
بیان دلیل عقلی بر برائت
برائت عقلی و قبح عقاب بلا بیان در این جلسه به عنوان محور اصلی بحث در اصول فقه بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در قاعده قبح عقاب بلا بیان پس از فحص و یأس از دلیل پرداخته و نسبت آن را با قاعده عقلی وجوب دفع ضرر محتمل به صورت دقیق توضیح و تحلیل میکند. در ادامه، اشکال قائلان به احتیاط مطرح میشود که با وجود احتمال ضرر، موضوع برائت از بین میرود، سپس پاسخ مرحوم آخوند و نقد آن از منظر تعارض قواعد عقلی و ملاکات عقلی بیان میگردد. در ادامه، عقل در مقام جعل قواعد و در تعارض با یکدیگر، به تناسب موضوع و موارد عدم بیان یا وجود بیان حکم میکند و نمیتوان یک قاعده را بدون توجه به قاعده دیگر در همه موارد جاری دانست. در نهایت، حدود کارکرد برائت عقلی و نسبت آن با احتیاط و دفع ضرر محتمل روشن میشود.
بیان دلیل عقلی بر برائت
توضیحات:
برائت عقلی و قبح عقاب بلا بیان در این جلسه به عنوان محور اصلی بحث در اصول فقه بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند در قاعده قبح عقاب بلا بیان پس از فحص و یأس از دلیل پرداخته و نسبت آن را با قاعده عقلی وجوب دفع ضرر محتمل به صورت دقیق توضیح و تحلیل میکند. در ادامه، اشکال قائلان به احتیاط مطرح میشود که با وجود احتمال ضرر، موضوع برائت از بین میرود، سپس پاسخ مرحوم آخوند و نقد آن از منظر تعارض قواعد عقلی و ملاکات عقلی بیان میگردد. در ادامه، عقل در مقام جعل قواعد و در تعارض با یکدیگر، به تناسب موضوع و موارد عدم بیان یا وجود بیان حکم میکند و نمیتوان یک قاعده را بدون توجه به قاعده دیگر در همه موارد جاری دانست. در نهایت، حدود کارکرد برائت عقلی و نسبت آن با احتیاط و دفع ضرر محتمل روشن میشود.
بیان دلیل عقلی بر برائت
9یعنی منبابمثال در روابط بین موالی و عبید هم همین حکم عقلی در اینجا وارد است. اگر مولا بیانی را نسبت به یک حکمی نیاورد و صبح عبید را به فلک بکشاند و به کتک زدن بگیرد که ای فلان شده چرا امروز نخریدی؟! عبد میگوید: من تازه از خواب بیدار شدم تو اصلاً با من حرف نزدی حالا داری ما را به فلک میبندی؟! من اصلاً روحم خبر ندارد. عقلاء این مولا را مذمت میکنند. همینطور نسبت به مسائل شرعی قضیه همین است وقتی که عقل موضوع را تصور کند؛ شارعی هست و دینی هست و تکلیفی هست و همینطور عقباتی هست و قیامت و جنّت و ناری هست وقتی تصور موضوع را با شرایط بکند، حکم میکند به حکم بتی بر قبح عقاب بلا بیان؛ که اگر مولا با وجود این شرایط و با وجود اینکه مکلف علم به غیب ندارد و باید بهوسیلۀ شارع به او ابلاغ بشود و با وجود به حتمیّت عقاب در روز قیامت، عقل میآید مولا را مذمت میکند و میگوید: ای مولایی که آنجا نشستهای و گردنت هم خیلی کلفت است و هر کاری هم دلت بخواهد میکنی اگر تو به ما عقل دادی به مقتضای عقلمان بخواهیم بیاییم عمل بکنیم، ما این کار تو را تقبیح میکنیم، ما تو را مذمت میکنیم بر اینکه ما را بدون بیان عقاب کنی. مولا هم میگوید: ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾،1 ﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾،2 ﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾،3 ﴿أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ﴾4 تمام این آیاتی که راجع به تعقّل داریم اینها همه دست مولا را بسته است و هیچ کاری نمیتواند بکند، عقل هم در مقابلش میایستد. البته او خیلی زرنگ است او از یک راه دیگر وارد میشود که حالا عرض میکنم آن برای بحث جلسۀ بعد است!
تلمیذ: خدا همه را وارد بهشت میکند!
استاد: حالا بالأخره وارد بهشت میکند! بالأخره رحمتش غلبه دارد اما بالأخره ﴿لَا يُسَۡٔلُ عَمَّا يَفۡعَلُ وَهُمۡ يُسَۡٔلُونَ﴾!5 کار روی نظام است کار روی حساب است.
- سوره فصلت (41) آیه 46. معادشناسی، ج 10، ص 392:
«البته (اى پيامبر) پروردگار تو به هيچ وجه ستم نمىكند!» - سوره بقره (2) آیه 44. امام شناسی، ج 16ـ17، ص 314:
«پس چرا عقل را به کار نمیبندید.» - سوره رعد (13) آیه 19. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 172:
«اين است و جز اين نيست كه اين حقيقت را صاحبان خرد و عقل مىفهمند و بدان مىرسند.» - سوره انعام (6) آیه 50. امام شناسی، ج 12، ص 14:
«پس چرا شما تفكر نمىكنيد.» - سوره انبیاء (21) آیه 23. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 7:
«خداوند از كارى كه مىكند مورد پرسش و مؤاخذه قرار نمىگيرد؛ و ايشاناند كه مورد پرسش و مؤاخذه واقع مىشوند.»
- سوره فصلت (41) آیه 46. معادشناسی، ج 10، ص 392:
