
ادلۀ قرآنی بر برائت (4)
اصل برائت در قرآن در این جلسه از منظر آیه «قل لا أجد فی ما أوحی...» و نسبت آن با تحریمهای الهی بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که محور بحث، فهم درست توبیخ الهی نسبت به یهود است و اینکه آیا این آیه دلالت بر برائت در موارد شک دارد یا نه. ایشان نشان میدهد که توبیخ آیه ناظر به جعل حکم جدید در مقابل حکم الهی و نسبت دادن حرمت به خداوند است، نه صرف عدم علم به حکم. در ادامه، دیدگاههایی که آیه را منحصر در موارد علم تفصیلی میدانند نقد میشود و تفکیک میان «علم به اباحه» و «ادعای حرمت در مقام شک» توضیح داده میشود. نتیجه بحث این است که آیه بیش از آنکه ناظر به اصول عملی در شبهات باشد، بر پرهیز از افترا در نسبت دادن حکم به خدا دلالت دارد و بهتنهایی برای اثبات برائت در همه موارد شک کافی نیست.
ادلۀ قرآنی بر برائت (4)
توضیحات:
اصل برائت در قرآن در این جلسه از منظر آیه «قل لا أجد فی ما أوحی...» و نسبت آن با تحریمهای الهی بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که محور بحث، فهم درست توبیخ الهی نسبت به یهود است و اینکه آیا این آیه دلالت بر برائت در موارد شک دارد یا نه. ایشان نشان میدهد که توبیخ آیه ناظر به جعل حکم جدید در مقابل حکم الهی و نسبت دادن حرمت به خداوند است، نه صرف عدم علم به حکم. در ادامه، دیدگاههایی که آیه را منحصر در موارد علم تفصیلی میدانند نقد میشود و تفکیک میان «علم به اباحه» و «ادعای حرمت در مقام شک» توضیح داده میشود. نتیجه بحث این است که آیه بیش از آنکه ناظر به اصول عملی در شبهات باشد، بر پرهیز از افترا در نسبت دادن حکم به خدا دلالت دارد و بهتنهایی برای اثبات برائت در همه موارد شک کافی نیست.
ادلۀ قرآنی بر برائت (4)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
آقای بروجردی یک وقت بالای منبر بود آن موقع بلندگو نبود، از آن انتهای مجلس یک نفر گفت: آقا! صدایتان نمیرسد! ایشان گفت: صبر کنید، بلند میشود به شما میرسد!
یک دفعه داشتند بحث میکردند، به ادنیٰ مناسبتی بحث جبر و اختیار پیش آمد، بعد ایشان این شعر را خواندند:
اینکه گویی این کنم یا آن کنم *** خود دلیل اختیار است ای صنم1 [ایشان] «خود دلیل اختیار است» را گفتند و «ای صنم» را نگفتند، بعد یکی از آن عقب برگشت گفت: ای صنم! ای صنم! ای صنم! چون شعر مولوی بود و مثنوی، ای صنمش را نگفتند چون خیال میکردند مناسب وضع مجلس نیست، ایشان خیلی مؤدب بودند، بسیار شخص مؤدبی بودند!
ادامه بحث در آیۀ ﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ...﴾
﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَهِ بِهِۦ﴾2 إحنا قُلنا بِالنسبةِ إلی مفاد هذه الآیة کیفیة الاستدلال بِهذا الشکل:
[ما نسبت به مفاد این ایه و کیفیت استدلال به آیه اینطور میگوییم]:
خداوند یهود را توبیخ میکند بر اینکه یحرمون علی أنفسهم بعض الاشیاء مثل لحم و غیر ذلک عن تلقاء أنفسهم علی حیال هذا الحکم منزّل مِن الله تعالی و الرّسول یوبخهم و انّه لا أجد فی ما أوحی إلیه محرّماً، انّ الماکول و غیر ذلک علی طاعمٍ، یعنی کلّ شخص یطعم، کل شخص و یأکل و تبدّی إلا إن دماً مسفوحاً ....
[که بعضی از اشیاء مثل لحم و غیر آن را بر خودشان حرام کردند. این تحریم از ناحیۀ خودشان بود در مقابل حکمی که خدا تنزیل نموده توبیخشان میکند که در آنچه بر من وحی شده چیزی را محرَّم نیافتم جز آنکه میته باشد یا خون ریخته (جهنده) یا گوشت خوک که پلید است و یا حیوانی که بدون ذکر نام خدا از روی فسق و نافرمانی ذبح کنند. و (در همینها که حرام شده) هرگاه کسی به خوردن آنها مضطر گردید صرف کند، در صورتی که از روی ستم و از راه تعدی (از فرمان خدا) نباشد، همانا خدای تو بسیار بخشنده و مهربان است.]
- مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر پنجم، ص 498:
اینکه فردا این کنم یا آن کنم *** این دلیل اختیار است ای صنم - سوره انعام (6) آیه 145.ترجمه: «بگو: در احکامی که به من وحی شده من چیزی را که برای خورندگان طعام حرام باشد نمییابم جز آنکه میته باشد یا خون ریخته (جهنده) یا گوشت خوک که پلید است و یا حیوانی که بدون ذکر نام خدا از روی فسق و نافرمانی ذبح کنند. و (در همینها که حرام شده) هرگاه کسی به خوردن آنها مضطر گردید صرف کند، در صورتی که از روی ستم و از راه تعدی (از فرمان خدا) نباشد، همانا خدای تو بسیار بخشنده و مهربان است.» (محقق)
- مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر پنجم، ص 498:
