اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

جلسه ۲۹۲

توضیحات:

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۹۲

3
  • يا مثالي كه قائلين به احتياط مي‌آورند كه اوامر علم اجمالي نسبت به احتراز از نواهي و اتيان اوامر در احاديث و در سنت موجود است و جوابي كه اصوليين از اين مي‌دهند این است كه به مقدار انعقاد علم اجمالي در مورد اوامر و نواهي، ما بالفعل و بالعيان در كتب احاديث و سنت روايات داريم، و بعد از اتيان به اوامر و احتراز از نواهي شك مي‌كنيم كه آيا اضافه و علاوه و زائد بر اين مقدار روايات هست كه دلالت بر اوامر و نواهي موارد بكند يا نه؟ شبهه بدوي مي‌شود و وقتي كه ما اين مقدار را اتيان كرديم، اين مقدار از اطراف علم اجمالي بالوجدان خارج مي‌شود وقتي بالوجدان خارج شد آن علم اجمالي اول نسبت به وجود اوامر و نواهي منتشرۀ در كتب و عدم كتب، علم باقي نمي‌ماند، در اينجا علم تكويناً متحوّل و متبدّل به شك بدوي مي‌شود و ديگر علم اجمالي در اينجا نيست.

  • معنای انحلال تكويني علم اجمالي

  • اين را انحلال تكويني علم اجمالي مي‌گويند؛ يعني علم اجمالي تكويناً منتفي مي‌شود يعني در نفس، درصورت ذهنيه، در اين صور ذهني به‌عنوان وجود ذهني ديگر علم باقي نيست و تصديق به وجود اوامر و نواهي متبدّل به شك در اوامر و نواهي است نه تصديق در اوامر، شك می‌کند، تصور اوامر و نواهي در اينجا هست اما در اينجا تصديق به وجود اوامر و نواهي در اینجا منتفي مي‌شود، اين انحلال تكويني مي‌شود.

  • در اينجا بنا بر فرمايش مرحوم آقاي حكيم ما بايد بگوييم که تكويناً منحل مي‌شود زيرا امتناع اجتماع حكمين متماثلين در مانحن‌فيه موجب مي‌شود كه تكليف به احتراز از آن اطراف علم اجمالي تعلق نگيرد يعني وقتي كه آن علم يقيني طاري بر علم اجمالي مي‌آيد اين علم يقيني نسبت به آن، خود علم يقيني موجب انحلال علم اجمالي خواهد شد چون تحقق موضوع عليٰ‌أيِّ‌نحوٍكان موجب تحقق محمول و حكم و تكليف است، اگر در هر وقتي موضوع براي حكم موجود باشد، قطعاً در آنجا محمول و حكم برای آن موضوع موجود است. پس درصورت عدم وجود حكم به‌نحو برهان إنّ ما از عدم وجود موضوع در مانحن‌فيه كشف مي‌كنيم، وقتي كه در يك جا تكليف به احتراز از اطراف علم اجمالي منتفي باشد ما كشف مي‌كنيم كه موضوع براي احتراز در اينجا منتفي است؛ موضوع احتراز عبارت از علم اجمالي است و ديگر امكان ندارد كه با وجود تحقق موضوع، حكم و محمول از موضوع منتفي باشد. اگر وقت زوال در اينجا حاصل بشود، قطعاً موضوع براي وجوب صلات حاصل شده است و اگر شهر صيام حلول كند قطعاً موضوع براي وجوب صوم حاصل شده است، اگر وقت حصاد براي زرع حالّ بشود قطعاً موضوع براي زكات حاصل شده است ديگر عقلاً امكان ندارد كه در يك جا موضوع براي تكليف حاصل بشود، درعين‌حال تكليف منتفي باشد؛ اين عقلاً محال است! در بعضي از موارد ما مي‌بينيم كه با وجود وقت زوال در اينجا تكليف براي صوم نيست، خب موضوع در آنجا عوض شده است، شايد امر اهمّي ‌در آنجا وجود دارد كه به‌واسطۀ امر اهمّ در آنجا تكليف به وجوب صلات نباشد؛ يااينكه شهر صيام حلول كرده است اما اين شخص مسافر است، باز در اينجا موضوع براي وجوب صوم حاصل نشده است. يا مريض است؛ ﴿فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَ﴾1 و از نقطه‌نظر فني و ازنقطه‌نظر تخصصي امتناع دارد كه موضوع براي حكم حاصل بشود ولي محمول حاصل نشود، آن‌وقت چطور ممكن است با وجود تحقق علم اجمالي كه موضوع براي احتراز است درعين‌حال مسئلۀ اجتماع حكمين مثلين موجب انحلال تعبدي علم اجمالي بشود نه انحلال تكويني؟!

    1. . سوره بقره (2) آیه 184. انوار ملکوت، ج 1، ص 57:
      «پس هرکدام از شما که مریض یا در حال سفر بود باید به تعداد روزه‌هایی که در ماه رمضان خورده است، قضا کند.»
/ 380