
تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم آقاضیاء عراقی
محور اصلی این جلسه بررسی تقریر مرحوم آقاضیاء عراقی از قاعده قبح عقاب بلا بیان و نقد اشکال دور در نسبت میان این قاعده و قاعده لزوم دفع ضرر محتمل است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تبیین مرحوم عراقی را مطرح میکند که بر اساس آن، حکومت قاعده قبح عقاب بلا بیان بر قاعده دفع ضرر محتمل به دلیل دور عقلی قابل اثبات است. سپس با تحلیل مبنای مرحوم کمپانی و مرحوم عراقی، ملاک خروج از زیّ رقیت و نقش احتمال تکلیف در سیره عقلایی را بررسی میکند. در ادامه با طرح نمونههای عرفی و اجتماعی، نشان میدهد که در امور مهم، نفس احتمال ضرر میتواند منجّز باشد و عقلاء بر اساس حفظ نظام و جلوگیری از مفاسد، جانب احتیاط را ترجیح میدهند. همچنین اهتمام شارع نسبت به نفوس، اعراض و اموال و جایگاه ادله احتیاط در این حوزه تبیین میشود. نتیجه بحث آن است که در موارد مهم، احتمال ضرر موضوعیت پیدا کرده و میتواند مانع جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان شود.
تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم آقاضیاء عراقی
توضیحات:
محور اصلی این جلسه بررسی تقریر مرحوم آقاضیاء عراقی از قاعده قبح عقاب بلا بیان و نقد اشکال دور در نسبت میان این قاعده و قاعده لزوم دفع ضرر محتمل است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تبیین مرحوم عراقی را مطرح میکند که بر اساس آن، حکومت قاعده قبح عقاب بلا بیان بر قاعده دفع ضرر محتمل به دلیل دور عقلی قابل اثبات است. سپس با تحلیل مبنای مرحوم کمپانی و مرحوم عراقی، ملاک خروج از زیّ رقیت و نقش احتمال تکلیف در سیره عقلایی را بررسی میکند. در ادامه با طرح نمونههای عرفی و اجتماعی، نشان میدهد که در امور مهم، نفس احتمال ضرر میتواند منجّز باشد و عقلاء بر اساس حفظ نظام و جلوگیری از مفاسد، جانب احتیاط را ترجیح میدهند. همچنین اهتمام شارع نسبت به نفوس، اعراض و اموال و جایگاه ادله احتیاط در این حوزه تبیین میشود. نتیجه بحث آن است که در موارد مهم، احتمال ضرر موضوعیت پیدا کرده و میتواند مانع جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان شود.
تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم آقاضیاء عراقی
4نقد اشکال دور
الف- بر اساس حکم عقل و بنای عقلا
راجع به این قضیه مطلبی که بهنظر میرسد این است که اگر بنا بر اساس عقل است مطلب یک نحو است، اگر بر اساس سیرۀ عقلائیه و اتفاق آراء عقلاء است که گفتیم: برگشت آنهم به همین حکومت عقل است، براساس سیره عقلائیه اگر شما بخواهید مطلب را متمرکز کنید یا براساس عقل، دیگر در اینجا حکومت عقل به ازاء آن کیفیت روش مولا و سیرۀ مولا در ثواب و عقاب برمیگردد؛ یعنی عقل در مقام اطاعت و معصیت به کیفیت خطاب، عتاب، عقاب و ثواب مولا نگاه میکند. این عقل خصوصیت تعامل مولا را مع العبد مورد بررسی قرار میدهد؛ إمّا حکم به برائت میکند و إمّا حکم به توقف و احتیاط و الزام میکند. یعنی عقلا در اینجا یک روش خاصّ جدای از سیره و تعامل موالی با عبید ندارند که براساس آن روش و آن سیره، جدای از ارتباط بین موالی و عبید حکم به برائت کنند و حکم به قبح ظلم در مانحنفیه و حسن عدل درصورت عدم مؤاخذه کنند که منشأ اینها و برگشت اینها به حفظ نظام است و به عدم افساد و فساد نظام برمیگردد؛ بلکه در اینجا در هر موردی عقلا حکم خاصّ خودشان را دارند.
تحلیل سیره عقلائیه در موارد احتمال تکلیف
مسئلهای که در اینجا باید مورد توجه قرار بگیرد این است که اگر مسئله در سیرۀ عقلائیه به حفظ نظام برمیگردد باید ببینیم آیا بر فعل عبد درصورت احتمالِ تکلیف، فسادی مترتّب میشود یا نمیشود؟ یعنی رجوع قضیه به نفسالأمر و عالم خارج است، نه به تصوّرات یا تخیلات ذهنی. فسادی که در عالم مترتّب میشود به تصوّرات و تخیلات ذهنی ما برنمیگردد؛ مثلاً اگر بزنم یک درختی را قطع کنم این درخت خشک میشود و روی زمین میافتد؛ حالا من تصوّرم این باشد که قطع این درخت قضیهای را پیش نمیآورد.
