اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث سعه (1)

و حقیقت عالم برزخ و عالم قیامت

14٬041
اصول

حدیث سعه و قاعده برائت در اصول فقه به دلالت روایت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» بر اصل برائت و نسبت آن با ادله احتیاط می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل «ما» در روایت، دو احتمال موصوله و مصدریه را بیان کرده و اشکال مرحوم شیخ انصاری در تعارض روایت با ادله اخباریان را توضیح می‌دهد. در پاسخ، تقریر مرحوم آخوند مبنی بر حمل «ما لا یعلمون» بر حکم واقعی مطرح می‌شود، اما نقد می‌گردد که در فروع فقهی، علم ما غالباً از خبر واحد و ظن معتبر حاصل است و این مبنا را دچار اشکال می‌کند. نتیجه جلسه این است که تعیین معنای علم و جهل، در سرنوشت تعارض میان برائت و احتیاط نقش اساسی دارد.

بررسی حدیث سعه (1)

توضیحات:

حدیث سعه و قاعده برائت در اصول فقه به دلالت روایت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» بر اصل برائت و نسبت آن با ادله احتیاط می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل «ما» در روایت، دو احتمال موصوله و مصدریه را بیان کرده و اشکال مرحوم شیخ انصاری در تعارض روایت با ادله اخباریان را توضیح می‌دهد. در پاسخ، تقریر مرحوم آخوند مبنی بر حمل «ما لا یعلمون» بر حکم واقعی مطرح می‌شود، اما نقد می‌گردد که در فروع فقهی، علم ما غالباً از خبر واحد و ظن معتبر حاصل است و این مبنا را دچار اشکال می‌کند. نتیجه جلسه این است که تعیین معنای علم و جهل، در سرنوشت تعارض میان برائت و احتیاط نقش اساسی دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث سعه (1)

4
  • نقد پاسخ آخوند به شیخ

  • مطلبی که اولاً در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که شما این «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون» را چرا به حکم الله واقعی زدید؟! دلیلش چیست؟! مردم در سعۀ آن حکم واقعی هستند که نمی‌دانند؛ بسیار خوب حالا من در اینجا یک سؤال می‌کنم و آن این است که اگر قرار باشد که منظور از این «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون» حکم واقعی باشد، شما چندتا حکم واقعی در فقه سراغ دارید که علم به آن داشته باشید؟! نود درصد یا اگر نگوییم نود درصد، حداقل هفتاد درصد از این احکامی که مربوط به فروعات ما هستند، به‌واسطۀ روایات آحاد به‌دست ما رسیده‌اند؛ آیا روایت آحاد حکم الله واقعی را برای ما معلوم می‌کند یا حکم الله ظاهری؟! بله، روایت جنبۀ طریقی به حکم واقعی دارد، در آن بحثی نیست؛ ولی الآن من‌باب‌مثال در چند چیز ما خمس داریم، آیا این روایات متواتر است یا آحاد است؟! آحاد است. حالا در بعضی از آنها بگوییم که استفاضه است، تواتر که نیست. مثل «فی الغنم السائمةِ زکاةٌ»1 روایت آحاد است، زکات در این موارد هست، آحاد است، فرض کنید موارد فروعی که بر صلاة تعلق می‌گیرند، آحاد هستند. اصل صلاة و صوم و اینها جزء ضروریات دین است و مربوط به آیات و کتاب است؛ اما فروعات احکام مربوط به شک و امثال‌ذلک روایات آحاد است. خب علم به مفاد روایات آیا علم به حکم الله واقعی است یا علم به حکم ظاهر است؟! به حکم ظاهر است.

  • پس طبق این روایت این «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون» نه‌تنها با ادلّۀ احتیاط معارضه می‌کند؛ حتی با ادلّۀ عمل به خبر واحد هم معارضه می‌کند؛ چون ادلّۀ عمل به خبر واحد فقط اثبات حکم ظاهری می‌کنند نه اثبات حکم واقعی؛ چون اینها جنبۀ طریقی دارند. وقتی جنبۀ طریقی داشته باشند از یک طرف انسان به حکم واقعی علم ندارد، ظن دارد؛ اینها همه مظنون هستند؛ یا مظنون الدلاله هستند یا مضنون الصدور هستند. هرکدام از این دوتا آنها را از علمیت می‌اندازد؛ وقتی که از علمیت انداخت مفاد این روایات می‌شود حکم ظاهری، وقتی حکم ظاهری شد پس «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون»، می‌گوییم: اگر نسبت به حکم الله واقعی شما علم نداشتید در سعه هستید، پس تمام این روایات را باید کنار بگذارید درحالی‌که لَم یَقُل بِه احدٌ. این اصلاً معنا ندارد که شما بگویید: «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون» حتی به نسبت به اخبار آحادی که اینها موثوقٌ بها و معتمدٌ علیها هستند و ما مکلفیم بر طبق همین ادلّه که به اینها عمل بکنیم، اینها را کنار بگذاریم!

    1.  تهذیب الاحکام، ج 1، کتاب الطهارة، باب 10، ص 224، ح 26.
/ 380