جلسه ۲۸۷
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۲۸۷
7توجیهی که راجع به مسئلۀ دوم ذکر میکند خیلی خندهدار است، در قضیۀ دوم این بود که طبیعت مهمله از آنجایی که بر طبیعت شخصیه قابل صدق است، لذا موجب اجتماع حکمینِ مثلین است و اجتماع حکمینِ مثلین بر مورد واحد مانند اجتماع متضادّین و مانند اجتماع متناقضین محال است. البته اجتماع حکمین مثلین بر مورد واحد محال است، درست است که شارع بگوید که أکرم العالم لیلة الجمعة بعد دوباره نه بهعنوان مؤکد بلکه بهعنوان یک حکم جدید بگوید که أکرم زیداً العالم لیلة الجمعة که این یک انشاء مجدد باشد؟! این لغو و محال است. بله، بهعنوان تأکید صدتا امر هم ممکن است بعدش بیاید اما بهعنوان حکم مماثل که خود این حکم از ناحیۀ شارع بدون توجه به حکم اول، مشرَّع باشد محال است.
در قضیۀ طبیعی ما و این طبیعت مهمله که عبارت از همان تنجّس أحد الإنائین است، هم قابل انطباق بر این إناء است و هم قابل انطباق بر این إناء است، از آنطرف هم یک طبیعت شخصیه داریم که عبارت از همان معلوم بالتفصیل ما است، آن طبیعت، طبیعت شخصیه است یعنی هذا الإناء بخصوص که آقا زادۀ مکرّم این را تبرک فرمودند [و در آن بول کردند]، این إناء بهخصوص در اینجا متنجّس است، این طبیعت، طبیعت شخصیه میشود، آن اول طبیعت مهمله میشود. خب چون طبیعت مهملهلا یَتحقّق إلاّ بالتعیّن الخارجی، إلاّ بالطبیعة الشخصیة، پس آن تنجّس أحد الإنائین منطبق بر این تنجّس هذا الإناء تفصیلاً خواهد شد.
پس ما در اینجا دو حکم منجِّز داریم؛ یکی اینکه احتراز عن هذا الإناء مولود علم اجمالی اول است و طبیعت مهملۀ اولیٰ است، یکی احتراز عن هذا الإناء مولود برای طبیعت شخصیه است که خودمان به چشممان دیدیم. در اینجا چه اشکالی پیش میآید؟! در اینجا لازمهاش اجتماع حکمین مماثل بر مورد واحد است. دو امر مختلف به یک امر از یک جهت تعلق بگیرد؛ یعنی یک إناء از حیث تنجّس، هم امر از حیث علم اجمالی به آن تعلق بگیرد، خب پس اگر علم اجمالی تعلق بگیرد، این دیگر متنجّس و واجب الاحتراز شد، میگوییم که نه، دوباره باید از قِبَل علم تفصیلی و از آن تیقّن به تنجّس یک احتراز به آن تعلق بگیرد! خب این اجتماع حکمین مثلین است و اجتماع حکمین مثلین در آنجا موجب امتناع است. این توجیهی است که شد.

