اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث رفع (6)

ادامۀ طرح و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

14٬110
اصول

حدیث رفع و رفع تنزیلی در اصول فقه، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره حقیقت رفع در حدیث رفع می‌پردازند. ایشان ضمن بررسی نظر مرحوم شیخ انصاری درباره نیاز به تقدیر در رفع تنزیلی، به نقد تفسیر آقاضیاء در نفی تقدیر و انتساب رفع به نفس فعل اشاره کرده و بر لزوم توجه به غرض شارع تأکید می‌کنند. سپس با تبیین تفاوت مجاز و کنایه، نقش دقیق فهم الفاظ در تحلیل‌های اصولی روشن می‌شود. در ادامه، قاعده امتنان و حدود آن بررسی شده و بیان می‌گردد که حدیث رفع تنها احکامی را برمی‌دارد که موجب ضیق ابتدایی مکلف‌اند، نه مواردی که رفع آن‌ها خود منشأ حرج یا تغییر در اصل تکلیف است. همچنین نسبت احکام اولیه، خطا و نسیان و نقش غرض شارع در تعیین دایره رفع تبیین می‌شود.

بررسی حدیث رفع (6)

توضیحات:

حدیث رفع و رفع تنزیلی در اصول فقه، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره حقیقت رفع در حدیث رفع می‌پردازند. ایشان ضمن بررسی نظر مرحوم شیخ انصاری درباره نیاز به تقدیر در رفع تنزیلی، به نقد تفسیر آقاضیاء در نفی تقدیر و انتساب رفع به نفس فعل اشاره کرده و بر لزوم توجه به غرض شارع تأکید می‌کنند. سپس با تبیین تفاوت مجاز و کنایه، نقش دقیق فهم الفاظ در تحلیل‌های اصولی روشن می‌شود. در ادامه، قاعده امتنان و حدود آن بررسی شده و بیان می‌گردد که حدیث رفع تنها احکامی را برمی‌دارد که موجب ضیق ابتدایی مکلف‌اند، نه مواردی که رفع آن‌ها خود منشأ حرج یا تغییر در اصل تکلیف است. همچنین نسبت احکام اولیه، خطا و نسیان و نقش غرض شارع در تعیین دایره رفع تبیین می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث رفع (6)

13
  • تلمیذ: حالا چرا طلبه نباید باشد؟! حج که این‌قدر واجب است که انسان ماشیاً هم اگر بتواند باید برود خب طلبه هم برود چای بدهد چه اشکال دارد؟! یعنی حفظ شأن طلبه در اینجا بر حج رفتن مقدم است؟!

  • استاد: نه ببینید در اینجا رعایت حیثیت خود افراد هم می‌شود این‌طور نیست که نباشد؛ یعنی همان خصوصیت و وضعیتی که این شخص در آنجا دارد در اینجا دارد. بله اگر یک طلبه‌ای بیاید و بگذرد، این یک مرتبۀ اعلائی را انجام داده است؛ یک مرتبۀ بالاتری را انجام داده است؛ مثل کسی است که حج بر او واجب است و قدرت دارد ماشیاً می‌رود یا متسکعاً می‌رود؛ این در اینجا مرتبۀ اعلا را انجام داده است؛ مثل امام حسن علیه‌السّلام که حج را که ماشیاً انجام می‌داد، ایشان می‌توانست با مراکبی که در جلوی او حرکت می‌کردند برود، مراکب متعددی هم داشت؛ ولی ایشان مرتبۀ عُلیای از آن استحباب را می‌خواهد در اینجا انجام بدهد. نسبت به طلبه و امثاله هم همین‌طور است.

  • تلمیذ: پس بر او واجب نیست؟

  • استاد: واجب نیست ولی اگر رفت، حجش را انجام داده یعنی بالاتر از وجوبی که خدا از او می‌خواست انجام داد. یعنی من‌باب‌مثال خدا یک چیزی به او بدهکار است، یعنی این هم حج را انجام داده و هم به خدا می‌گوید که ما یک حجی انجام دادیم که آبرویمان را هم برایت گذاشتیم؛ ولی در صورت عدم، خدا نمی‌تواند الزامش بکند که چرا نرفتی.

  • تلمیذ: اگر بعداً استطاعت پیدا کرد دیگر حج واجب نمی‌شود؟!

  • استاد: نه، دیگر حجش را انجام داده است.

  • متعلق حدیث رفع: احکامی که از رفع آن ضیق لازم نیاید

  • این مسئله در مورد این وضع هست. آن‌وقت این حدیث دلالت دارد بر اینکه رفع بعضی از اشیاء باید تکلیف و ضیقی نیاورد، اما اگر بر خلاف اول، رفع این حکم، موجب ضیق است؛ من‌باب‌مثال اگر خدا در مورد حج ـ بنا بر رأی قوم، حالا بر هر رأیی ـ بیاید استطاعت را بردارد، رفع استطاعت موجب ضیق است، دیگر در اینجا حدیث رفع نمی‌تواند بیاید استطاعت را بردارد؛ یا فرض کنید که شرائطی که آن شرائط به اصل وجوب برمی‌گردد به اصل تکلیف مثل بلوغ، عقل، قدرت و اینها، اینها را نمی‌تواند بردارد؛ ولی شرائط واجب را که ایشان می‌فرماید می‌تواند بردارد؛ یعنی تکلیف آمده منتها خود واجب یک شرائطی دارد برداشت شرائط تکلیف برداشت خود تکلیف است دیگر، یعنی این‌هم از آن مواردی هست که رفع نمی‌شود.

/ 0