اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

روایات راجع به حلّیت مشتبه (2)

نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی

14٬125
اصول

روایات حلّیت مشتبه در این جلسه با محوریت نقد دیدگاه مرحوم آیت‌الله آقاضیاء عراقی بررسی می‌شود و نشان می‌دهد که این روایات ناظر به شبهات موضوعیه هستند، نه شبهات حکمیه. در این چهار روایت از جمله روایت عبدالله بن سنان، روایت کافی و روایت مسعدة بن صدقه، قاعده «کل شیء لک حلال» با قرائن «بعینه»، «استبانه» و «بیّنه» به موارد اشتباه در مصادیق خارجی اختصاص داده شده است و نه به اصل جعل حکم. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی استدلال مرحوم آقاضیاء عراقی در توسعه دلالت روایات به شبهات حکمیه، نشان می‌دهند که این توسعه یا موجب لغویت قیود می‌شود یا نیازمند قرینه‌ای است که وجود ندارد و در نتیجه، اطلاق ادعایی قابل پذیرش نیست و حد متیقن همان شبهات موضوعیه است. بنابراین قاعده حل در این روایات ناظر به رفع شبهه در مصادیق خارجی و اشتباهات عینی است.

روایات راجع به حلّیت مشتبه (2)

توضیحات:

روایات حلّیت مشتبه در این جلسه با محوریت نقد دیدگاه مرحوم آیت‌الله آقاضیاء عراقی بررسی می‌شود و نشان می‌دهد که این روایات ناظر به شبهات موضوعیه هستند، نه شبهات حکمیه. در این چهار روایت از جمله روایت عبدالله بن سنان، روایت کافی و روایت مسعدة بن صدقه، قاعده «کل شیء لک حلال» با قرائن «بعینه»، «استبانه» و «بیّنه» به موارد اشتباه در مصادیق خارجی اختصاص داده شده است و نه به اصل جعل حکم. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی استدلال مرحوم آقاضیاء عراقی در توسعه دلالت روایات به شبهات حکمیه، نشان می‌دهند که این توسعه یا موجب لغویت قیود می‌شود یا نیازمند قرینه‌ای است که وجود ندارد و در نتیجه، اطلاق ادعایی قابل پذیرش نیست و حد متیقن همان شبهات موضوعیه است. بنابراین قاعده حل در این روایات ناظر به رفع شبهه در مصادیق خارجی و اشتباهات عینی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

روایات راجع به حلّیت مشتبه (2)

8
  • اشکال سوم: بی‌معنابودن برخی از الفاظ روایات نسبت به شبهات حکمیه

  • لفظ «بعینه» 

  • از همۀ اینها مهم‌تر این است که در ذیل روایت لفظ «بعینه» دارد و «بعینه» اصلاً معنا ندارد در شبهات حکمیه بیاید، این را در اینجا چه می‌گویند؟! «كُلُّ شیءٍ یكونُ مِنهُ حرامٌ و حلالٌ فهو لك حلالٌ أبداً حتّى تَعرِف الحرام» معنا ندارد در شبهات حکمیه بیاید اینکه «بعینه» بداند این حرام است [معنا ندارد] در شبهات حکمیه که «بعینه» نمی‌خواهد، اصلاً اصل حکم برای ما مشتبه است، نه‌اینکه عینیّت موضوع در اینجا برای ما مشتبه است و حضرت در اینجا بخواهند دفع آن اشتباه بکنند با رفعِ جهلِ «بعینه» یعنی با علم به آن «بعینه» رفع جهل بکنند، اصل حکم برای ما مشکوک است. ما اصل حکم نسبت به لحم حمیر و شرب توتون و امثال‌ذلک [را نمی‌دانیم] ـ حالا آن شرب توتون مثل این است در این مورد به‌خصوص نیست ـ مسئله در شرب توتون «بعینه» نیست، فرض کنید که یک اعشاب و حشیشی است که ادّخانش برای ما اشکال ندارد.

  • من‌باب‌مثال عود که خشب است و از هند می‌آورند، عطرش را می‌فروشند و چوبش را هم می‌آورند می‌فروشند؛ خب استعمال عود مسلّم بلااشکال و حلال است ـ آنهایی که مکه مشرف شدند می‌آورند در آنجا می‌فروشند ـ یا مثلاً کُندر که یک صمغی است که از درخت گرفته می‌شود حلال است و تدخین صمغ در اینجا اشکال ندارد. یا آن اعشابی که موجب دفع حشرات و اینها است که بلااشکال است و اشکال ندارد. خب این یک قسم حلال است مانند تدخین این علف‌ها، اعشاب، حشیش و امثال‌ذلک. یک قسم حرام است قطعاً آن چیزی است که ممکن است برای انسان ضرر داشته باشد و ضرر موبق داشته باشد و شکی نباشد که این جزء محرمات است، مثل تریاک که حالا آن‌طوری‌که نقل می‌کنند برای بدن ضرر دارد یا فرض کنید حداقل مواد دیگری که اصلاً برای سلامتی قطعاً مضر است و موجب تبدل حال انسان می‌شود؛ انسان را از حال انسانیت به حال حیوانیت و اینها می‌برد مثل این مواد مخدر و امثال‌ذلک که اینها را هم از علف، گیاهان، اعشاب، حشیش و اینها می‌گیرند. این‌هم حرام است.

/