اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حدیث کل شیء مطلق و اصل برائت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر معنای روایت «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نهی» و نسبت آن با اصل برائت و اباحه بررسی می‌شود. استاد با نقل و نقد دیدگاه مرحوم کمپانی، اقسام اباحه را از عقلیه، مالکیه و شرعیه (واقعیه و ظاهریه) تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد حمل روایت بر اباحه واقعیه یا اباحه عقلیه دچار اشکال است. سپس اشکالاتی مانند تمسک به دلیل در شبهات مصداقیه، تخلف حکم از موضوع و لغویت جعل اباحه مطرح می‌شود و همچنین بحث مهم «وصول یا صدور نهی» در معنای «یرد» بررسی می‌گردد. در ادامه، نسبت استصحاب و احراز تعبدی عدم نهی نیز تبیین می‌شود. نتیجه جلسه این است که روایت در ظرف شک در حکم معنا دارد و مراد از «ورود» همان وصول نهی است، بنابراین دلالت آن بر اباحه ظاهری و اصل برائت قابل دفاع خواهد بود.

بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (4)

توضیحات:

حدیث کل شیء مطلق و اصل برائت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تمرکز بر معنای روایت «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نهی» و نسبت آن با اصل برائت و اباحه بررسی می‌شود. استاد با نقل و نقد دیدگاه مرحوم کمپانی، اقسام اباحه را از عقلیه، مالکیه و شرعیه (واقعیه و ظاهریه) تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد حمل روایت بر اباحه واقعیه یا اباحه عقلیه دچار اشکال است. سپس اشکالاتی مانند تمسک به دلیل در شبهات مصداقیه، تخلف حکم از موضوع و لغویت جعل اباحه مطرح می‌شود و همچنین بحث مهم «وصول یا صدور نهی» در معنای «یرد» بررسی می‌گردد. در ادامه، نسبت استصحاب و احراز تعبدی عدم نهی نیز تبیین می‌شود. نتیجه جلسه این است که روایت در ظرف شک در حکم معنا دارد و مراد از «ورود» همان وصول نهی است، بنابراین دلالت آن بر اباحه ظاهری و اصل برائت قابل دفاع خواهد بود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (4)

11
  • تلمیذ: خب اینکه تقلید با اوهام است امام با این فرمایش جلوگیری می‌کند.

  • استاد: آخر من که مثلاً عقل امام کاظم علیه‌السّلام را ندارم که احکام را استنباط کنم!

  • تلمیذ: نه، از این باب که فرمودید که امام درصدد بیان حکم عقلی است این را ما می‌خواهیم بگوییم که چرا نباشد؟! ما می‌گوییم که هست! مشکلش چیست؟!

  • استاد: آن به تلازم، درصدد است امام بیان حکم شرع را می‌کند ما به تلازم می‌فهمیم که کُلّ ما حَکَمَ به الشَّرع حَکَمَ به العَقل اما آیا شما از راه حکم عقل پی می‌برید بر اینکه انگشت زن وقتی که چهار تا قطع بشود، دیه‌اش چقدر است، و وقتی که به نصف رسید دیه نصف می‌شود؟! یا خلافش را می‌فهمید؟!

  • تلمیذ: بنده با این عقلم خلاف می‌فهمم.

  • استاد: احسنت، بنابراین این دلیل می‌شود بر اینکه عقل ما وافی و کافی برای رسیدن به جمیع احکام شرع نیست.

  • تلمیذ: ولی منافات بر این ندارد که فرمایش امام هم تأکید حکم عقل بکند.

  • استاد: آقا اصلاً فرمایش امام عین عقل است، نه‌اینکه تأیید است ولی کدام عقل؟! عقل خودش، نه عقل بنده!

  • تلمیذ: بله درست است.

  • استاد: بله خب همین، به من چه مربوط است! عقل امام کامل است، عقل من این‌قدر است! خب به من چه ربطی دارد؟!

  • عقاب و ثواب هر شخص به‌اندازۀ عقلش

  • بعضی‌ها می‌گویند که امام کاظم که به هشام راجع به عقل و اینها صحبت می‌فرمایند، منظور از آن عقل کامل، همان عقل امام کامل است. صحبت این است که اگر امام کاظم می‌خواهد با عقل خودش مسائل را لحاظ بکند خب «بِکَ أُثیبُ وَ بِكَ أُعاقِبُ»1 این فقط مربوط به خود امام می‌شود نه مربوط به ما! پس در هر کسی با عقل خودش این «بِکَ أُثیبُ وَ بِكَ أُعاقِبُ» مطرح است تا این عقل کم‌کم، کم‌کم ارتقاء پیدا کند تا به عقل فعال برسد، دیگر در آنجا عقل، عقل بالمستفاد می‌شود و دیگر در آنجا عقل بالفعل محقق می‌شود. آن احکام شرع با عقل بالفعل یعنی عقل بالمستفاد ارتباط دارد؛ مگر آن احکامی که لو خلّی و طبعه [همه ادراک می‌کنند] مثل رجحان صدق، اولویت صدق یا مرجوحیت کذب، مرجوحیت خیانت، مرجوحیت ظلم، [در واقع] قبح مستقلات عقلیه‌ای که تمام افراد بشر در ادراک این مستقلات عقلیه [مشکلی ندارند] و اقل این عقول... [آن را ادراک می‌کنند].

    1.  من لا يحضره الفقيه, ج 4, بابُ النَّوادرِ، ص ۳5۲، ح 5762.
/ 260