
روایات راجع به حلّیت مشتبه (3)
دیدگاه مرحوم شیخ انصاری
اختصاص روایات حلّ به شبهه موضوعیه، محور اصلی این جلسه در بررسی کلام مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل است. ایشان روایات «کل شیء فیه حلال و حرام» را ناظر به شبهه موضوعیه میداند و با دو قرینه اصلی، یعنی ظهور «فی انقسام فعلی» و منشأ اشتباه که وجود حلال و حرام بالفعل است، این اختصاص را اثبات میکند. در ادامه، با تأکید بر قید «بعینه» در روایت، توضیح داده میشود که غایتِ معرفت به حرام تنها در مواردی معنا دارد که دو قسم حلال و حرام بالفعل در موضوع موجود باشد، نه در شبهات حکمیه. همچنین با تحلیل مثالهایی مانند اکرام عالم و فسق، تفاوت میان جهل حکمی و شبهه موضوعی روشن میشود. در پایان نتیجه گرفته میشود که این روایات ارتباطی با شبهات حکمیه ندارند و صرفاً در موارد تردید موضوعی کاربرد دارند.
روایات راجع به حلّیت مشتبه (3)
توضیحات:
اختصاص روایات حلّ به شبهه موضوعیه، محور اصلی این جلسه در بررسی کلام مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل است. ایشان روایات «کل شیء فیه حلال و حرام» را ناظر به شبهه موضوعیه میداند و با دو قرینه اصلی، یعنی ظهور «فی انقسام فعلی» و منشأ اشتباه که وجود حلال و حرام بالفعل است، این اختصاص را اثبات میکند. در ادامه، با تأکید بر قید «بعینه» در روایت، توضیح داده میشود که غایتِ معرفت به حرام تنها در مواردی معنا دارد که دو قسم حلال و حرام بالفعل در موضوع موجود باشد، نه در شبهات حکمیه. همچنین با تحلیل مثالهایی مانند اکرام عالم و فسق، تفاوت میان جهل حکمی و شبهه موضوعی روشن میشود. در پایان نتیجه گرفته میشود که این روایات ارتباطی با شبهات حکمیه ندارند و صرفاً در موارد تردید موضوعی کاربرد دارند.
روایات راجع به حلّیت مشتبه (3)
9بااینکه در قضیۀ استقبال احتمال قیام مستقبلاً هست ولی وجودش در آنجا ثابت است؛ منتها وجود فی الآتیه وجود فی المستقبل یا در ماضی یا در فعل وجود ثابت است.
بنابراین وقتی که میگوییم: زیدٌ قائمٌ بااینکه بگوییم که زیدٌ یحتَمِلُ أن یقوم قضیه فرق میکند. در زیدٌ یحتَمِلُ أن یقوم این قضیه مردّده است، مشکّکه است به قیام و عدم قیام؛ اما در قضیۀ زیدٌ قائمٌ این قضیه بتّیه است الآن قیام برای زید ثابت است. درست شد؟!
حالا در مثل «کلُّ شیءٍ فیه حلالٌ و حرامٌ» در اینجا قضیه از کدام قضیه است؟! از قضیۀ بتّیه است؟! از قضایائی است که در آن قضایا تردید وجود ندارد غیر مردده است یا از قضایای بتّیه است؟! آیا هر چیزی که در او حلال است و حرام است ـ روی این «است» دقت کنید ـ فهو لک حلال حتی تعرف أنّه حرام؛ هر چیزی که در آن حلال هست و حرام هست. نمیگوید: کلُّ شیءٍ یَحتَمِلُ أنَّه فیه حلالٌ و حرامٌ، حتی اگر بگویند: یَحتَمِلُ فیه حرام باز اشکال وارد میشود. کلُّ شیءٍ یَحتَمِلُ الحرمةَ و الحلیّة باید بگویند؛ یعنی درصورت تردید مثل شرب توتون اگر شارع بخواهد بگوید، باید اینطور بگوید: کلُّ شیءٍ یَحتَمِلُ الحرمة و الحلّیة فَهو لَک حلالٌ، نه کلُّ شیءٍ فیه الحرمةَ و الحلّیة. فیه الحلالُ و الحرام با یَحتَمِلُ الحرمة و الحلّیة باز فرق میکند در یَحتَمِلُ الحلال و الحرام یعنی احتمالش هست و جدی است. اضافه بر اینکه اصلاً این مطالب اینطور نیست؛ «کُلُّ شَیءٍ فیه حلالٌ و حرامٌ»، پس ظهور قضیه در آن قضایایی که رابط بین اینها و آنچه که محمول قرار میگیرد در آن قضیه، نفس الثبوت و الکون و الوجود است، ظهور بلکه صراحتش ـ حالا از ظهور هم بالاتر ـ در تحقق آن محمول برای موضوع بالفعل است.
روی این حساب معنای «کُلُّ شَیءٍ فیه حلالٌ و حرام» اینطور میشود؛ کلُّ شیءٍ یکونُ الحرام ثابتاً لَه و الحرامُ ثابتاً لَه بِالفعلِ و لا نَعنی بِهذا إلاّ شبهة الموضوعیة این نفس همان شبهۀ موضوعیه است؛ لذا در شرب توتون این قضیه مطرح نیست این قضیه در شرب توتون یَحتَمِلُ الحرمة و الحلّیة است.
