جلسه ۳۰۲
توضیحات:
التقریر الثالث: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۰۲
7اگر منظور قائلین به احتیاط این است که آن مقدار از موارد متعدده و لایتناهیٰ از موضوعات احکام و از احکام دلیل نداریم حق با اخباریین است یعنی ما از نقطهنظر احکام جزئی که مترتب بر موضوعات جزئیه است، ما آنقدر دلیل در کتب نداریم که کفایت بکند و هر حکم جزئی را بخواهد در اینجا بیان بکند و ما اگر در موارد شبهه بخواهیم برائت را جاری بکنیم معارضه میکند با آن ادلّهای که دلالت بر احتیاط در موارد خاصّه میکند که آن موارد متفاوت است؛ مسئلۀ دماء و فروج و امثالذلک که البته بعضی از اصولیین به این اشارهای دارند و گفتهاند که ما در اینجا باید قائل به احتیاط بشویم. این دلیل اول از حکم عقل نسبت به احتیاط که تمام شد.
تلمیذ: آیا بر شارع هست که حکم کلی را متعرّض بشود یااینکه نه، هم حکم کلی هم احکام جزئیه مصادیق را بیان کند؟
استاد: شارع باید حکم کلی را بیان کند منتها با بیان مصادیق آن حکم کلی، موارد منطبقٌ علیه این حکم کلی را باید روشن کند. فرض کنید که شارع میگوید: صلّوا عند الظهر، این یک حکم کلی است و این در اینجا بیان صلاة را کرده است؛ هم در خود صلاة موارد متعددهای هست و هم در مُصلّی موارد متعددهای هست؛ صلاة قصر داریم صلاة اتمام داریم صلاة خوف داریم، صلاة مطارده داریم صلاة عِند ضیق وقت داریم؛ بعضی از آن صلاة در وقت قرار بگیرد و بعضی در خارج وقت قرار بگیرد، صلاة با طهارت مائیه باشد یا ترابیه باشد اینها اقسام مختلف صلاة است و این موارد برعهدۀ شارع است که بیان بکند که هرکدام از اینها باز خودش یک حکم کلی است. مثلاً صلاة نوع الأنواع میشود که در تحتش انواع دیگری هست و تَحتهُ أنواعٌ و همینطور هلمَّ جراً تااینکه منتهی به فرد بشود.
منبابمثال از جوهریت نوع را شروع میکنیم بعد به جسم میرسیم بعد به نبات میرسیم و بعد به حیوان میرسیم و حیوان را هم تقسیم به انسان میکنیم و انسان را هم به اصناف مختلفه تقسیم میکنیم فرض کنید قرمز و سرخ پوست سیاه پوست و زرد پوست و سفید پوست، بعد آنها را تقسیم به مرد و به زن و اینها میکنیم تااینکه مورد مشخص میشود هذا زیدٌ. و همینطور اختلافی که در مراتب مصلّی هست؛ مصلّی یا در صحت کامل است یا در مرض است، این مصلّی بهعنوان مثال شیخ است ضعیف است یا غیر ضعیف است موقعیت مصلّی و جایی که مصلّی دارد، آیا مصلی در وقت صلاة نائم است یا غیر نائم است، مصلّی مغمیٰ علیه است یا غیر مغمیٰ علیه است مجنون است و امثالذلک. تمام اینها مواردی است که میتواند بیان مورد را بکند و اینها مواردی است که باید روشن شود.

