اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث سعه (2)

279
اصول

بررسی حدیث سعه (2) در کلام آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل مجموعه‌ای از روایات باب تعادل و تراجیح می‌پردازد که مضمون مشترک آن‌ها «فی سعة» و توسعه در هنگام عدم علم به حکم است. جلسه با بررسی روایت «إذا لم تعلم فموسع علیک بأیهما أخذت» از امام رضا علیه‌السلام آغاز می‌شود و سپس چند روایت دیگر از امام صادق و امیرالمؤمنین علیه‌السلام در موارد اختلاف حدیث، شبهات موضوعیه و وضعیت اموال مشکوک بررسی می‌گردد. در ادامه، تفاوت موارد شبهه، نقش علم در رفع حیرت و نسبت این روایات با اصل برائت و احتیاط تحلیل می‌شود. بخش مهمی از جلسه به نقد دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی در تفسیر «ما لا یعلمون» به حکم واقعی مجهول اختصاص دارد و اشکالاتی مانند تعارض با ادله احتیاط، ضعف دلالت بر علم به واقع و اشکال تفکیک حکم واقعی و ظاهری مطرح می‌شود. در پایان، نسبت ادله احتیاط با روایت سعه و امکان حکومت یا تعارض میان آن‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد و بحث به سمت تبیین دقیق‌تر مفهوم «سعه در تکلیف» پیش می‌رود.

بررسی حدیث سعه (2)

توضیحات:

بررسی حدیث سعه (2) در کلام آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل مجموعه‌ای از روایات باب تعادل و تراجیح می‌پردازد که مضمون مشترک آن‌ها «فی سعة» و توسعه در هنگام عدم علم به حکم است. جلسه با بررسی روایت «إذا لم تعلم فموسع علیک بأیهما أخذت» از امام رضا علیه‌السلام آغاز می‌شود و سپس چند روایت دیگر از امام صادق و امیرالمؤمنین علیه‌السلام در موارد اختلاف حدیث، شبهات موضوعیه و وضعیت اموال مشکوک بررسی می‌گردد. در ادامه، تفاوت موارد شبهه، نقش علم در رفع حیرت و نسبت این روایات با اصل برائت و احتیاط تحلیل می‌شود. بخش مهمی از جلسه به نقد دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی در تفسیر «ما لا یعلمون» به حکم واقعی مجهول اختصاص دارد و اشکالاتی مانند تعارض با ادله احتیاط، ضعف دلالت بر علم به واقع و اشکال تفکیک حکم واقعی و ظاهری مطرح می‌شود. در پایان، نسبت ادله احتیاط با روایت سعه و امکان حکومت یا تعارض میان آن‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد و بحث به سمت تبیین دقیق‌تر مفهوم «سعه در تکلیف» پیش می‌رود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث سعه (2)

12
  • پس «فَموَسَّعٌ عَلیك» یعنی نسبت به تکلیف؛ اصل تکلیف؛ حالا تکلیف را شما یا به تواتر حتی تواتر لفظی ثابت کنید یا این تکلیف را به استفاضه ثابت کنید یا تکلیف را به نص آیه ثابت کنید یا تکلیف را به اِخبار ثابت کنید یا به اصول ظاهریۀ اجرائیه ثابت کنید که استصحاب باشد، اصالة الحل باشد اصالة البرائة باشد یا تکلیف را حتی به حکم عقل ثابت کنید، دیگر فرقی نمی‌کند.

  • پس دلیل بر این مطلب این است و دلیل بر این قضیه این است که اگر قرار باشد یک تکلیفی به حکم ظاهری ثابت بشود و شما بر خلاف آن عمل کنید، آیا در سعه هستید یا نیستید؟! نه، روز قیامت خدا یقۀ شما را می‌گیرد که چرا به استصحاب عمل نکردید؟ چرا به این جریان حلّ عمل نکردید؟ جریان حرمت عمل نکردید؟ چرا با این ثوبی که قبلاً نجاستش متیقّن بود و الآن مشکوک الطهاره است نماز خواندید و قطع داشته بودید بر اینکه حکم ظاهری شما اجتناب از این ثوب است. اگر شما با این ثوب نماز بخوانید قطعاً صلاة شما باطل است. درست شد؟!

  • پس دلیل بر این مسئله این است که اصلاً «الناسُ فی سعة» را نمی‌توانیم بگوییم که حکم واقعی مراد است بلکه «الناسُ فی سعة» من تکلیف حتی یعلم بتکلیف، تکلیف را بدانند حالا آن تکلیف چه حکم ظاهر باشد چه حکم واقع باشد اگر این‌طور باشد اخباریین که می‌گویند: ما به‌واسطۀ ادلّه قائل به وجوب احتیاط هستیم، آیا این وجوب احتیاط، حکم ظاهر است یا حکم واقع است؟ آقایان می‌گویند: حکم ظاهر است، اگر حکم ظاهر باشد دیگر این روایت نمی‌تواند با آن معارضه بکند. دیگر بر روایت سعه غلبه پیدا می‌کنند. اگر منظور از «الناسُ فی سعةِ ما لا یعلمون» حکم ظاهر باشد و اخباریین می‌گویند: ما علم داریم بر اینکه عمل به ادلّۀ احتیاط واجب است چه اینکه بگوییم: احتیاط حکم واقعی است، چه اینکه بگوییم: احتیاط حکم ظاهری است، چه اینکه بگوییم: احتیاط ـ همان‌طور که بعضی‌ها جواب اشکال داده‌اند ـ حکم نفسی است، چه اینکه بگوییم: احتیاط طریق به واقع است یا طریق به ظاهر است. در هر دو صورت بالأخره تکلیف ظاهری عمل به احتیاط می‌شود. این برفرض اینکه ما احتیاط را علم‌آور بدانیم. ادلّۀ احتیاط برای اثبات موقعیت و شأنیت خودشان تام باشند، اگر این‌طور باشد، این تکلیف می‌شود ظاهر و «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون» حکومت پیدا می‌کند بلکه مورد پیدا می‌کند، چون «ما لا یَعلمون» تکلیف را می‌گوید به علم تکلیف، نه علم واقع سواءٌ کان تکلیف، تکلیف ظاهری باشد یا تکلیف، تکلیف واقعی باشد.

/ 0