یک نحو است که همان عبارت از خروجش عن الماء باشد ولو اینکه فی الصندوق باشد. خوردن این اسماک اشکالی از این نقطهنظر ندارد و تحقیق هم دیگر بیش از این لازم نیست.
تلمیذ: نوع ماهیاش فرق میکند.
استاد: بله، مگر اینکه نوع ماهی در اینجا مشکوک باشد و اگر خود همانها باز نوع ماهی را تعیین کردند همین کفایت میکند، اگر نوع ماهی را تعیین نکردند ولی انسان از نقطهنظر قرائن و شواهد حدس به حلالگوشت بزند این باز قرائن و شواهد کفایت میکند. در آنجا اصالت عدم تذکیه و این چیزها نمیآید اما اگر بین حیوان حلالگوشت و حرامگوشت در اینجا شک پیدا بشود، چه اصلی در اینجا جاری میشود؟! [در واقع] اگر ما در صید شک نداریم یعنی اینکه در تذکیه با همین قرائن و مبنای عرفی حکم به تذکیه در اسماک میشود إنَّما الکلام در کیفیت لحم آیا مِن الحرام أو مِن الحلال در اینجا اصل چیست؟! حرمت؟!
تلمیذ: در مورد شک چطور اصالة الحل میآید؟!
استاد: ببینید ملاک در حلیت سمک فلس داشتن است ما اصلی که ثابت بکند این فلس دارد یا اصلی که ثابت بکند فلس ندارد نداریم. مسئلۀ فلس داشتن و فلس نداشتن هر دوی اینها دو وصف وجودی هستند که این وصف وجودی مِن اول الخلق و مِن اول الوجود بر این عارض است حالا بعداً این فلسش زائل میشود یا نه؟ به آن کار نداریم یعنی حتی ما قائل به این هستیم که اگر یک ماهی فلس داشته باشد مثلاً در دوران طفولیتش داشته باشد بعد وقتی که بزرگ میشود و به سن کبر میرسد فلسش زائل میشود، این اشکال ندارد. ولی خود فلس داشتن و نداشتن درست مثل آن قابلیت محلی میماند که ما راجع به آن صحبت کردیم که در قابلیت محل یک وصف وجودی هست که عارض بر ماهیت به وصف وجود است. اینکه عارض بر این ماهیت میشود به وصف وجود إمّا أن یکونَ قابلاً لِلمحل یَتَولَّد و إمّا أن یکونَ غیر قابلٍ و یَتَولّد. پس وصف قابلیت و عدم قابلیت مِن اول الخلق و مِن بدوِ الخلق با این هست و ما اصلی که با آن اصل عدم قابلیت ثابت بشود نداریم یعنی استصحاب نداریم این استصحاب ما به استصحاب عدم موضوع برمیگردد. بله، وقتی که موضوع ما نباشد قابلیت هم نیست ولی صحبت در این است که قابلیت و عدم قابلیت وصف وجود است اصلاً حالت سابقه ندارد وقتی که این بهدنیا میآید یا با خودش قابلیت را حمل میکند و حامل قابلیت است یا با خودش حامل غیر قابلیت است. قابلیت و عدم قابلیت از باب عدم و ملکه است که اگر إنشاءالله وقت بشود این مسئله را در باب تذکیه میگوییم لذا ما در آنجا استصحاب عدم نداریم.

