اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث حجب (1)

14٬086
اصول

حدیث حجب و برائت شرعی در این جلسه بررسی می‌شود؛ همراه با نقد استدلال‌ها و تبیین تفاوت آن با حدیث رفع در شبهات حکمی و موضوعی. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر استدلال به حدیث حجب را در کنار حدیث رفع توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه برخی می‌خواهند از آن برای رفع تکالیف در شبهات استفاده کنند. سپس چند اشکال مهم مطرح می‌شود؛ از جمله اینکه احکام جزئی موضوعات خارجی در اختیار شارع نیست و همچنین تفاوت استناد «حجب» به خدا با جهل مکلف در حدیث رفع. در ادامه پاسخ‌های مختلف به این اشکالات بررسی می‌شود؛ از جمله توجیه به علل تکوینی، امر بین الامرین، و نقش موقعیت جهل مکلف. در نهایت نیز این نکته روشن می‌شود که روایت حجب در صورت پذیرش، گستره و کارکرد متفاوتی نسبت به برائت حکمی دارد و نمی‌توان آن را به سادگی بر شبهات حکمی و موضوعی تطبیق داد و نیاز به دقت اصولی دارد.

بررسی حدیث حجب (1)

توضیحات:

حدیث حجب و برائت شرعی در این جلسه بررسی می‌شود؛ همراه با نقد استدلال‌ها و تبیین تفاوت آن با حدیث رفع در شبهات حکمی و موضوعی. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر استدلال به حدیث حجب را در کنار حدیث رفع توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه برخی می‌خواهند از آن برای رفع تکالیف در شبهات استفاده کنند. سپس چند اشکال مهم مطرح می‌شود؛ از جمله اینکه احکام جزئی موضوعات خارجی در اختیار شارع نیست و همچنین تفاوت استناد «حجب» به خدا با جهل مکلف در حدیث رفع. در ادامه پاسخ‌های مختلف به این اشکالات بررسی می‌شود؛ از جمله توجیه به علل تکوینی، امر بین الامرین، و نقش موقعیت جهل مکلف. در نهایت نیز این نکته روشن می‌شود که روایت حجب در صورت پذیرش، گستره و کارکرد متفاوتی نسبت به برائت حکمی دارد و نمی‌توان آن را به سادگی بر شبهات حکمی و موضوعی تطبیق داد و نیاز به دقت اصولی دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث حجب (1)

9
  • مثلاً ما به‌دنبال تحصیل علم هستیم، اما تحصیل علم لا یَتَمشّی و لا یَتَحقّق إلاّ بالإقامةِ فی قم نه در مشهد، و نه در اصفهان و نه در جای دیگر این تحصیل علم متمشّی نیست؛ آیا ما در این‌صورت باید سکونت در قم اختیار بکنیم یا نه؟! باید اختیار بکنیم. حالا اگر یک واقعه‌ای در قم اتفاق بیفتد، این واقعه مستند به ما است یا خدا؟ فرض کنید در قم زلزله بشود و ما ازبین برویم آیا می‌شود گفت که إحنا مثلاً ألقینا أنفسنا إلی التّهلکة؟ لا، ما در راه تحصیل علم غیر از قم و بهتر از قم جایی را سراغ نداشتیم، حتی می‌خواهم این را عرض کنم که در آنجایی هم که انسان اختیار دارد اگر بخواهد به تکلیف عمل بکند در آنجا باز مسئله مستند إلی الله می‌شود؛ یعنی در آن مسائل و وقایعی که آنجا در اختیار انسان نیست، باز استناد فعل إلی الله در آنجا جایز است. روی این حساب اشکال ندارد که ولو به‌واسطۀ اخفاء الظالمین باشد در این‌صورت ما این «ما حَجَبَ اَللهُ عِلمَهُ عَنِ العِبادِ» را مستند إلی الله تعالی بدانیم، این‌هم یک مسئله بود.

