اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»

14٬076
اصول

دلالت حدیث سعه بر برائت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بررسی احتمالات مختلف در معنای حدیث «الناس فی سعة ما لا یعلمون»، دیدگاه مختار خود را درباره مفاد روایت بیان می‌کند و توضیح می‌دهد که تعبیر «سعه» برخلاف حدیث رفع صرفاً ناظر به رفع عقاب نیست، بلکه بر جعل اباحه و توسعه برای مکلف دلالت دارد. سپس با بررسی روایات «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی» و «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نص»، ارتباط این روایات با حدیث سعه و جایگاه آنها در ادله برائت تبیین می‌شود. در ادامه، شمول این روایات نسبت به شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی شده و نقدی بر تفکیک رایج میان این دو نوع شبهه ارائه می‌گردد. بخش پایانی جلسه به شیوه صحیح جمع میان روایات سعه و روایات احتیاط اختصاص دارد و نشان می‌دهد که این دو دسته روایت لزوماً متعارض نیستند و هر یک ناظر به حوزه‌ای خاص‌اند.

تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»

توضیحات:

دلالت حدیث سعه بر برائت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بررسی احتمالات مختلف در معنای حدیث «الناس فی سعة ما لا یعلمون»، دیدگاه مختار خود را درباره مفاد روایت بیان می‌کند و توضیح می‌دهد که تعبیر «سعه» برخلاف حدیث رفع صرفاً ناظر به رفع عقاب نیست، بلکه بر جعل اباحه و توسعه برای مکلف دلالت دارد. سپس با بررسی روایات «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی» و «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نص»، ارتباط این روایات با حدیث سعه و جایگاه آنها در ادله برائت تبیین می‌شود. در ادامه، شمول این روایات نسبت به شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی شده و نقدی بر تفکیک رایج میان این دو نوع شبهه ارائه می‌گردد. بخش پایانی جلسه به شیوه صحیح جمع میان روایات سعه و روایات احتیاط اختصاص دارد و نشان می‌دهد که این دو دسته روایت لزوماً متعارض نیستند و هر یک ناظر به حوزه‌ای خاص‌اند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»

10
  • پس «ما لَم یَرِد علیکَ أمرٌ و نهیٌ» هردو مورد را شامل می‌شود؛ هم شبهات حکمیه را شامل می‌شود که قبل از اینکه امر و نهی بیاید هست و هم شبهات موضوعیه را شامل می‌شود؛ چون در شبهات موضوعیه تا وقتی که اماره، بیّنه، شاهد و قرینه یکی از دو مورد شبهه را معیّن و مشخص نکند، امر و نهی در آنجا معنا ندارد. همین که مشخص شد هذا ماءٌ حکم به اباحه بر آن بار می‌شود ـ البته ما فعلاً بنا را بر برائت در شبهات موضوعیه نمی‌گذاریم بلکه بنا را بر ابانه و استبانۀ موضوع در آنجا می‌گذاریم ـ همین‌که مشخص شد هذا خمرٌ الآن یَرِد علیکَ نهیٌ نهی الآن می‌آید.

  • پس امر و نهی به الزام برمی‌گردد حالا الزام چه در مورد شبهات حکمیه است یا در مورد شبهات موضوعیه است که باز در آنجا امر و نهی بعد از استبانۀ خود موضوع می‌آید علیٰ‌أیّ‌حال نسبت به شبهات موضوعیه و نسبت به شبهات حکمیه قضیه فرق نمی‌کند.

  • نکته‌ای مهم در شیوۀ برخورد با روایات متعارض

  • مسئلۀ مهم در اینجا که محل بحث است این است که یک دردی که ما در باب تعارض داریم ـ همان‌طوری‌که چند بار گفتم و باز هم تکرار می‌کنم ـ این است که به‌محض اینکه ببینیم یک روایتی درقبال روایت دیگر قرار گرفت، فوراً می‌گوییم که آقا اینها همه متعارضین هستند و وقتی تعارض کردند هردو تساقط می‌کنند یرجع إلی التخییر و إلی الأصل العملیه و کذا و کذا! یعنی اصلاً فکر نمی‌کنیم که این روایتی که الآن با روایت دیگر تعارض دارد بر چه اساسی است؟ توجیه آن چیست؟ محمِل آن چیست و روی چه حسابی است؟

  • متأسفانه اصحاب ما در این مسئله هم دچار همین قضیه شده‌اند؛ یعنی تا مشاهده کردند که روایات «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون» دلالت بر ترخیص و معذِّریت و سعه در حکم مجهول می‌کند با توجه به اخبار احتیاط که دلالت بر منجزیّت در حکم مجهول می‌کند، می‌گویند که بین اینها تعارض می‌شود و ما باید برای برائت به ادلّۀ دیگری مراجعه کنیم یا برای احتیاط باید نیاز به قرائن دیگری داشته باشیم؛ ولی این فکر را نکردند که این ادلّۀ سعه که آمدند بالأخره از امام آمدند یا نیامدند؟ این ادلّۀ از امام صادر شده‌اند و ادلّۀ احتیاط هم قطعاً از امام صادر شده‌اند و کسی از اصحاب جعل نکرده است؛ ادلّۀ احتیاط یا این ادلّۀ سعه را جعل نکرده‌اند، مشکل ما مشکل موارد است نه مشکل سند، از آن‌طرف هیچ دلیلی بر جهت دلالی این روایت نداریم، نه تقیّه‌ای در اینجا هست و نه مصلحت دیگری در اینجا هست. چرا امام علیه‌السّلام با وجود ادلّۀ احتیاط، این ادلّۀ سعه را ذکر کرده است و چرا با وجود ادلّۀ سعه، آمده ادلّۀ احتیاط را ذکر کرده است؟! این چه جهتی در اینجا دارد؟! به‌صرف اینکه اینها باهم معارض هستند تساقط می‌کنند که هنر نیست. اینکه مسئله‌ای نیست بگوییم که این معارض دلالت می‌کند بر امر سعه در امر واقع، آن‌هم دلالت می‌کند بر ضیق در امر واقع تعارضان و یتساقطان! اینکه معنا ندارد!

/ 0