اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نکاتی در باب اجتهاد و شمّ‌الفقاهة

توصیه‌های علامه طهرانی برای طلاب درس خارج

14٬111
اصول

اجتهاد و شم الفقاهه در این جلسه به روش صحیح ورود به درس خارج و شیوه تقویت قدرت استنباط از نگاه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پرداخته می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند طلبه پیش از ورود به درس باید مبانی بحث را از قبل مطالعه کند، خود را در مقام مجتهد فرض کند و به جای اتکای صرف به بیان استاد، به منابع اصلی مراجعه کند و اشکالات احتمالی را مستقل بررسی نماید. همچنین تفاوت نقل روایی در مجلس درس و نقل‌های پرسش و پاسخ فردی و تأثیر آن در فهم روایت تبیین می‌شود. در ادامه نقش فهم تاریخی، شرایط راویان و توجه به روح حاکم بر احکام در شکل‌گیری شم الفقاهه و اجتهاد واقعی توضیح داده می‌شود. نتیجه جلسه آن است که اجتهاد صرفاً یک فن فنی نیست بلکه نیازمند فهم عمیق، پیش‌مطالعه و ادراک روح کلی شریعت است.

نکاتی در باب اجتهاد و شمّ‌الفقاهة

توضیحات:

اجتهاد و شم الفقاهه در این جلسه به روش صحیح ورود به درس خارج و شیوه تقویت قدرت استنباط از نگاه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پرداخته می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند طلبه پیش از ورود به درس باید مبانی بحث را از قبل مطالعه کند، خود را در مقام مجتهد فرض کند و به جای اتکای صرف به بیان استاد، به منابع اصلی مراجعه کند و اشکالات احتمالی را مستقل بررسی نماید. همچنین تفاوت نقل روایی در مجلس درس و نقل‌های پرسش و پاسخ فردی و تأثیر آن در فهم روایت تبیین می‌شود. در ادامه نقش فهم تاریخی، شرایط راویان و توجه به روح حاکم بر احکام در شکل‌گیری شم الفقاهه و اجتهاد واقعی توضیح داده می‌شود. نتیجه جلسه آن است که اجتهاد صرفاً یک فن فنی نیست بلکه نیازمند فهم عمیق، پیش‌مطالعه و ادراک روح کلی شریعت است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نکاتی در باب اجتهاد و شمّ‌الفقاهة

6
  • نکته‌ای مهم دربارۀ فقه روایات

  • اما آنچه را که به‌نظر می‌رسد که خود کیفیت استنباط مرحوم آقا هم براین‌اساس بود این است که امام با افراد دو حال داشته است؛ 

  • دو نحوۀ ارتباط امام علیه‌السّلام با افراد

  • یکی حال بیان مسائل به‌نحو بتّی و جزمی داشته که از کیفیت بیان راوی مشخص است که این راوی الآن دارد در چه... مثلاً فرض کنید که امام صادق یا امام باقر در مجلس بحث و درس بودند و در مسجد پیغمبر نشسته‌اند و اصحاب در کنار آنها می‌آمدند؛ چهل نفر، پنجاه نفر، صد نفر، دویست نفر یا بیشتر می‌آمدند و حضرت مطالب را می‌فرمودند و همه هم یادداشت می‌کردند. این یک قسم از مسائل است که بسیاری از روایاتی که در اصول اربعه مائه به‌عنوان اصل زید، اصل نرسی، اصل ابان، اصل محمد بن مسلم و امثال‌ذلک هست بسیاری از اینها از این قبیل بوده است یعنی از قبیل القاء مسائل و روایات به‌صورت خطابه. درست شد؟! در این‌گونه موارد اشتباه کم وجود دارد ـ دقت کنید ـ چون اولاً خیلی از افراد این را می‌نوشتند و ثانیاً داعی بر نوشتن بود؛ مثل اینکه شما الآن دارید مطالبی را می‌نویسید. این مطالبی را که الآن دارید می‌نویسید این الآن به‌صورت یک کلام بتّی و جزمی دارد مطرح می‌شود چون مجلس درس است؛ در مجلس درس انسان باید حواسش را جمع کند و متوجه باشد کلامی را اضافه نگوید یا کم نگوید که خودش نسبت به معنا مخلّ باشد این یک قسم از [بیان] روایات است.

  • قسم دوم از روایات، روایاتی است که روای می‌آید از امام سؤال شرعی می‌کند و در آنجا (همان مجلس) هم نمی‌نویسد، امام هم به او جواب می‌دهد؛ بعد می‌رود این جواب امام را برای دیگران نقل می‌کند. اینجا اشتباه زیاد اتفاق می‌افتد؛ یعنی خدمت امام علیه‌السّلام می‌آید و یک سؤال فقهی می‌کند بعد حضرت یک جوابی به او می‌دهند و او هم در آنجا نمی‌نویسد، بعد می‌رود همین مطلب را برای کسی دیگر نقل می‌کند لعلّ در نقل اشتباه کند. مثلاً برای خود ما اتفاق افتاده است آن رواتی هم که در آن زمان بودند بهتر از ما که نبودند؛ یعنی همین حافظه ما را داشتند؛ همین حافظه و زبان را داشتند حالا تقوای آنها بهتر بود به‌جای خود اما تقوا رفع اشتباه نمی‌کند، ما خیلی از افراد متقی را می‌دانیم که اینها خیلی اشتباه می‌کنند خیلی بالا! آن قوۀ حافظه و ضبط و ذاکره خیلی مهم است، دقت و هوش نسبت به آن و رعایت نکاتی که مورد سؤال قرار گرفته خیلی مهم است. اینها جهاتی است که ضبطیت راوی و اعتماد انسان را به وثاقت راوی بیشتر اثبات می‌کند و این مشخص است؛ مشخص است که راوی که آمد از امام سؤال کند در مجلس درس نیامده سؤال کند بلکه آمده سؤال خصوصی کند. دلیلش این است که راوی دیگر که می‌آید سؤال می‌کند حضرت یک جواب دیگر می‌دهند. این معلوم است که در مجلس بحث نیست؛ چون در مجلس بحث که دوتا جواب نمی‌شود داد یک جواب می‌شود داد. شخصی آمده یک نحو سؤال کرده حضرت یک نحو جواب دادند، متناسب با حال او جواب دادند به دیگری به‌نحو دیگر جواب دادند مثل سؤالات شرعی که مردم از ما در کوچه و خیابان می‌پرسند، در آن زمان هم همین‌طور بود. وضعیت امام یک تافتۀ جدابافته‌ای نبود که خلاصه یک طمطراقی داشته باشد و یک کیفیتی باشد و یک وضعی که مردم امام را از نقطه‌نظر تخاطب جدای از مسائل و اینها تصور کنند بعد بیایند سؤال بنویسند.

/