اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

14٬098
اصول

قبح عقاب بلا بیان در این جلسه محور اصلی بحث است و دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قرار دادن آن در زمره مشهورات و آراء محموده بررسی و نقد می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی اقسام قضایای مشهوره از جمله عادیات، استقرائیات، خلقیات و آراء محموده را توضیح می‌دهد و ارتباط آنها با عقل عملی را روشن می‌کند. سپس این نکته تبیین می‌شود که حسن و قبح و از جمله قبح عقاب بلا بیان آیا صرف توافق عقلاست یا پشتوانه‌ای واقعی و عقلی دارد. در ادامه نسبت عقل عملی و عقل نظری بررسی شده و نشان داده می‌شود که بسیاری از این گزاره‌ها در نهایت به مبانی واقعی و ادراکات عقلی بازمی‌گردند. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که قبح عقاب بلا بیان یک حکم مستقل عقلی است و نمی‌توان آن را صرف اعتبار یا اتفاق اجتماعی دانست.

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

توضیحات:

قبح عقاب بلا بیان در این جلسه محور اصلی بحث است و دیدگاه مرحوم کمپانی درباره قرار دادن آن در زمره مشهورات و آراء محموده بررسی و نقد می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی اقسام قضایای مشهوره از جمله عادیات، استقرائیات، خلقیات و آراء محموده را توضیح می‌دهد و ارتباط آنها با عقل عملی را روشن می‌کند. سپس این نکته تبیین می‌شود که حسن و قبح و از جمله قبح عقاب بلا بیان آیا صرف توافق عقلاست یا پشتوانه‌ای واقعی و عقلی دارد. در ادامه نسبت عقل عملی و عقل نظری بررسی شده و نشان داده می‌شود که بسیاری از این گزاره‌ها در نهایت به مبانی واقعی و ادراکات عقلی بازمی‌گردند. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که قبح عقاب بلا بیان یک حکم مستقل عقلی است و نمی‌توان آن را صرف اعتبار یا اتفاق اجتماعی دانست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دیدگاه مرحوم کمپانی در قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان (3)

13
  • پس این مسئله به‌نحوکلی که عقل نظری به این حکم کرده، می‌آید با این مصادیق پیدا می‌کند. یکی از آن مصادیق، انسان است. انسان یکی از آن مصادیق خلق کلی است؛ پس از اینجا به بعد عقل عملی می‌آید خودش را داخل در این جریان می‌کند و می‌گوید: چون تو یکی از مصادیق این قضیۀ کلیه هستی، پس باید از استعداد و قوّه، کمالات و استعدادات خودت را به فعلیت برسانی والاّ غرض از خلقت تو لغو و بیهوده خواهد بود. وقتی لغو و بیهوده خواهد بود آن‌وقت ترجیح احد الطرفین بدون راجح هم محال است. این دیگر جزء این مسائل است.

  • رجوع قضایای عقل عملی به عقل نظری

  • پس برگشت و رجوع قضایای عقل عملی بالأخره برگشت به عقل نظری است و به آنچه که له واقعٌ فی نفس ‌الأمر، به این برمی‌گردد؛ یعنی قضایای مشهوره‌ای که بنا بر اعتقاد مرحوم کمپانی لیس له واقعٌ إلّا اعتبار العقلاء و اتفاق العقلاء ما می‌بینیم نه، این قضایای معروفه و مشهوره که همین تأدیبات صلاحیه یا آراء محموده باشد، رجوع این قضایا بما له نفس‌ الأمر و بما له واقعٌ خواهد بود. وقتی که این‌طور شد پس حاکم بر این‌هم عقل نظری است.

  • فلهذا داخل کردن مسئلۀ قبح عقاب بلا بیان در قضایای مشهوره‌ای که فقط اتفاق کافّۀ عقلا کافی برای آن قضیه است ظاهراً خالی از تأمّل نیست؛ بلکه قبح عقاب بلا بیان قضیةٌ عقلیةٌ یستقلُّ العقل بِهذهِ القضیة و این براساس انطباق این مسئله با کلیاتی است که آن کلیات، واقع و نفس‌الأمر دارند نه‌اینکه فقط صرف یک اعتبار و صرف اتفاق باشد. روی این حساب، مسئله از اتفاق آراء عقلا بیرون می‌آید. بله، وقتی که این مسئله، مسئلۀ عقلی باشد، طبعاً عقلا هم اتفاق دارند. مگر عقلا نسبت به الکلُّ أعظمُ مِنَ الجزء اتفاق ندارند؟! مگر نسبت به استنتاج معلول از علت اتفاق ندارند؟! مگر نسبت به ایجاب علت، معلول را اتفاق ندارند؟! قضایایی که به‌طورکلی تمام این قضایا اتفاق واقع و نفس‌الأمر دارد، خب عقلا نسبت به آنها اتفاق دارند چون عقلا به لحاظ عقل، این مطلب را ادراک می‌کنند.

/ 260