اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث سعه (4)

14٬132
اصول

حدیث سعه و دلالت آن بر برائت شرعی محور اصلی این جلسه از مباحث آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان دیدگاه‌های مختلف درباره معنای عبارت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» را بررسی می‌کند و به اختلاف میان تفسیر «ما» به‌عنوان موصوله یا زمانیه می‌پردازد. در ادامه، آرای محقق نائینی، آیت‌الله خویی، مرحوم کمپانی و علامه طهرانی درباره مفاد روایت و نسبت آن با ادله احتیاط نقد و ارزیابی می‌شود. بخش مهمی از بحث به بررسی حجیت ظهورات، شخصی یا نوعی بودن ظهور، و تأثیر این مسئله در فهم روایت اختصاص دارد. همچنین اشکال تعارض حدیث سعه با اصل عدم تذکیه و ارتباط روایت با شبهات موضوعیه و حکمیه مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث این است که حدیث سعه در اصل می‌تواند مؤید برائت باشد، اما نسبت آن با اخبار و ادله احتیاط نیازمند بررسی دقیق تعارض و نحوه جمع میان این دو دسته دلیل است.

بررسی حدیث سعه (4)

توضیحات:

حدیث سعه و دلالت آن بر برائت شرعی محور اصلی این جلسه از مباحث آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان دیدگاه‌های مختلف درباره معنای عبارت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» را بررسی می‌کند و به اختلاف میان تفسیر «ما» به‌عنوان موصوله یا زمانیه می‌پردازد. در ادامه، آرای محقق نائینی، آیت‌الله خویی، مرحوم کمپانی و علامه طهرانی درباره مفاد روایت و نسبت آن با ادله احتیاط نقد و ارزیابی می‌شود. بخش مهمی از بحث به بررسی حجیت ظهورات، شخصی یا نوعی بودن ظهور، و تأثیر این مسئله در فهم روایت اختصاص دارد. همچنین اشکال تعارض حدیث سعه با اصل عدم تذکیه و ارتباط روایت با شبهات موضوعیه و حکمیه مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث این است که حدیث سعه در اصل می‌تواند مؤید برائت باشد، اما نسبت آن با اخبار و ادله احتیاط نیازمند بررسی دقیق تعارض و نحوه جمع میان این دو دسته دلیل است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث سعه (4)

13
  • بناءً‌علیٰ‌هذا از نقطه‌نظر صغریٰ این یک مسئله که ما نمی‌توانیم موصول بگیریم، ایشان می‌فرمایند که این مطلب به این نحو است. لذا مرحوم نائینی ظهور را در «ما»ی ظرفیه قرار دادند به‌خاطر محاذیری که این اضافۀ سعه به «ما» آن محاذیر را به‌وجود می‌آورد؛ الاّ اینکه کلام مرحوم آقای خوئی، استادشان را تأیید می‌کنند که ما ناچاریم «ما» را موصوله بگیریم؛ چون دیده نشده که «ما» ظرفیه بر سر فعل مضارع دربیاید و این قضیه از نُحات نقل نشده است و به خصوص تأیید می‌کند این مطلب را که در بعضی از روایات «ما لَم یَعلموا» هست، نه «ما لا یَعلمون» و این دلیل بر این است که در این روایت که «لا یَعلمون» هست نباید این‌طور باشد بلکه باید «ما لَم یَعلموا» باشد البته این اشکال به او وارد می‌شود اگر «لَم یَعلموا» باشد دیگر مشکل حل است، دیگر ظهور در «ما» ظرفیه در اینجا معنا ندارد؛ چون خود «ما لَم یعلموا» دلیل بر این است که سیاق یکی است. حالا میم آن «لَم» را بالا برده و «لا» کرده است سرپایینی بود سر بالا رفت! «لَم یَعلموا» و «لا یَعلمون» در اینجا خیلی به مسئله چیز نمی‌رساند.

  • نقد دیدگاه مرحوم نائینی

  • اما مطلبی که به‌نظر می‌رسد در محاذیری که ایشان راجع به اضافه و راجع به بیانیه و لامیه فرمودند، اولاً اینکه اضافۀ ظرفیه نیست جای بحث دارد؛ چون نحات در بحث اضافه می‌فرمایند: سه نوع اضافه داریم؛ یکی اضافۀ ظرفیه یکی بیانیه و یکی لامیه،1 منظور از ظرف موقعیتی است که مضاف در آن ظرف قرار می‌گیرد، نه‌اینکه منظور ظرف مکان و زمان است.

  • هر چیزی که بتواند ولو اعتباراً قابلیت برای ظرفیت را داشته باشد، آن در آنجا مجوّز برای این نحوۀ اضافه است و واضع لغت حق دخالت در موارد و مصادیق لغت را ندارد. واضع لغت فقط باید آن معنا و مفهوم یک لغت را تبیین کند که معنای «مِن» چیست؟ حالا مصادیق «مِن» چیست دیگر مربوط به متکلم است. مثل اینکه در بحث بلاغت در مورد استعارات این اختلاف هست که آیا موارد مجوّزه برای استعارات مجازیه آن هجده‌تایی است که می‌شمرند و از آنها نمی‌شود تعدّی کرد یااینکه قابل تعدّی است و هرچه را که انسان بتواند از نقطه‌نظر بلاغت مستحسن بشمارد انسان می‌تواند به‌کار ببرد؟ صحیح این است که نه‌خیر؛ فقط واضع لغت می‌تواند معنای «اسد» را در اینجا بگوید که «اسد» به معنای حیوان مفترس است، نه‌اینکه اسد به معنای جدار یا شجر است. این واضع فقط می‌تواند بگوید که «اسد» به معنای حیوان مفترس است؛ اما کیفیت استعمال «اسد» در معنای حقیقی یا در معنای مجازی برعهدۀ اختیار و انتخاب متکلم است که ممکن است در یک جا «اسد» را در معنای مجازی به‌لحاظ و عنایت به‌کار ببرد، اما مورد نظر نباشد و به‌عکس در یک جا «اسد» را مجازاً به‌کار ببرد؛ من‌باب‌مثال چون دهان اسد کریه رائحةِ الفَم است این در فردی که کریه رائحةِ الفَم بگوید: هذا اسدٌ مردم استهزاء می‌کنند که به یک آدم قوزی که دست به او بزنی می‌افتد، فقط به‌عنوان یک وجه مشابهت مختصر که کریه رائحةِ الفَم است، بگوییم که «هذا اسدٌ». این اصلاً اضحکه است، مسخره است بااینکه لغویین به‌کار بردند. لغویین بیخود کردند به‌کار بردند.

    1. جهت اطلاع رجوع شود به بیشتر شرح الرضيّ على الكافية، ج 2، ص 206.
/ 260