
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (2)
حدیث «کل شیء مطلق» و اباحه در موارد مجهول الحکم محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی این روایت، ابتدا دیدگاه مرحوم نائینی را درباره حمل روایت بر اباحه و لاحرجیتِ پیش از شرع مطرح کرده و اشکالات مرحوم آیتالله خوئی بر این تفسیر را بررسی میکند. سپس با تحلیل دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی و مرحوم کمپانی، به این پرسش میپردازد که منظور از «شیء» در روایت چیست و آیا روایت ناظر به خود موضوعات است یا به مواردی که حکم آنها برای مکلف مجهول است. در ادامه، تفاوت اباحه واقعی و اباحه ظاهری، نسبت روایت با ادله احتیاط، و نقش علم و جهل مکلف در فهم روایت تبیین میشود. بخش مهمی از بحث نیز به جایگاه عقل در تشخیص مصالح و مفاسد و تأثیر حکم عقل در تنجیز تکلیف اختصاص دارد. حاصل جلسه اثبات این نکته است که روایت ناظر به موارد مجهول الحکم و بیانکننده اصل برائت در ظرف شک است.
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (2)
توضیحات:
حدیث «کل شیء مطلق» و اباحه در موارد مجهول الحکم محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی این روایت، ابتدا دیدگاه مرحوم نائینی را درباره حمل روایت بر اباحه و لاحرجیتِ پیش از شرع مطرح کرده و اشکالات مرحوم آیتالله خوئی بر این تفسیر را بررسی میکند. سپس با تحلیل دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی و مرحوم کمپانی، به این پرسش میپردازد که منظور از «شیء» در روایت چیست و آیا روایت ناظر به خود موضوعات است یا به مواردی که حکم آنها برای مکلف مجهول است. در ادامه، تفاوت اباحه واقعی و اباحه ظاهری، نسبت روایت با ادله احتیاط، و نقش علم و جهل مکلف در فهم روایت تبیین میشود. بخش مهمی از بحث نیز به جایگاه عقل در تشخیص مصالح و مفاسد و تأثیر حکم عقل در تنجیز تکلیف اختصاص دارد. حاصل جلسه اثبات این نکته است که روایت ناظر به موارد مجهول الحکم و بیانکننده اصل برائت در ظرف شک است.
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (2)
14این آدم معمولی میگوید: حتی زدن این دختر خلاف است! بچۀ دوازدهساله چه میفهمد نماز چیست، بهخاطر یک عروسک نماز نمیخواند! آنوقت بگوییم که نهخیر آقا این از نهسالگی بالغ است و عقاب دارد؟!
اگر از نهسالگی بالغ است بنابراین باید بگوید که عقاب دارد! اگر عقابش لغو و غیر حکیمانه است پس واجب نیست. منظور ما از وجوب همانطور که عرض کردم یک وقت جنبۀ تنبیهی و تدبیری و اینها دارد، در آن صحبت نمیکنیم؛ امام میفرماید: ما از پنجسالگی پسران و دختران خودمان را به صلاة امر میکنیم.1 بحث در وجوبی است که براساس مخالفتش عقاب است این وجوب را ما وجوب میدانیم.
فلهذا بر همین قضیه هم خیلی مسائل بار میشود؛ فرض کنید اگر بپرسند که آقا ما در آن زمان نمازمان فوت میشد آیا شما حکم قضا میکنید؟! قضا در آن جایی است که الزام در آنجا باشد؛ اگر الزام هست پس عقاب هم هست، اگر ما با قاعدۀ عقلی و با بدیهی عقلی عقاب را برمیداریم پس الزام را باید برداریم، دیگر حدّ فاصل در اینجا ندارد؛ یعنی یک دختر دوازدهساله عقاب نمیشود اما الزام در نماز است؟! نه نیست. این را عرض کردیم در آنجا که این الزام مربوط به پدر و مادر است؛ یعنی ابوین ملزم هستند بهاینکه اینها را [امر به صلاة] کنند.
منظور از نهی در روایت مورد بحث
در مورد ««کُلُّ شَیءٍ مُطلقٌ حَتَّی یَرِدَ فیه نَصٌ» همین را میگوییم؛ اگر یک مسئلهای باشد که مشکوک بین حلّیت و حرمت باشد، از آن طرف از نقطهنظر عقلی مفسدۀ این برای شما محرز باشد آیا خوردنش حلال است؟! نهی، نهی عقلی است، منبابمثال طبیب به شما میگوید که در این اشکال هست، سمّ هست، میگوییم: خب ما که نمیدانیم این فلسدار است، غیر فلسدار است، این ملحق به غنم است یا نیست؛ میگوید که از نقطهنظر تجربه الآن در این مرض هست و موجب هلاکت میشود، شما میگویید که ما از ناحیۀ شرع نسبت به این دلیل نداریم، میگوییم که دلیل نداشته باشید عقل شما الآن به مفسده حکم میکند، وقتی حکم کرد دیگر در اینجا ملزم است! اگر شما این را انجام بدهید درست مثل اینکه رسول خدا آمده و نهی کرده است و شما انجام دادید و هیچ فرقی نمیکند! منظور از نهی، الزام است یعنی نهی ملزم و حجّت شرعی.
- الکافی، ج ۳ ، كِتابُ الصَّلاةِ، بابُ صَلاةِ الصِّبیانِ و مَتَى یُؤخَذونَ بِها، ص 4۰۹، ح 1.
