
بررسی حدیث رفع (12)
نقد نظر مرحوم نائینی دربارۀ تقدیر در مفاد حدیث رفع
حدیث رفع و مسئله تقدیر در مفاد آن محور اصلی این جلسه است که در آن آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به نقد دیدگاه مرحوم نائینی میپردازد. ایشان توضیح میدهد که نائینی تقدیر را تنها در فرض رفع حقیقی لازم میداند و در رفع تشریعی آن را بینیاز از تقدیر میشمارد. در این درس این تفکیک مورد بررسی قرار میگیرد و نشان داده میشود که بین رفع تشریعی و اخبار یا انشاء تفاوت ماهوی مؤثری وجود ندارد. همچنین با مثالهایی مانند «لا ضرر» و «لا شک لکثیر الشک» بیان میشود که شارع با نفی موضوع یا اثر، در واقع آثار مترتب را برمیدارد نه اینکه صرفاً گزارش دهد. در ادامه، اشکالات درونی کلام نائینی و مسئله بازگشت رفع به آثار و تقدیر ضمنی تحلیل میشود. نتیجه جلسه این است که فهم درست حدیث رفع بدون توجه به کارکرد عرفی نفی و اعتبار تشریعی کامل نمیشود در استنباط اصولی مهم
بررسی حدیث رفع (12)
توضیحات:
حدیث رفع و مسئله تقدیر در مفاد آن محور اصلی این جلسه است که در آن آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به نقد دیدگاه مرحوم نائینی میپردازد. ایشان توضیح میدهد که نائینی تقدیر را تنها در فرض رفع حقیقی لازم میداند و در رفع تشریعی آن را بینیاز از تقدیر میشمارد. در این درس این تفکیک مورد بررسی قرار میگیرد و نشان داده میشود که بین رفع تشریعی و اخبار یا انشاء تفاوت ماهوی مؤثری وجود ندارد. همچنین با مثالهایی مانند «لا ضرر» و «لا شک لکثیر الشک» بیان میشود که شارع با نفی موضوع یا اثر، در واقع آثار مترتب را برمیدارد نه اینکه صرفاً گزارش دهد. در ادامه، اشکالات درونی کلام نائینی و مسئله بازگشت رفع به آثار و تقدیر ضمنی تحلیل میشود. نتیجه جلسه این است که فهم درست حدیث رفع بدون توجه به کارکرد عرفی نفی و اعتبار تشریعی کامل نمیشود در استنباط اصولی مهم
بررسی حدیث رفع (12)
9در شرع وقتی که میگوید: لا ضرر و لا ضرار، واقعاً میگوید که در اسلام اصلاً ضرر نیست؛ چرا ضرر نیست؟! چون غرامت دارد و هر چیزی جبران دارد پس این واقعاً اخبار است و جعل نکرده است؛ یعنی به لسان اخبار جعل حکم نکرده است، واقعاً نفی ضرر کرده؛ گفته است ضرر وجود ندارد. حالا اینکه ضرر وجود ندارد به چه نحوی است؟! عرف تعیین میکند یا خود شارع میآید تعیین میکند.
پس بنابراین مفاد کلام مرحوم نائینی در اینجا محلّ تأمل است که لسان اخبار با لسان رفع تشریع در اینجا دوتاست ولی ما دوئیتی در لسان اخبار و لسان رفع تشریع نمیبینیم. این یک مطلب است.
نقدی دیگر بر محقق نائینی
مطلب دیگر اینکه ایشان فرمودند: رفع تشریعی آمده و به اینها نخورده و به آثار خورده است؛ بنابراین این رفع که گفته: «رُفع الخطأ و النسیان» بالأخره استناد رفع به خطأ روی چه حسابی است؟! یا شما باید بگویید که رفع در اینجا به آن آثار است و آثاری را باید در تقدیر بگیرید؛ خب شما که از اول گفتید که ما نیازی به تقدیر نداریم! گفتید که اگر این رفع، رفع تشریعی باشد ما نیاز به تقدیر نداریم چرا شما در اینجا دیگر در تقدیر گرفتید؟! گفتید رفع به اینها نمیخورد چون اینها در خارج هستند؛ چون این امور در خارج واقعاند پس رفع به اینها نمیخورد، رفع باید به آثار بخورد! خب شما که در تقدیر گرفتید! اینکه معارض با حرف اوّلتان شد! اگر میگویید: رفع به اینها میخورد، خب این حرف یک حرفی است، این همان حرفی است که ما الآن در اینجا مطرح کردیم؛ چون یا باید بگویید که رفع در اینجا رفع حقیقی است که واقعاً خطائی نیست. با این بیان که آن خطائی که موجب ترتب اثر است آن خطا الآن وجود ندارد؛ یا اینطور بگویید که واقعاً رفع حقیقی باشد. یا بگویید که رفع، رفعِ اعتباری است یعنی شارع این خطا را لا خطا فرض میکند اعتباراً. شارع میگوید: این خطا را لا خطا فرض میکنم با همین بیانی که ما در اینجا عرض کردیم. خب اگر اینطور و به این کیفیت باشد؛ پس رفع آمده به اینها خورده است، این درست است. حالا که خطا لا خطاست یک آثاری هم بعد بر او مترتب است؛ ولی شما که این حرف را نمیزنید! شما خیال میکنید چون اینها در خارج محقق هستند؛ لذا بههیچوجه منالوجوه، نه حقیقتاً و نه تشریعاً نمیشود امری را که در خارج محقق است رفع کرد؛ خب اینکه خلاف است. ماهم در عرف و موالی عرفی میبینیم، در عرف و محاورات خودمان بسیاری از اموری که در خارج هستند به لحاظ اینکه آن ارزش و آن قیمت را ما برای آنها نمیبینیم آن را در عرف بهحساب نمیآوریم...
