
روایات راجع به حلّیت مشتبه (1)
و تتمّۀ بحث روایت حجب
قاعده حلّیت در شبهات موضوعیه و حکمیه در این جلسه از دروس خارج اصول فقه، با تمرکز بر بررسی روایات «کل شیء لک حلال» و تتمه بحث حدیث حجب توسط آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تحلیل میشود. در بخش نخست، معنای حجب و تفاوت خفاء با ما به الخفاء تبیین شده و دیدگاه محدودکننده آن به نسیان علم نقد میگردد و شمول آن نسبت به احکام انشائی نیز مورد مناقشه قرار میگیرد. سپس روایت «کل شیء هو لک حلال» از جهات سندی و دلالی بررسی شده و نشان داده میشود که ظهور اولیه آن بیشتر ناظر به شبهات موضوعیه است تا شبهات حکمیه. در ادامه، استدلالهایی مانند توسعه دلالت روایت و عدم قول به فصل از سوی برخی اصولیان تحلیل و نقد میشود و اشکال لغویت در توسعه بیضابطه قید روایت مطرح میگردد. حاصل بحث، تعیین قلمرو دقیق قاعده حلّیت در فقه و تفکیک آن از تعمیمهای غیرموجه است.
روایات راجع به حلّیت مشتبه (1)
توضیحات:
قاعده حلّیت در شبهات موضوعیه و حکمیه در این جلسه از دروس خارج اصول فقه، با تمرکز بر بررسی روایات «کل شیء لک حلال» و تتمه بحث حدیث حجب توسط آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تحلیل میشود. در بخش نخست، معنای حجب و تفاوت خفاء با ما به الخفاء تبیین شده و دیدگاه محدودکننده آن به نسیان علم نقد میگردد و شمول آن نسبت به احکام انشائی نیز مورد مناقشه قرار میگیرد. سپس روایت «کل شیء هو لک حلال» از جهات سندی و دلالی بررسی شده و نشان داده میشود که ظهور اولیه آن بیشتر ناظر به شبهات موضوعیه است تا شبهات حکمیه. در ادامه، استدلالهایی مانند توسعه دلالت روایت و عدم قول به فصل از سوی برخی اصولیان تحلیل و نقد میشود و اشکال لغویت در توسعه بیضابطه قید روایت مطرح میگردد. حاصل بحث، تعیین قلمرو دقیق قاعده حلّیت در فقه و تفکیک آن از تعمیمهای غیرموجه است.
روایات راجع به حلّیت مشتبه (1)
13اگر امام بیاید مثل آقا ضیاء بگوید: ما بهضمیمۀ عدم قول به فصل و... بله اول منظور بنده این بود که این روایت ناظر به شبهات موضوعیه است، بعد آمدم یک توسعه هم در این قائل شدم؛ اول این را بهعنوان جنس عالی از این نوع مطرح کردم، بهعنوان طبیعت اعلای از این نوع مطرح کردم و بعد هم بهضمیمۀ عدم قول به فصل تمام شبهات موضوعیه و حکمیه را گرفتیم. خب از امام سؤال میکنیم چرا گفتی: «فیه حرامٌ و حلال»؟! از اول میگفتی: کلُّ شیءٍ لَک حلالٌ! این قید «كُلُّ شیءٍ یكونُ مِنهُ حرامٌ و حلالٌ فهو لك حلالٌ أبداً حتّى تَعرِف الحرام مِنهُ بِعینِهِ» تمام اینها دیگر برای چیست؟! خب از اول بگو: «کُلّ شیء حلال»!
پس اگر قرار باشد ما بیاییم این روایت را که برای یک مورد خاص است از پیش خودمان به یک معنای موسّع توسعه بدهیم و بعد از آنجا به یک معنای دیگری تسرّی بدهیم که داخل در این محدوده نیست و این روایت را ناظر بر او قرار بدهیم، خب از اول امام بگوید: «کلُّ شیءٍ حلال»! این «کُلّ شَیء فیه حلالٌ و حرامٌ» در اینجا اخراج مراد متکلم است از کلامی که منظور متکلم در یک توسعۀ خاص است و این قطعاً باطل است.
بنابراین اشکال جدی که بر ایشان وارد میشود این است که این قیدی که امام علیهالسّلام در این روایت آورده است در اینجا لغو خواهد بود و این قید دیگر بیفایده است؛ البته در بعضی موارد ما تسرّی میدهیم که إنشاءالله برای بعد باشد. آن با این فرق میکند.1
اللهم صل علی محمد و آل محمد
- تلمیذ: نسبت... .
بحثی راجع به جهت عدۀ زن
استاد: شما باید ببینید روایات عدّه به چه جهت است؛ بهجهت کاشفیت آن از حمل است یااینکه یک موضوع مستقل جدای از جنبۀ کاشفیت است؟ فرض کنید در مورد عدّۀ بر میّت آن به مسئلۀ کاشفیت و عدم کاشفیت نیست فقط یک احترام بر میّت است، به احترام میّت أربعة أشهر باید عدّه نگه دارد و مجموع این روایاتی که مربوط به عدّه است را ملاحظه کنید و بعد آنچه که مربوط به عدّۀ متعه است، مربوط به عدۀ طلاق بائن است یااینکه در مورد یائسه است که عدّه ندارد و آیا از یائسه میشود تسرّی به غیر یائسه بشود و یائسه چه شخصی است، آیا یائسه فقط آن مرأهای که اکثر خمسین سنه باشد یا مَن تحیض و لا تحیض را هم یائسه شامل میشود و منحیثالمجموع ببینید که چطور است.
- تلمیذ: نسبت... .