  • جواب چهارم

  • اشکال دیگری که بر کلام مرحوم آخوند که تأکید کلام مرحوم شیخ است که حجب استناد إلی الله تعالی دارد وارد شده این است که اصلاً بگویید ببینم این حجبی که در اینجا هست چنانچه عالماً و عامداً مِن ناحیةِ الشارع باشد بنابراین وضع و رفعش اصلاً دیگر به ید شارع نیست؛ اگر شارع عمداً لَم یُبیّن لَنا و لم یُظهِر لَنا و لم یَشرَح لَنا الأحکام فَلِماذا نَقولُ أنَّ هذا الأمر مِنَ الأوامرِ الَّتی وضعها بید الشارع و لابدّ إحنا مثلاً هذا الحدیث یَشمُلُ هذا؟! این وضع و رفع این احکام درصورتی است که حکم جنبۀ فعلی پیدا کند یعنی حکم، حکم انشائی بشود و جنبۀ فعلی پیدا بکند؛ ولی هنوز تنجّز پیدا نکرده است. در اینجا است که می‌گویند: وضع این حکم برای تنجّز و عدمش به ید شارع است؛ شارع می‌تواند بگوید که وقتی که شما ناسی هستی این حکم برای شما تنجّز ندارد بعد در حالت التفات، این حکم تنجّز دارد. این وضعش به ید شارع است، درست است. اما اگر شارع بیان نکرده، حکم اصلاً به مرحلۀ فعلیت نرسیده، حکم هم به مرحلۀ فعلیت نرسیده مِن اوّل الأمر موضوعٌ عن العباد، دیگر احتیاج ندارد که روایت بیاید که «ما حَجَبَ اَللهُ عِلمَهُ عَنِ العِبادِ» ولو اینکه مکلف به این علم برسد لا یجب علیه إتیانُهُ، چون هنوز حکم به مرحلۀ فعلیت نرسید، حکم در مقام انشاء هست و وضع و رفع حکم در مقام انشاء دیگر به ید شارع نیست، چون حکم در مقام انشاء هنوز متوجه مکلف نشد، چون می‌گوید: «ما حَجَبَ اَللهُ»، یعنی باید محجوب بشود و حجب در جایی صدق می‌کند که در آنجا حکمی باشد و محجوب باشد. الآن در اینجا ماء است و چیزی می‌آید این را حجب می‌کند این الآن محجوب است؛ ولی اگر از اول در اینجا اصلاً ماء نبود، اصلاً حجب در اینجا صدق نمی‌کند، حجب در آن جایی است که حکم فعلی باشد، حکم متعلّق به مخاطب باشد و فعلی باشد آن‌وقت به‌خاطر یک دواعی محجوب شده باشد؛ اما اگر حکم در مقام انشاء باشد و شارع عمداً این احکام را بیان نکرد، این اصلاً حجب صدق نمی‌کند ولو اینکه شما به‌واسطۀ منام ولو اینکه شما به‌واسطۀ مکاشفه ولو اینکه شما به‌واسطۀ اخبار صادق مصدّق و امثال‌ذلک به این حکم برسید لازم نیست اطاعت بکنید؛ چون هنوز حکم فعلی نشد. [من‌باب‌مثال] آیا الآن صوم رمضان سنۀ آتیۀ واجب است یا نه؟ به من چه مربوط است؟! الآن من باید روزه بگیرم؟! چون سال آینده اگر من زنده باشم صومش واجب است، آیا الآن باید روزه بگیرم؟! نه. یا نماز ظهر که صلاة ظهر عند الزوال واجب، خوب الآن یجبُ علینا الصلاة؟ الآن یجب علینا الانتظار إلی أن یحین حانَ الظّهر وقت ظهر باید بیاید، درست شد؟! این‌هم همین‌طور است که تا وقتی که فعلیت پیدا نکند حجب اصلاً صدق پیدا نمی‌کند، وقتی هم فعلیت پیدا نکرد اصلاً دیگر حجب معنا ندارد، چه اینکه انسان به او برسد یا نرسد.

/