
ادلۀ قرآنی بر برائت (5)
برائت در شبهات حکمیه در این جلسه از سلسله مباحث اصول فقه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دلالت آیات قرآن بر جواز فعل و ترک در موارد فقدان نص، اجمال نص و تعارض نص میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا احتیاط الزامآور در چنین مواردی قابل اثبات است یا نه. ابتدا آیه «و ما لکم ألا تأکلوا...» تحلیل میشود و نشان داده میشود که سیاق آیه ناظر به موارد شبهه است نه علم به حکم. سپس اشکال مرحوم شیخ انصاری درباره لزوم علم در تفصیل احکام مطرح و پاسخ داده میشود که تفصیل احکام مانع جهل مکلف نیست. در ادامه با استناد به آیات «من اظلم...» و «ولا تقولوا لما تصف ألسنتکم» بیان میشود که الزام به احتیاط در شبهات، در صورت انتساب حکم به خدا بدون علم، مصداق افتراء است. نتیجه جلسه نفی وجوب احتیاط الزامی و تأکید بر اصل برائت است.
ادلۀ قرآنی بر برائت (5)
توضیحات:
برائت در شبهات حکمیه در این جلسه از سلسله مباحث اصول فقه، آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دلالت آیات قرآن بر جواز فعل و ترک در موارد فقدان نص، اجمال نص و تعارض نص میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا احتیاط الزامآور در چنین مواردی قابل اثبات است یا نه. ابتدا آیه «و ما لکم ألا تأکلوا...» تحلیل میشود و نشان داده میشود که سیاق آیه ناظر به موارد شبهه است نه علم به حکم. سپس اشکال مرحوم شیخ انصاری درباره لزوم علم در تفصیل احکام مطرح و پاسخ داده میشود که تفصیل احکام مانع جهل مکلف نیست. در ادامه با استناد به آیات «من اظلم...» و «ولا تقولوا لما تصف ألسنتکم» بیان میشود که الزام به احتیاط در شبهات، در صورت انتساب حکم به خدا بدون علم، مصداق افتراء است. نتیجه جلسه نفی وجوب احتیاط الزامی و تأکید بر اصل برائت است.
ادلۀ قرآنی بر برائت (5)
13حالا در مورد حلال و حرام؛ خداوند حلالی را نازل کرده و حرامی را نازل کرده در اینجا خداوند تأیید میکند و تنقید میکند از شخصی که جاهلاً همینطوری بهنحو متعارف [چیزی را بهعنوان احکام] بگوید، ﴿لِمَا تَصِفُ أَلۡسِنَتُكُمُ﴾ یعنی همینطوری لاابالی و بهنحو لاابالی بگوید که این حرام است و آن حلال است، خدا در اینجا میگوید که اگر لسان شما به حکمی ناطق میشود باید نسبت به حکم عالم باشید و نمیتوانید همینطور بگویید که هذا حلالٌ و هذا حرامٌ إلاّ أن تکون عالِمین بأنّه هذا حلالٌ و هذا حرامٌ خب در شبهات بهطورکلی این بحث پیش میآید که میگویند: آقا این کار را انجام بده و آن کار را انجام نده، احتیاط بکن یا احتیاط نکن. در شبهات، قول به وجوب احتیاط در شبهات تحریمیه و شبهات حکمیه این همان عبارةٌ اُخریٰ قول به حرام مِن غیرِ علمٍ است؛ بنابراین این آیه هم میتواند یکی از آیاتی باشد که مورد استناد قرار بگیرد.
ما این بحث آیات را إنشاءالله در این جلسه تمام میکنیم و بحث دیگری را شروع میکنیم که روایات و اینها هست. آیات بسیار زیادی در مورد قول به غیر علم یا ارتکاب یک شیء به غیر علم...
...آیات عدیده، چه آنچه که قوم به اینها استدلال کردهاند مانند: ﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبۡعَثَ رَسُولٗا﴾1 و یا آیۀ ﴿وَمَا كَانَ ٱللَهُ لِيُضِلَّ قَوۡمَۢا بَعۡدَ إِذۡ هَدَىٰهُمۡ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ﴾2 و یا آیاتی که صراحت دارند در جواز برائت در شبهات حکمیه و همینطور آیات دیگری که به نظر میرسید ممکن است مورد استفاده قرار بگیرند ذکر شد. لذا با توجه به اینها میتوانیم بگوییم که در شبهات حکمیه در مورد فقدان نص یا اجمال نص یا تعارض نصیّن طبق آیات قرآن اختیار با انسان و با مکلف است.
تلمیذ: این احتیاطهای وجوبی که در رسالهها هست چطور است؟
استاد: آنها هم همینطور هستند البته باید دید برگشت اینها به چیست؟! آیا آن مفتی واقعاً حکم الله را فهمیده یا نفهمیده است؟! در خیلی از موارد، در نود درصد نمیفهمند لذا مدام میگویند که احتیاط کنید! یعنی این مواردی که شما چیز میکنید بهخاطر جهل به حکم است و لذا مکلف را در ضیق قرار میدهند و میگویند: احتیاط کن، احتیاط کن، احتیاط کن!
- سوره اسراء (17) آیه 15. امام شناسى، ج 18، ص 299:
«ابداً دأب و دَیْدن ما آن نیست که عذاب کنیم مگر زمانى که رسولى را بفرستیم و حجّت را تمام نماییم.» - سوره توبه (9) آیه 115. معاد شناسى، ج 8، ص 212:
«دأب و عادت خدا اینطور نیست که قومى را گمراه کند بعد از آنکه آنان را هدایت کرده است تا آنوقتى که براى آنها کیفیت تقوا و موارد تقوا را بیان کند».
- سوره اسراء (17) آیه 15. امام شناسى، ج 18، ص 299:
