اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث رفع (12)

نقد نظر مرحوم نائینی دربارۀ تقدیر در مفاد حدیث رفع

14٬107
اصول

حدیث رفع و مسئله تقدیر در مفاد آن محور اصلی این جلسه است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به نقد دیدگاه مرحوم نائینی می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که نائینی تقدیر را تنها در فرض رفع حقیقی لازم می‌داند و در رفع تشریعی آن را بی‌نیاز از تقدیر می‌شمارد. در این درس این تفکیک مورد بررسی قرار می‌گیرد و نشان داده می‌شود که بین رفع تشریعی و اخبار یا انشاء تفاوت ماهوی مؤثری وجود ندارد. همچنین با مثال‌هایی مانند «لا ضرر» و «لا شک لکثیر الشک» بیان می‌شود که شارع با نفی موضوع یا اثر، در واقع آثار مترتب را برمی‌دارد نه اینکه صرفاً گزارش دهد. در ادامه، اشکالات درونی کلام نائینی و مسئله بازگشت رفع به آثار و تقدیر ضمنی تحلیل می‌شود. نتیجه جلسه این است که فهم درست حدیث رفع بدون توجه به کارکرد عرفی نفی و اعتبار تشریعی کامل نمی‌شود در استنباط اصولی مهم

بررسی حدیث رفع (12)

توضیحات:

حدیث رفع و مسئله تقدیر در مفاد آن محور اصلی این جلسه است که در آن آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به نقد دیدگاه مرحوم نائینی می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهد که نائینی تقدیر را تنها در فرض رفع حقیقی لازم می‌داند و در رفع تشریعی آن را بی‌نیاز از تقدیر می‌شمارد. در این درس این تفکیک مورد بررسی قرار می‌گیرد و نشان داده می‌شود که بین رفع تشریعی و اخبار یا انشاء تفاوت ماهوی مؤثری وجود ندارد. همچنین با مثال‌هایی مانند «لا ضرر» و «لا شک لکثیر الشک» بیان می‌شود که شارع با نفی موضوع یا اثر، در واقع آثار مترتب را برمی‌دارد نه اینکه صرفاً گزارش دهد. در ادامه، اشکالات درونی کلام نائینی و مسئله بازگشت رفع به آثار و تقدیر ضمنی تحلیل می‌شود. نتیجه جلسه این است که فهم درست حدیث رفع بدون توجه به کارکرد عرفی نفی و اعتبار تشریعی کامل نمی‌شود در استنباط اصولی مهم

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث رفع (12)

8
  • توضیح مفاد حدیث لا ضرر

  • یااینکه فرض کنید در مورد لا ضرر و لا ضرار فی الإسلام، لسان، لسان اخبار است. ضرری که در خارج هست... واقعاً همین است یعنی احتیاج نیست که این عبارات را توجیه کنیم و بگوییم: «لا ضرر» رفع تشریعی کرده است و چه کرده است و جعل حکم در قبال چیز کرده و جعل غرامت و اینها کرده است. ضرری که در خارج هست واقعاً از نظر عرفی چه وقتی به ـ اگر یادتان باشد بحثش مطرح شد ـ آن ضرر خارجی می‌گویند؟! در وقتی که واقعاً یک نقصی بر آن شخص وارد شده باشد؛ وقتی که شارع او را مجبور کرده بر اینکه بیاید تاوان بدهد پس کأنّ ضرری هم در خارج اصلاً انجام نگرفته است؛ چون ما می‌دانیم که شارع آمده، جعلِ تاوان و غرامت و مصائب، حتی کیفر و این مسائل را در اینجا لحاظ کرده است. بنابراین اگر شخصی بیاید شیشۀ کسی را بشکند وقتی که شارع او را ملزم می‌کند به اینکه شیشه را بیندازد؛ بنابراین می‌توانیم بگوییم که اصلاً ضرری نبوده است. اگر شخصی بیاید کسی را هتک احترام و حیثیت کند اگر شارع او را کیفر بدهد و اعادۀ حیثیت بکند می‌توانیم بگوییم که کأنّ ضرری نبوده است. آن ضرری در خارج ضرر است که... یااینکه فرض کنید شخصی بیاید مال یک شخص را تلف کند اگر شارع بگوید که باید نظیرش را جبران کنی، پس در واقع تلفی نیست. 

  • وقتی که شارع می‌گوید: لا ضرر و لا ضرار فی الإسلام یعنی در مجموعۀ احکام اسلام، در مجموعۀ جامعۀ اسلامی، در نظام اسلام و مکتب اسلام ضرری وجود ندارد؛ شخصی که احساس کند نسبت به او ضرری در اینجا تحقق پیدا کرده است، ضرری وجود ندارد. چرا؟ چون ضرر در یک جامعه و در یک مکتب به آن واقعۀ خارجی اطلاق می‌شود که آن واقعۀ خارجی عبارت از نقصان بر آن مکلف یا غیر مکلف است، آن نقصان را به آن می‌گویند یک ضرر؛ ولی در مجموعۀ قوانین و احکام اسلام چنین ضرری نیست یعنی وقتی که جعل بشود حکمی که تاوان این باشد غرامت این باشد و دفع نقص را بکند پس در واقع ضرری نیست. پس می‌توانیم بگوییم که شارع در اینجا آمده بر طبق عرف حکم کرده است؛ گفته عرف در جایی ضرر می‌گویند که شخصی ضرر را بزند و برود، دیگر در آنجا ضرر را گذاشته و رفته است؛ ولی یک وقتی کسی بیاید یک ضرری را بزند فرض کنید که دارد منزلی را درست می‌کند و در حین کار دیوار همسایه را خراب می‌کند، بعد می‌گوید که این دیوار شما امروز خراب شد من فردا عمله و بنّا می‌آورم دیوار شما را درست می‌کنم، خب در اینجا دیگر ضرری نزده است؛ چون خودش آمده قول مساعدت داده است که فردا درست می‌شود. دیگر به آن ضرر نمی‌گویند، ضرر در آن جایی است که بزند خراب کند و بعد هم دنبال کارش برود، هرچه به او می‌گوید که دیوار خراب شد، می‌گوید: خیلی خوب باشد ولی اهمیت نمی‌دهد. اینجا به محکمه می‌رود. می‌گوید: آقا این به من ضرر زده است بعد محکمه مجبورش می‌کند که این ضرر را که زده‌ای بیا تصلیح کن. پس اینجا ضرر است؛ یعنی عرف در جایی ضرر می‌گوید که موقعیت، موقعیت جبران نباشد، طرف از جبران شانه خالی کند؛ ولی اگر خود شخص خراب کرده است و خودش گفته که فردا می‌آیم درست می‌کنم طرف هم به محکمه شکایت نمی‌کند؛ چون احساس ضرر نمی‌کند. پس در واقع می‌توانیم بگوییم که در خارج اصلاً ضرری اتفاق نیفتاده است گرچه دیوار خراب شده ولی ضرری اتفاق نیفتاده است.

/